<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-5866776925527415171</id><updated>2011-07-08T10:50:08.357+02:00</updated><category term='جدال اصولگرایان'/><category term='دموکراسی'/><category term='مبارزه'/><category term='۲۵ بهمن'/><category term='شهروند'/><category term='attack'/><category term='تمامیت خواهی'/><category term='کودتا'/><category term='دیکتاتوری'/><category term='Israel'/><category term='ایران'/><category term='مردم'/><category term='بیانیه'/><category term='رادیکال'/><category term='آرمان'/><category term='انتخابات'/><category term='جنبش'/><category term='Iran'/><category term='براندازی نظام'/><category term='سبز'/><category term='اصلاحات'/><category term='اپوزیسیون'/><category term='provocation'/><category term='جنبش بهمن'/><category term='سرنگونی رژیم'/><category term='نسل دوم'/><category term='اعدام'/><title type='text'>فریاد آزادی</title><subtitle type='html'></subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>Shobeir Sheida شبیر شیدا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10258030781842801052</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/Sl_5Fl6mPqI/AAAAAAAAAAs/30op8kDy5XI/S220/n636073127_281986_8838.jpg'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>34</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5866776925527415171.post-436021997363859994</id><published>2011-04-19T23:46:00.001+02:00</published><updated>2011-04-19T23:54:51.437+02:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='جدال اصولگرایان'/><title type='text'>جدال اصولگرایان و تاثیر آن بر جنبش سبز</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;p&gt;جدال میان اصولگرایان (باند احمدی نژاد و طیف مقابل آن) بر سر انحصار منابع  قدرت و ثروت در ایران است. چه این جدال به حذف یکی از طرفین منتهی شود (که  بعید به نظر می رسد) و چه این دو گروه بر سر تقسیم منابع ثروت - قدرت به  تفاهم و تعادل جدیدی برسند، این درگیری اثر مثبت مستقیمی بر وضعیت جنبش سبز  نخواهد داشت، چرا که در هر صورت خلا قدرتی به وجود نخواهد آمد که جنبش سبز  بخواهد (یا بتواند) از فرصت استفاده کرده و آن را پر کند. جنبش سبز از  چارچوب حاکمیت خارج شده و باز گشت آن به درون حاکمیت و شرکتش در منابع قدرت  - ثروت امری محال به نظر می رسد.ـ&lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;در عین حال می توان تاثیرات غیر مستقیمی را از این کشمکش بر روی بخشهای مختلف جنبش سبز پیش بینی کرد:ـ&lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;بخش  اصلاح طلب جنبش سبز یعنی شاخه ای که هادیان و حامیان آن بر پابرجا ماندن  اصل نظام و قانون اساسی آن تاکید دارند در اثر این درگیری ها هرچه بیشتر به  حاشیه سیاسی - رسانه ای رانده خواهد شد. حتی در صورت حذف یکی از طرفین  درگیر در جدال اصولگرایان (که منطقا باند احمدی نژاد باشد) باز هم نمی توان  تصور کرد که تا زمانی که علی خامنه ای زنده است، اجازه بازگشت اصلاح طلبان  به صحنه رسمی سیاسی کشور را به آنان بدهد. خامنه ای به آسانی بحران هشت  سال اصلاحات را پشت سر نگذاشت که اکنون بخواهد به محمد خاتمی و همفکرانش  اجازه مطرح شدن دوباره بدهد، چه برسد به مهدی کروبی و میر حسین موسوی و  همفکرانشان که عملا دو سال در برابر اراده وی ایستادگی کردند و مانند خاتمی  تسلیم هم نشدند.ـ&lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;برای بخش آزادیخواه جنبش سبز،  گروهی که خواستار مبارزه مدنی برای اصلاح جامع و کامل قانون اساسی،  دموکراسی کامل و جدایی دین از سیاست هستند، دعوای درونی اصولگرایان بطور  غیر مستقیم پیامد های مثبتی در پی خواهد داشت. به این دلیل که این جنجال تا  حدود زیادی به بحران مشروعیت نظام دامن می زند و با در معرض دید قرار دادن  تناقض های بزرگ نظام در دوره های زمانی کوتاه، حامیان غیر ذی نفع نظام را  نسبت به اقتدار و ابهت و راستگویی آن بدگمان می کند. احمدی نژاد از جایگاه  قهرمان ملی و هسته ای به مرتبه دشمن اسلام و نظام و عامل فراماسونری و غیره  فروکاسته می شود و تغییر جهت های ناگهانی در دستگاه تبلیغاتی نظام در بین  مردم عادی و بخصوص طبقه فرودست و روستایی اثر مخربی بر روی مشروعیت نظام  خواهد داشت. احمدی نژاد در سالهای اخیر مبالغ قابل توجهی را بصورت صدقه وار  صرف خرید محبوبیت در میان اقشار فرودست و روستایی نموده و بر مبنای همین  پشتوانه است که به اصولگرایان چنگ و دندان نشان می دهد.ـ&lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;روی  هم رفته و در مقام جمع بندی می توان گفت که جدال به ظاهر داغ و جدی  اصولگرایان و نتیجه آن از نظر نگارنده تاثیر تعیین کننده ای بر روی جنبش  سبز نخواهد داشت و اگر اتفاق خاصی (جنگ، ظهور امام زمان، برخورد یک شهابسنگ  با کره زمین و ...) رخ ندهد،  تنها راه پیش روی جنبش سبز کماکان ادامه  رویکرد مربوط به همراه کردن هرچه بیشتر جامعه با جنبش و تلاش برای رفع  اختلافات تئوریک موجود بین طیفهای اصلاح طلب و آزادیخواه آن و ایجاد یک  مخرج مشترک خواهد بود.ـ&lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;div class="photo photo_none"&gt;&lt;div class="photo_img"&gt;&lt;img style="width: 493px;" class="img" src="https://fbcdn-sphotos-a.akamaihd.net/hphotos-ak-snc6/207064_10150174581358128_636073127_6888132_4208991_n.jpg" /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5866776925527415171-436021997363859994?l=iranfreedomcall.