Thursday, February 17, 2011

انتقاد



by Shobeir Sheida on Wednesday, February 16, 2011 at 11:58pm

دوست عزیز، رفیق فیس بوکی، هم میهن رانده شده از وطن، من به شما انتقاد دارم.ـ

ای کسی که شناخته شده و معروفی، خودت را حامی جنبش مردمی و سبزها میدانی، برای خودت وبلاگ و وبسایت و تلویزیون و کانال یوتیوب و ستون ثابت در روز آنلاین و جرس داری، فرند لیستت در فیس بوک پر شده یا دارد پر می شود و فن پیج داری. کلیک خورت بالاست و برو بیا داری و با تو از وی او ای و بی بی سی و دویچه وله و رادیو فردا و ... مصاحبه می کنند، زندانی سیاسی بودی و مبارزه کردی و قلم زدی و تحلیل می نویسی. من به شما انتقاد دارم.ـ

الان دو روز است که معلوم نیست چه بر سر میر حسین موسوی آمده. چرا ساکت و منفعل نشستی؟ هزار و پانصد نفر را گرفتند و دستگیری ها ادامه دارد، چرا ساکت نشستی؟ دانشجویان داغدار را زدند و گرفتند و تحقیر کردند و کسی به دادشان نرسید، چرا ساکت نشستی؟ شهید سبزمان را دزدیدند و آخرش خبرچین شریعتمداری معرفیش کردند، چطور ساکت نشستی؟ مگر تو نبودی که در صفحه 25 بهمن عضو شدی و دیگران را هم دعوت کردی؟

مگر خبر دار نشدی که مردم آمدند و زیاد هم بودند و باز هم چماق و اشک آور و گلوله خوردند و با وجود این فریاد اعتراضشان را سر دادند؟

منتظر چه هستی؟ منتظر اینکه موسوی و کروبی فراخوان بدهند و تو حمایت کنی؟ آنها که در یک قدمی چوبه دار هستند و شهر آماده انفجار. مسئولیت تاریخی خودت را حس نمی کنی؟ منتظری موسوی بیانیه بدهد که آی سبز ها بیایید و من را از دست این نامردمان نجات بدهید؟

باید پا پیش گذاشت و منسجم شد. باید سازماندهی کرد. برای برنامه ریزی و سازماندهی ادامه مبارزه، ما خارج نشینها امکاناتی را داریم که دوستانمان در داخل ندارند، اولین و مهم ترینش امنیت! آیا واقعا امکان این نیست که این کار را پروژه کنیم، تقسیم مسئولیت کنیم و دست کم از این راه کمکی به سبزهای داخل کنیم؟

اینجا و آنجا و جلوی این سفارت و آن کنسولگری تجمع ترتیب دادن چه فایده ای دارد؟ آخرش این است که اوباما و کلینتون و مرکل و اشتون و بقیه اعلام حمایت می کنند. این چه باری از دوش هم میهنانمان در داخل بر می دارد؟

کسانی که باب کردند خارج نشینها نباید اظهار نظر و برنامه ریزی کنند و تنها اجازه دارند خبرها را منتقل کنند و این حرفها، از نظر من اگر غرض نداشته باشند، دست کم اشتباه می کنند. فعالان داخل که اگر گوشه زندان نباشند، زیر ذره بین هستند و اگر دست از پا خطا کنند می روند گوشه زندان. سران جنبش هم که در حصرند، شما هم که حرکتی نمی کنی مبادا که خطایی سر بزند و بخواهی روزی پاسخگو باشی، پس چه کسی برای ادامه جنبش برنامه ریزی کند؟ چه کسی به این مردم به جان آمده بگوید که قدم بعدی چیست؟

لطفا این نوشته را اگر خواندی ایگنور نکن. نمیخواهم زیرش لایک بزنی، میخواهم یک فکر اساسی کنی. میخواهم سراغ دفترچه تلفنت و سراغ ایمیل لیستت بروی و با دوستان دیگر که می شناسی صحبت کنی. میخواهم برای تجمع بعدی در حمایت از مردم، در حمایت از رهبران در حصر جنبش و به یادبود جان دادگان روز دوشنبه، فراخوان بدهی. جای خالی یک فراخوان مشترک از سوی همه فعالان سیاسی سبز که امکان صحبت کردن را دارند، باید پر شود. خود تو رفیق که این نوشته را می خوانی، تو و دوستان سبزت، شما باید فراخوان بدهید برای تجمع بعدی و تجمع های بعدی. شاید شیخ و میر حسین دیگر نتوانند بیانیه و فراخوانی بدهند. مسئولیت تاریخیت را فراموش نکن هم میهن!ـ

1 comments:

Anonymous said...

به نظر من دیگه لازم نیست همه یه جا جمع شن تا بگیم که تعدادمون زیاده...به چند دلیل : حکومت اجازه جمع شدن رو به هیچ وچه نمیده و دوم اینکه هم اونا و هم ما میدونیم که حجم مخالفا خیلی بیشتر از ساندیس خورهاس... منم موافقم که الان دیگه وقت مبارزه شده دوره گفتگو و اصلاح و این چیزا سر اومده چون حاکمیت شمشیر رو از رو بسته.. به تاریخ انقلاب هم که نگاهی بندازیم میبینیم فقط دو سه تا تظاهرات سراسری رخ داده. بقیه فعالیتهای انقلابی مردم شعار های شبانه بوده و ّپخش اعلامیه.. این اعلامیه رو باید خیلی جدی بگیریم واسه اطلاع رسانی خارج نت. این روزا خیلی ها پرینتر و کوپی دارن. کافیه یه متن مشترک شامل چندتا سرخط خبر و افشاگری سیاسی و اقتصادی(مثل خبرنامه های سازمانی که تو سپاه هم هست) نصف a4 چاپ کنیم بریزیم تو خونه های اطرافمون تو اتوبوس و تاکسی باور کنید خیلی جواب میده... فقط مهم اینه که یه جایی مثلا یه صفحه فیس بوک یا سایت کلمه جرس یه متن مشترک رو هفته ای یا روزانه مشخص کنه واسه چاپ کردن. یه مدت که گذشت مردم بش عادت میکنن و از این راه میشه در زمان مناسب فراخوان تجمع هم داد