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/feeds/436021997363859994/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5866776925527415171&amp;postID=436021997363859994&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/436021997363859994'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/436021997363859994'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/2011/04/blog-post_19.html' title='جدال اصولگرایان و تاثیر آن بر جنبش سبز'/><author><name>Shobeir Sheida شبیر شیدا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10258030781842801052</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/Sl_5Fl6mPqI/AAAAAAAAAAs/30op8kDy5XI/S220/n636073127_281986_8838.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5866776925527415171.post-6936955245302010813</id><published>2011-04-09T21:55:00.000+02:00</published><updated>2011-04-09T21:56:48.026+02:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اصلاحات'/><title type='text'>دگردیسی اصلاحات</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;p&gt; در سالهای گذشته واژه «اصلاحات» در معناهای مختلفی به کار  رفته است. اگر اصلاحات را به معنای تغییر گام به گام در ساختار سیاسی در  نظر بگیریم و آن را در نقطه مقابل «انقلاب» قرار دهیم، کماکان به نظر می  رسد که بهترین گزینه برای سامان دادن  به کلاف سردرگم مشکلات سیاسی،  اجتماعی، اقتصادی و بین المللی ایران، روش اصلاحی باشد. به باور نگارنده،  اختلافات اصلی میان اصلاح طلبان بر سر مفهوم اصلاحات و اصلاح طلبی در ایران  از آنجا شروع شد که بخشی از نیروهای سیاسی واژه «اصلاحات» را به نام خود  ثبت و ضبط کردند، اما در عمل روشی را در پیش گرفتند که به هیچ عنوان نتیجه  اش اصلاح نظام نبود. در ادامه تلاش خواهم کرد این مساله را بصورت بازتری  مطرح کنم.ـ&lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;اصلاحات مورد نظر جبهه دوم خرداد از  ابتدا بر دو عامل منطقی و طبیعی اتکا داشت، «فشار از پایین و چانه زنی از  بالا». به این معنا که با استفاده از فشار اجتماعی که در سطح و بدنه اجتماع  (و ناشی از سیاستهای اشتباه و ناکارامد طیف حاکم) به وجود آمده بود، قرار  بود صاحبان قدرت تحت فشار قرار داده شوند تا  در برابر مطالبات اصلاحی (که  توسط سیاستمداران اصلاح طلب نمایندگی می شدند) عقب نشینی کنند. شرایط  اصلاحات به خوبی فراهم بود و دو بخش از قوای دموکراتیک حاکمیت (مجلس و  دولت) در اختیار اصلاح طلبان قرار داشت.ـ&lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;اما در این  میان به نظر من اراده واقعی برای مبارزه سیاسی در جهت اهداف اصلاحات در  میان بعضی دولتمردان جنبش اصلاحات غایب بود. در مواردی که باید «چانه زنی  از بالا» ادامه پیدا می کرد، در برابر «حکم حکومتی» و «تشر رهبری» و «تهدید  سپاه» عقب نشینی انجام گرفت و آنجا که می بایست از اهرم «فشار از پایین»  استفاده می شد، نه تنها این کار را انجام ندادند، بلکه در عمل پشت نیروی  اجتماعی حامی اصلاحات را خالی کردند. کسانی که در سالهای اصلاحات در جریان  امور سیاسی بودند بدون شک چنین نقاط تاریکی را به خاطر دارند، از حکم  حکومتی رهبر به مجلس (و عقب نشینی مجلس) درباره قانون مطبوعات گرفته تا  حوادث هجدهم تیر و پس از آن.ـ&lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;برداشت شخصی من به  عنوان یکی از فعالان اصلاح طلب آن دوران این است که بخشی از اصلاح طلبان  (بخصوص شخص آقای خاتمی) بصورت مشخص ادامه مسیر اصلاحات را در جهت مخالف  مصالح نظام و خطری برای حاکمیت ایدئولوژیک اسلامی ارزیابی نموده، در عمل  پشت اصلاحات را خالی کردند. فراموش نکنیم که در آن زمان هنوز عده زیادی از  سیاستمداران ایران به هیچ عنوان قادر به تصور یک نظام کاملا دموکراتیک و  جدایی دین از سیاست نبودند و این عده هنوز هم درجنبش سبز حضور و نفوذ  دارند. برای این دوستان، «انقلاب اسلامی» و «نظام اسلامی» آنقدر ارزشمند  هستند که حتی دیکتاتوری سیاه خامنه ای را به یک جمهوری تمام عیار و سکولار  ترجیح می دهند. به نظر من مسئول ضعف امروزین جنبش سبز هم، در مواردی، همین  حضرات هستند.ـ&lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;مشکل ما با عده ای از سیاستمداران است  که جنبش های سیاسی و اجتماعی را تنها تا آنجا می خواهند که موجب به قدرت  رسیدن خودشان و دوستانشان شود. اگر احساس کنند که روند رویدادها به سمت  ایجاد تغییرات بنیادی پیش می رود، تمام قوایشان را به کار خواهند برد تا  ترمز چنین حرکتی را بکشند و آنرا متوقف کنند. دلیلش هم این است که در شرایط  انتخابات کاملا آزاد، شانس زیادی برای ورود به ساختار قدرت برای خود نمی  بینند و در صورت پا گرفتن عدالت بی طرفانه و رسیدگی به وقایع گذشته، کمابیش  پرونده غیر قابل دفاعی در طول سالیان گذشته، بخصوص دوران انقلاب و پس از  آن برای خود فراهم آورده اند. پیشینه هایی که در اغلب موارد حاصل جنگ  خشونتبار قدرت در سالهای اولیه انقلاب هستند و باز کردن این مساله البته در  این مختصر نمی گنجد.ـ&lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;وضعیت فعلی صحنه سیاسی اما با  دوران «اصلاحات» تفاوت عمده ای دارد. هرچند عامل تعیین کننده «فشار از  پایین» کماکان وجود دارد و حتی می توان گفت بر اثر سیاستهای کاملا اشتباه  حاکمیت در سالهای اخیر افزایش نیز یافته، اما ماهیت این نارضایتی اجتماعی  نیز به میزان قابل توجهی «رادیکال» شده است، به گونه ای که پتانسیل حرکات  انفجاری جامعه می توانند ماهیتی شورش وار و غیر قابل کنترل پیدا کنند که  چنین حرکاتی طبعا نتایج قابل پیش بینی نخواهند داشت و می توان پیامد های  مختلفی از جمله جنگ داخلی و گسست شیرازه امور، حاکمیت هرج و مرج و مداخله  خارجی را در پس آنها تصور کرد. به عبارت دیگر می توان گفت اگر در دوران  اصلاحات مجلس و دولت (به همراهی رسانه های آزاد) قادر به مدیریت و جهت دهی  توان و خواست اجتماعی مردم در مسیری مدنی و بدون خشونت برای اصلاح امور  بودند، این کار امروزه به دلیل «خشم عمومی» که زیر پوست جامعه رشد می کند و  در غیبت سازوکار رسانه ای غیر وابسته به حاکمیت، امری بسیار مشکل و حتی  بعید به نظر می رسد.ـ&lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;از سوی دیگر، بازوی دوم  اصلاحات کلاسیک در ایران، یعنی «چانه زنی از بالا» هم در عمل از صحنه سیاسی  ایران حذف شده است. امروزه به جرات می توان گفت که نمایندگان «اصلاحات» در  عرصه حکومتی وجود ندارند. آنچه از دولتمردان در بدنه نظام باقی مانده،  افرادی هستند که در گفتار و عمل فصل الخطاب بودن نهاد رهبری و ارگانهای  امنیتی و نظامی مورد حمایت وی را پذیرفته اند. سیاستمداران مورد قبول نظام،  حتی اگر نیات اصلاح گرانه در پس اندیشه خود پنهان کرده باشند، به علت  همراهی با حاکمیت یا سکوت خود بخصوص در دو سال اخیر، از چشم بخش ناراضی و  تحول خواه اجتماع افتاده اند و اعتمادی به آنان وجود ندارد. ان دسته هم که  صادقانه در جبهه تحول خواهی قرار گرفتند سرنوشتشان خروج از حاکمیت، زندان و  یا تبعید بوده است.ـ&lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;بنابر این می توان نتیجه گرفت  که اصلاحات از نوع گفتمان دوم خرداد عملا غیر ممکن گشته و مسیر پیش رو  بیشتر از جاده «مردم و جامعه» می گذرد تا «حاکمیت». به خوبی قابل مشاهده  است که بخش بزرگ و غالب طبقه متوسط خواستار ایجاد تغییر در نظام سیاسی  هستند و آنچه این نیروی پتانسیل اجتماعی در حال حاضر کم دارد، سیاستمدارانی  هستند که خواسته های نیروهای تحول خواه را به زیانی ساده و روشن، اما قاطع  و صادقانه نمایندگی کنند. سیاستمدارانی که به هر شکل ممکن، آزادی سخن گفتن  داشته باشند و از امنیت برخوردار باشند و در عین حال بتوانند اعتماد بخش  تحول خواه جامعه را یکبار دیگر به اصلاحات «واقعی» جلب کنند. سیاستمدارانی  که نیروی اجتماعی تحول خواه را در مسیر «مبارزه بدون خشونت» سامان دهی کنند  و در عین حال بخشهای مختلف جامعه را با همان تکثر واقعی که در بطن جامعه  هست، نمایندگی کنند.ـ&lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;تصور می کنم که بهترین گزینه  برای این کار بزرگ، فعالان جوانی هستند که از یک سو گرایش های ایدئولوژیک و  وابستگی به قطب های پیشین و امروزین قدرت را به دنبال خود نمی کشند و از  این جهت قادر به جذب اعتماد جامعه هستند و از سوی دیگر به دلیل برخورداری  از مطالعه کافی و بهره مندی از تجارب نخبگان ایرانی و غیر ایرانی معاصر،  قادر به ارائه راهکار های مناسب برای ادامه جنبش و نهادینه کردن خواسته های  منطقی و به حق سرکوب شده در بطن جامعه می باشند. شرایط امروز ما را قادر  می سازند که از فن آوری ارتباطات به نحو بسیار موثری در سازماندهی خرد جمعی  و یافتن راههای موثر برای جلوگیری از تحولات انفجاری و غیر قابل پیش بینی،  یا دست کم هدایت واکنشهای ناگهانی جامعه به سمت روندی سازنده و در جهت  آبادی و آزادی کشورمان استفاده کنیم.ـ&lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;آنچه به آن  نیاز داریم، همت است و شفافیت و روراست بودن با خود و مخاطبان، به همراه  قابلیت تعامل و پذیرش گونه گونی طیفهای دگرگونی خواه اجتماع. باید حداقل  هایی اصولی و غیر قابل چشم پوشی یافته و به زبان ساده فرمول بندی شوند و  تمام گروههای موجود وادار به اعلام موضع در برابر این حداقل ها گردند. در  این صورت می توان امیدوار بود که باب گفتگو درباره آینده اصلاحات واقعی در  کشور ایران گشوده شود. اصلاحاتی که نه در دالان های بیت رهبری، بلکه در  میزگردها و بیانیه های مشترک گروههای مختلف و سیاستهای هم جهت و هماهنگ  بخشهای دگرگونی خواه صحنه سیاسی و اجتماعی، قدرت واقعی خود را می  نمایانند.ـ&lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;div class="photo photo_none"&gt;&lt;div class="photo_img"&gt;&lt;img class="img" src="https://fbcdn-sphotos-a.akamaihd.net/hphotos-ak-snc6/205097_10150165651933128_636073127_6803843_2398032_n.jpg" /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5866776925527415171-6936955245302010813?l=iranfreedomcall.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/feeds/6936955245302010813/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5866776925527415171&amp;postID=6936955245302010813&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/6936955245302010813'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/6936955245302010813'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/2011/04/blog-post.html' title='دگردیسی اصلاحات'/><author><name>Shobeir Sheida شبیر شیدا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10258030781842801052</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/Sl_5Fl6mPqI/AAAAAAAAAAs/30op8kDy5XI/S220/n636073127_281986_8838.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5866776925527415171.post-8754605721304256142</id><published>2011-03-25T09:30:00.007+01:00</published><updated>2011-03-25T20:43:00.424+01:00</updated><title type='text'>چه کسی در وضعیت امروز آقایان موسوی و کروبی مقصر است؟</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;کماکان از میر حسین موسوی و مهدی کروبی و  همسرانشان خبر خاصی در دست  نیست. حصر، زندان، بازداشت، هر چه که بخواهید  اسمش را بگذارید، آنها در  حال حاضر در چنگال دشمنان قسم خورده خود اسیرند.  به نظر من تقصیر این  وضعیت مستقیما متوجه خود ما، بدنه اجتماعی جنبش سبز و  به خصوص چهره های  مطرح و تصمیم گیرنده این جنبش در خارج از کشور است.  افرادی که رسانه های  پر مخاطب را در اختیار دارند و در پیدا و نهان، به  افکار عمومی بدنه  اجتماعی جنبش سمت و جهت می دهند.ـ&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;آقایان موسوی و  کروبی یک سال تمام دعوت به هیچ تجمعی نکردند، در عین حال بارها و بارها در  هر فرصتی، چه   از طریق بیانیه و چه پیام و مصاحبه تکرار کردند که «مردم  رهبر جنبش  هستند»  و «مردم باید جنبش را به پیش ببرند». دیگر به چه زبانی  باید می  گفتند که  تحت فشار و زیر ذره بین حاکمیت قرار دارند و نوبت خود  جنبش است  که ادامه  اعتراضات را سامان دهد؟ در تمام این مدت هر زمان بدنه  اجتماعی و  شبکه جنبش  خواست پا پیش بگذارد، عده ای از سروران به میان  دویدند که دست  نگهدارید و  «از رهبران سبز عبور نکنید»! به همین دلیل عملا  یک سال هیچ  حرکتی انجام نشد، تا جایی که آقایان موسوی و کروبی دیدند اگر   خودشان دست  به کار نشوند، هیچ ابتکار و برنامه ریزی عملی از متولیان  جنبش، آنان که در امنیت خارج از ایران  هستند، سر نخواهد زد.ـ&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;با  علم به این موضوع که حاکمیت آنان را به عنوان  «سران فتنه» نشان کرده است،  موسوی و کروبی شجاعانه برای بیست و پنج بهمن   فراخوان (هرچند غیر مستقیم)  دادند، با وجود این که می دانستند بعد از یک سال   بی تحرکی جنبش، این  فراخوان آنها سرکوبگران را مطمئن خواهد کرد که اگر این   دو نفر مهار شوند  یعنی جنبش مهار شده. روز بیست و پنجم بهمن حکومتیان به این نتیجه رسیدند و  از آن مطمئن شدند که  اگر جنبش سبز تنها با فراخوان این دو نفر  به خیابان  می آید، بدیهی است که  در صورت مهار و از میدان خارج شدن این دو نفر،  دیگر  مزاحمتی ایجاد نکند!  فهم این  مساله واقعا  احتیاج به نبوغ بیش از اندازه  ندارد و کاملا واضح است. با  این وجود موسوی و  کروبی این فداکاری را  کردند و هزینه اش را با به حصر کشیده شدن پرداخت کردند، با  امید به اینکه  متولیان  جنبش، آن دسته که از امنیت و آزادی عمل برخوردارند، به  خود  بیایند.ـ&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;هرچند شورای هماهنگی راه سبز امید پس از  تظاهرات بیست و پنجم  بهمن اعلام موجودیت کرد و تحت فشار فعالان سیاسی و  اجتماعی جنبش سبز، برای  سه شنبه های باقی مانده تا پایان سال فراخوان به  تجمع داد، با این وجود از نظر نگارنده  این اقدام از سویی بسیار دیر انجام  گرفت و از سوی دیگر به علت عدم شفافیت و مشخص نبودن اعضای تشکیل دهنده این  شورا (دست کم اعضای مقیم خارج کشور) این فراخوانها با عدم اقبال یا  اطلاع  رسانی مناسب و کافی بخشی از کنشگران جنبش سبز مواجه شدند، کنشگرانی که  البته به آنها نیز این انتقاد وارد است که گویا  هنوز توقع دارند آقایان  موسوی و کروبی ازمحل اسارت خود برای آنها فراخوان  بفرستند و رویکرد و روش  ادامه راه را تعیین کنند!ـ&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;در کنار این  مساله، با  کمال تعجب شاهد این هستیم که افرادی مانند آقای فرخ  نگهدار سعی  می کنند  جنبش را رسما خاتمه داده و عده ای از دوستان هم بدون تعمق کافی، از چنین  مواضعی حمایت می کنند. &lt;a href="http://www.irangreenvoice.com/article/2011/mar/22/12019"&gt;صحبتهای اخیر آقای نگهدار&lt;/a&gt;  هر چند نقاط مثبتی (مانند  ضرورت ادامه مبارزه به دور از خشونت و گسترش  شبکه اجتماعی) را شامل می  شوند، اما به نظر من آقای نگهدار «شهد» را به«  زهر» آلوده اند. ایشان حضور  خیابانی را نفی می کنند و از «خشونتی» بیمناک هستند که جنبش سبز از لحاظ  ماهیتی با آن مرزبندی دارد. اگر ایشان سنگ پرانی برای دور کردن اوباشی که  با چماق و زنجیر و انواع سلاح های گرم و سرد به جان مردم افتاده اند و در  هر نوبت عده ای را کشته و مجروح می کنند را خشونت می دانند و به بهانه آن  فتوای پایان حضور خیابانی می دهند، این مساله به باور من به تعریف سلیقه ای  ایشان از خشونت بازگشته، نوعی ایده آل گرایی اغراق آمیز را بازتاب می دهد.  در کنار این، ایشان متاسفانه همسو با  تبلیغات حکومتی، مردم شجاعی که با  پذیرش تمام خطرها در تجمعات شرکت می کنند  را به گروههای «مجاهد، سلطنت طلب  و کمونیست کارگری» وصل نموده و تقلیل می دهند! گو  اینکه این سه گروه هم  (حتی با پذیرش اینکه سیاستی ناهماهنگ با جنبش سبز و  نادرست از نظر نگارنده  را در پیش گرفته اند) ایرانی هستند و حق ابراز عقیده  برای آنان نیز باید  محترم داشته شود.ـ&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;سخن آخر اینکه از نظر من در  بدنه  اجتماعی جنبش جای نخبگان و اندیشمندان و جوانان مستعد و با انگیزه  خالی  نیست، ولی متاسفانه تعریف های خود ساخته و خود پرداخته از «مصلحت»  باعث  شده که کماکان بعد از گذشت نزدیک به دو سال نتوانیم پیشرفت چندانی در   پیگیری مطالبات به حق مردمی در زمینه خواست آزادی و دموکراسی را شاهد  باشیم. جسته  و گریخته شنیده می شود که افرادی با روابط خاص در ساختار قدرت  و با  استفاده از امکانات مالی فراوان در حال اعمال نفوذ هستند و متاسفانه  تا  این لحظه شفاف سازی مناسب در این مورد صورت نگرفته است.ـ&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;به  کنشگران  تاثیر گذار و کسانی که تریبون های پر مخاطب جنبش سبز را در  اختیار دارند  توصیه می شود به مانند میر حسین موسوی و مهدی کروبی بیشتر به  «مردم» و خرد  جمعی اعتماد کنند و با بریدن و دوختن استراتژی های ناکارآمد  و مخرب در پشت  درهای بسته، با انفعال و سکوت طولانی، با سیاست های  «واکنشی» و تلاش برای اعلام برائت از اتهاماتی که دستگاه دروغ پراکنی  حاکمان بصورت دائمی تولید می کند، بیش از این موجب سلب اطمینان و پراکندن  جو نا امیدی در میان  بدنه اجتماعی جنبش سبز نشوند. مسئولیت بزرگی بر گردن  تک تک ماست و روزی  باید در پیشگاه تاریخ پاسخگو باشیم. دست کم از اشتباهات  گذشته می توان عبرت گرفت.ـ&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="photo photo_none"&gt;&lt;div class="photo_img"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;img class="img" src="https://fbcdn-sphotos-a.akamaihd.net/hphotos-ak-ash4/200212_10150137513098128_636073127_6689064_2073598_n.jpg" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5866776925527415171-8754605721304256142?l=iranfreedomcall.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/feeds/8754605721304256142/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5866776925527415171&amp;postID=8754605721304256142&amp;isPopup=true' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/8754605721304256142'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/8754605721304256142'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/2011/03/blog-post_25.html' title='چه کسی در وضعیت امروز آقایان موسوی و کروبی مقصر است؟'/><author><name>Shobeir Sheida شبیر شیدا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10258030781842801052</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/Sl_5Fl6mPqI/AAAAAAAAAAs/30op8kDy5XI/S220/n636073127_281986_8838.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5866776925527415171.post-6060342956400483055</id><published>2011-03-16T13:02:00.002+01:00</published><updated>2011-03-16T13:06:16.478+01:00</updated><title type='text'>فراخوان زنجیره وبلاگ نویسان سبز: شادی نوروز خود را با خانواده جان باختگان راه آزادی قسمت کنید</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;هم وطن،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در آستانه دومین نوروز سبزی که روزهای سیاه کودتای ما را در بر خواهد گرفت،  جای خالی همراهان دیروزمان بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود. شوربختانه  زمستان سرد ۸۹  نیز با شهادت تنی چند از یاران سبزمان همراه شد تا بیشتر از  پیش بی‌تاب پایان یافتن زمستان سیاه استبداد شویم. این یلدای تاریک دیر  زمانی است که سخت جانی می‌کند، اما چه باک که باور ما در سر زدن سپیده بر  بام وطن تردید ناپذیر است. تا آن روز تنها صبوری می‌خواهیم و امید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همراه سبز،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در واپسین روزهای سال «استقامت و پایداری جنبش سبز»، ما، زنجیره‌ای از  وبلاگ نویسان سبز گرد هم آمده‌ایم تا شادی‌های کوچک نوروزی خود را با  بازماندگان شهدای جنبش قسمت کنیم. سلامی به گرمی، دستی به مهربانی و کلامی  به شادی، کوچکترین عیدانه ما برای کلبه‌هایی است که در سوگ عزیزان به ماتم  نشسته‌اند. دل‌های ما نوروز امسال را در کنار خانواده‌های شهدا تحویل خواهد  کرد. پس از شما خوانندگان خود نیز دعوت می‌کنیم تا به ما بپیوندید و ما را  در انجام این گام کوچک یاری رسانید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زنجیره وبلاگ نویسان سبز، شما خواننده این نامه را فرا می‌خواند تا نوروز  امسال را با ارسال یک کارت تبریک، یک پیام محبت آمیز و یا یک شاخه گل، با  بازماندگان شهدای جنبش تقسیم کنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به امید جشن نوروز آزادی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زنجیره وبلاگ نویسان سبز&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;b&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 12pt; line-height: 115%;" lang="AR-SA"&gt;دوستان وبلاگ نویس در صورت تمایل به حمایت از این طرح، پس از انتشار این نامه در وبلاگشان، آدرس ولاگ خود را به ای-میل (&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir="LTR" style="font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 12pt; line-height: 115%;"&gt;arman.parian@gmail.com&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span dir="RTL"&gt;&lt;/span&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 12pt; line-height: 115%;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span dir="RTL"&gt;&lt;/span&gt;) ارسال کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir="LTR" style="font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 12pt; line-height: 115%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;b&gt;  &lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 12pt; line-height: 115%;" lang="AR-SA"&gt;مخاطبان  گرامی که قصد دارند به این طرح پیوسته و برای خانواده شهدا عیدانه ای  ارسال کنند، می توانند با همین ای-میل تماس بگیرند تا نشانی منزل شهدا را  برایشان ارسال کنیم.&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir="LTR" style="font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 12pt; line-height: 115%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5866776925527415171-6060342956400483055?l=iranfreedomcall.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/feeds/6060342956400483055/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5866776925527415171&amp;postID=6060342956400483055&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/6060342956400483055'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/6060342956400483055'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/2011/03/blog-post.html' title='فراخوان زنجیره وبلاگ نویسان سبز: شادی نوروز خود را با خانواده جان باختگان راه آزادی قسمت کنید'/><author><name>Shobeir Sheida شبیر شیدا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10258030781842801052</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/Sl_5Fl6mPqI/AAAAAAAAAAs/30op8kDy5XI/S220/n636073127_281986_8838.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5866776925527415171.post-7420369456655048171</id><published>2011-02-17T12:25:00.000+01:00</published><updated>2011-02-17T12:27:38.882+01:00</updated><title type='text'>انتقاد</title><content type='html'>&lt;div class="uiHeader uiHeaderBottomBorder mbm"&gt;&lt;div class="clearfix uiHeaderTop"&gt;&lt;div class="uiHeaderActions rfloat"&gt;&lt;a class="uiButton" role="button" href="http://www.facebook.com/editnote.php?draft&amp;amp;note_id=10150090215734504&amp;amp;id=636073127"&gt;&lt;span class="uiButtonText"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;h2 class="uiHeaderTitle"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/h2&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="clearfix"&gt;&lt;div class="mbs mbs uiHeaderSubTitle lfloat fsm fwn fcg"&gt;by &lt;a href="http://www.facebook.com/shobeir1976"&gt;Shobeir Sheida&lt;/a&gt; on Wednesday, February 16, 2011 at 11:58pm&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;دوست عزیز، رفیق فیس بوکی، هم میهن رانده شده از وطن، من به شما انتقاد دارم.ـ&lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;ای  کسی که شناخته شده و معروفی، خودت را حامی جنبش مردمی و سبزها میدانی،  برای خودت وبلاگ و وبسایت و تلویزیون و کانال یوتیوب و ستون ثابت در روز  آنلاین و جرس داری، فرند لیستت در فیس بوک پر شده یا دارد پر می شود و فن  پیج داری. کلیک خورت بالاست و برو بیا داری و با تو از وی او ای و بی بی سی  و دویچه وله و رادیو فردا و ... مصاحبه می کنند، زندانی سیاسی بودی و  مبارزه کردی و قلم زدی و تحلیل می نویسی. من به شما انتقاد دارم.ـ&lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;الان  دو روز است که معلوم نیست چه بر سر میر حسین موسوی آمده. چرا ساکت و منفعل  نشستی؟ هزار و پانصد نفر را گرفتند و دستگیری ها ادامه دارد، چرا ساکت  نشستی؟ دانشجویان داغدار را زدند و گرفتند و تحقیر کردند و کسی به دادشان  نرسید، چرا ساکت نشستی؟ شهید سبزمان را دزدیدند و آخرش خبرچین شریعتمداری  معرفیش کردند، چطور ساکت نشستی؟ مگر تو نبودی که در صفحه 25 بهمن عضو شدی و  دیگران را هم دعوت کردی؟&lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;مگر خبر دار نشدی که مردم آمدند و زیاد هم بودند و باز هم چماق و اشک آور و گلوله خوردند و با وجود این فریاد اعتراضشان را سر دادند؟&lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;منتظر  چه هستی؟ منتظر اینکه موسوی و کروبی فراخوان بدهند و تو حمایت کنی؟ آنها  که در یک قدمی چوبه دار هستند و شهر آماده انفجار. مسئولیت تاریخی خودت را  حس نمی کنی؟ منتظری موسوی بیانیه بدهد که آی سبز ها بیایید و من را از دست  این نامردمان نجات بدهید؟&lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;باید پا پیش گذاشت و منسجم شد.  باید سازماندهی کرد. برای برنامه ریزی و سازماندهی ادامه مبارزه، ما خارج  نشینها امکاناتی را داریم که دوستانمان در داخل ندارند، اولین و مهم ترینش  امنیت! آیا واقعا امکان این نیست که این کار را پروژه کنیم، تقسیم مسئولیت  کنیم و دست کم از این راه کمکی به سبزهای داخل کنیم؟&lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;اینجا و  آنجا و جلوی این سفارت و آن کنسولگری تجمع ترتیب دادن چه فایده ای دارد؟  آخرش این است که اوباما و کلینتون و مرکل و اشتون و بقیه اعلام حمایت می  کنند. این چه باری از دوش هم میهنانمان در داخل بر می دارد؟&lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;کسانی  که باب کردند خارج نشینها نباید اظهار نظر و برنامه ریزی کنند و تنها  اجازه دارند خبرها را منتقل کنند و این حرفها، از نظر من اگر غرض نداشته  باشند، دست کم اشتباه می کنند. فعالان داخل که اگر گوشه زندان نباشند، زیر  ذره بین هستند و اگر دست از پا خطا کنند می روند گوشه زندان. سران جنبش هم  که در حصرند، شما هم که حرکتی نمی کنی مبادا که خطایی سر بزند و بخواهی  روزی پاسخگو باشی، پس چه کسی برای ادامه جنبش برنامه ریزی کند؟ چه کسی به  این مردم به جان آمده بگوید که قدم بعدی چیست؟&lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;لطفا این  نوشته را اگر خواندی ایگنور نکن. نمیخواهم زیرش لایک بزنی، میخواهم یک فکر  اساسی کنی. میخواهم سراغ دفترچه تلفنت و سراغ ایمیل لیستت بروی و  با  دوستان دیگر که می شناسی صحبت کنی. میخواهم برای تجمع بعدی در حمایت از  مردم، در حمایت از رهبران در حصر جنبش و به یادبود جان دادگان روز دوشنبه،  فراخوان بدهی. جای خالی یک فراخوان مشترک از سوی همه فعالان سیاسی سبز که  امکان صحبت کردن را دارند، باید پر شود. خود تو رفیق که این نوشته را می  خوانی، تو و دوستان سبزت، شما باید فراخوان بدهید برای تجمع بعدی و تجمع  های بعدی. شاید شیخ و میر حسین دیگر نتوانند بیانیه و فراخوانی بدهند.  مسئولیت تاریخیت را فراموش نکن هم میهن!ـ&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5866776925527415171-7420369456655048171?l=iranfreedomcall.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/feeds/7420369456655048171/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5866776925527415171&amp;postID=7420369456655048171&amp;isPopup=true' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/7420369456655048171'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/7420369456655048171'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/2011/02/blog-post_17.html' title='انتقاد'/><author><name>Shobeir Sheida شبیر شیدا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10258030781842801052</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/Sl_5Fl6mPqI/AAAAAAAAAAs/30op8kDy5XI/S220/n636073127_281986_8838.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5866776925527415171.post-6271879662904134871</id><published>2011-02-15T14:14:00.000+01:00</published><updated>2011-02-15T14:16:29.530+01:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='جنبش بهمن'/><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;div class="mbl notesBlogText clearfix"&gt;&lt;div&gt;&lt;p&gt;دوستانی که قلمی در دست و  سری در سیاست دارید! منتظر بیانیه و فراخوان بعدی موسوی و کروبی ننشینید!  برای ادامه حرکت باید برنامه ریزی کرد. مردم دیروز هزینه ندادند که باز  همان آش شود و همان کاسه.ـ&lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;موسوی و کروبی هم بارها  گفته اند که رهبران جنبش خود مردم هستند. منظورشان همین مردم است. همین شما  خانم محترم، آقای محترم که این نوشته را می خوانی! شما هم جزو شورای رهبری  هستی! دستی بالابزن هم میهن، هم رزم، هم پیمان! نگذار دوباره خمودگی و  انفعال غلبه کند.ـ&lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;نگذاریم خون شهیدان و رنج باتوم و اشک و آور و گلوله خورده های دیروز پایمال شود!ـ&lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;برای  خاطر این مردم و این میهن  تفاوت و دلخوری بین اصلاح طلب و غیر اصلاح طلب و  سکولار و دینی و چپ و راست  و بالا و پایین را نادیده بگیر! اشتباهات و  دلخوری های گذشته را ندیده بگیر! اگر دست به  دست هم ندهیم تا ابد سایه این  دیکتاتوری جبار بر سرمان باقی می ماند!  منتظر منجی نباش، منتظر استجابت  دعا نباش! منجی این کشور و این مردم خود تو هستی! منجی خود ما هستیم!ـ&lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;به  این فکر کن که اگر مجید توکلی در زندان نبود و می توانست حرف بزند، چه می  کرد؟ اگر بهاره هدایت اسیر نبود چه می کرد؟ زید آبادی چه می کرد؟ باقی و  اسانلو و طبرزدی و سحرخیز چه می کردند؟ احمد بورقانی اگر زنده بود چه می  کرد؟ داریوش فروهر، مختاری و پوینده و سیرجانی اگر جانشان را دژخیم استبداد  نستانده بود چه می کردند؟ ستارخان، ملک الشعرای بهار، امیر کبیر و بابک  خرمدین و کورش بزرگ اگر امروز و در این کشور می زیستند چه می کردند؟ بار  آنها را امروز باید من و تو به دوش بکشیم، چون دیگر کسی نمانده.ـ&lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;همتی کن هم میهن!ـ&lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;div class="photo photo_none"&gt;&lt;div class="photo_img"&gt;&lt;img style="width: 493px;" class="img" src="http://a3.sphotos.ak.fbcdn.net/hphotos-ak-snc6/180519_10150107487358128_636073127_6399704_2787238_n.jpg" /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5866776925527415171-6271879662904134871?l=iranfreedomcall.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/feeds/6271879662904134871/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5866776925527415171&amp;postID=6271879662904134871&amp;isPopup=true' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/6271879662904134871'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/6271879662904134871'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/2011/02/blog-post_15.html' title=''/><author><name>Shobeir Sheida شبیر شیدا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10258030781842801052</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/Sl_5Fl6mPqI/AAAAAAAAAAs/30op8kDy5XI/S220/n636073127_281986_8838.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5866776925527415171.post-4540682103463853800</id><published>2011-02-13T14:25:00.001+01:00</published><updated>2011-02-13T16:39:39.658+01:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='۲۵ بهمن'/><title type='text'>چند توصیه برای هم میهنانی که ۲۵ بهمن به خیابان می روند</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;div class="mbl notesBlogText clearfix"&gt;&lt;div&gt;&lt;p&gt;خطاب این نوشتار به کسانی  است که تصمیم خود را گرفته اند و برای هر آنچه برایشان ارزشمند است در  تجمع ۲۵ بهمن و احتمالا روزهای پس از آن شرکت می کنند. هدف این نوشتار کمک  به امنیت معترضان و بهینه شدن این گرد هم آیی است و در این راستا نکاتی را  که به نظرم رسیده مطرح می کنم.ـ&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;چرا اعتراض؟ چرا در خیابان؟&lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;هر  چند جواب این سوال را یقینا خودتان خوب می دانید، ولی برای جمع بندی می  توان گفت: ما با حاکمیتی مواجه هستیم که بی دریغ به شهروندانش دروغ می گوید  و همه منابع کشور را در جهت بر سفره قدرت ماندن عده ای خاص به کار گرفته  است. این عده با درنده خویی خود، هر نوع امکان نقد و اصلاح را از شهروندان  گرفته اند، رسانه های آزاد را بر چیده و منتقدین و مصلحین را یا حبس نموده و  یا کشته اند و یا مجبور به ترک کشور کرده اند. با تبلیغات مداوم و به کمک  انحصار رسانه ای، بخشی از جمعیت کشورمان را بر علیه بخش دیگری قرار داده  اند و در عین حال با نا کارآمدی و پلشتی بی بدیل، کشور ایران را با وجود  تمام منابع انسانی و طبیعی موجود در آن در آستانه سقوط و ورشکستگی قرار  داده اند. با در پیش گرفتن سیاستهای غیر قابل قبول و خارج از عرف  دیپلماتیک، می کوشند تا وضعیت را در حالت بحرانی نگه داشته و چه بسا جنگی  خانمان سوز را بر مردم ایران تحمیل کنند. گروه حاکم تمام راههای اصلاح و  نقد را بسته اند و چاره ای باقی نگذاشته اند جز حضور در خیابان و بیان  اعتراض به صورت مستقیم.ـ&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;پیاده نظام تیم مقابل:  مزدوران سرکوبگر&lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;حاکمیت  برای پراکنده کردن شما، سرکوبگرانش را به خیابان خواهد فرستاد. عده ای از  آنها سربازان وظیفه یا صرفا بسیجیان مغز شویی شده هستند، اما نیروی اصلی  سرکوب را مزدوران حرفه ای تشکیل می دهند که امتحانشان را قبلا پس داده اند.  از آنها انتظار منطق، انسانیت، رحم و مروت، جوانمردی و یا حتی تقوای دینی  نداشته باشید. آنها کارشان این است که شما را سرکوب کنند و شما راهی ندارید  جز مقاومت در برابر آنها. مزدوران از همه امکانات موجود بهره مند هستند:  دوربینهای ترافیک، امکانات ارتباطی بیسیم، مرکز فرماندهی و سازماندهی،   امکان حمل و نقل سریع، سلاحهای سرد و گرم و پوشش محافظتی. ولی در عین حال  شما هم کارت های برنده ای در دست دارید: شما برای عقیده خود و برای آنچه  برایتان ارزشمند است به میدان می آیید، تعداد شما از آنها بیشتر است و  جامعه شهری هم در کنار شماست و از همه مهمتر: حق با شماست!ـ&lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;برای  بررسی عملکرد نیروهای سرکوب، می توان یک گله حیوانات درنده شکارچی  (برای  مثال کفتارها) را مجسم کرد: آنها برای سیر کردن شکم خود به شما حمله می  کنند، و به ظاهر مجهز تر و دهشتناک هستند، ولی در صورت روبرو شدن با  مقاومت، حاضر نخواهند بود بیش از اندازه جان خود را به خطر بیندازند و اگر   پایداری کنید، در نهایت عقب خواهند نشست. به همین دلیل مقاومت قاطع و  بخصوص فرار نکردن می تواند برای تثبیت موقعیت شما نقش تعیین کننده ای داشته  باشد.ـ&lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;بنابر این نکته کلیدی در تجمع اعتراضی شما این است  که در مقابل موج حمله سرکوبگران مقاومت نموده و پراکنده نشوید.  بسیار مهم  است که به کمک دیگران بشتابید و از کتک خوردن و بخصوص دستگیر شدن  همراهانتان به شدت جلوگیری کنید. فراموش نکنید که گله کفتار ها سعی خواهند  کرد به اعضای ضعیف تر و آسیب پذیر تر گروه شما حمله کنند، بنابر این محافظت  از زنان، نوجوانان و سالخوردگان، اولویت اول کسانی است که امکان جسمی  بیشتری برای مقابله با سرکوبگران را دارند.ـ&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;شور و عقل&lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;جای  شک نیست که شرکت در یک تجمع اعتراضی با توجه به سابقه حاکمیت در نوع  برخورد با این نوع اعتراضات، نیاز به شور و هیجان و از خود گذشتگی فراوان  دارد. همه می دانیم که چنین گرد هم آیی بی خطر نیست و در نتیجه می توان گفت  کسانی که فردا به خیابان می روند به نوعی جانشان را در دست گرفته اند. با  این حال باید توجه کرد که شور و هیجان اگر به دور از عقلانیت و استدلال  باشد، می تواند منجر به تصمیمات و اعمالی شود که در نهایت به ضرر معترضان  تمام خواهد شد. بنابر این به جا است تلاش  کنید تا در هر حالتی، قوای عقلی و  مرکز تصمیم گیری منطقی مغزتان بطور کامل تحت تاثیر هیجانات و قوای احساسی  قرار نگیرند.ـ&lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;سعی کنید به اموال خصوصی و عمومی مردم آسیبی  وارد نشود. شکستن شیشه ها و به آتش کشیدن وسایل نقلیه و ساختمانهایی که  ربطی به سرکوبگران ندارند به نفع هیچکس نیست و بخصوص عاملی می شود تا  حاکمیت بتواند شما را «اغتشاشگر» جلوه داده، به سرکوب شدید تر اقدام کند.شک  نکنید که سرکوبگران عده ای از عناصر نفوذی خود را با سر و وضعی گول زننده و  به ظاهر چون خودتان به میان معترضان خواهند فرستاد تا جو را متشنج و امکان  سرکوب را فراهم کنند، عده ای از آنها ممکن است مسلح به سلاح گرم باشند و  در صورت امکان به ترور معترضان برای ایجاد وحشت اقدام کنند. رفتارهای مشکوک  را با دقت دنبال کنید و در صورت لزوم بصورت گروهی با چنین افرادی روبرو  شده آنها را از خرابکاری باز دارید. در همه حال هنگام رویارویی با عناصر  نفوذی، احتیاط بیشتری به خرج دهید.ـ&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;حفظ جان انسانها مهمترین اولویت است، حتی جان سرکوبگران&lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;در  حکومت دیکتاتورها، جان انسانها ارزشی ندارد. آنها برای در قدرت ماندن، نه  از تباه کردن جان معترضان ابایی دارند و نه حتی از قربانی کردن مزدوران  خودشان که مامور سرکوب هستند. با این حال هر لحظه به یاد داشته باشید که  برای چه ارزشهایی در این نبرد پا گذاشته اید. کسی را که کشته شد دیگر نمی  توان زنده کرد، ولی دست و پای شکسته به مرور زمان بهبود پیدا می کنند.  بنابر این فراموش نکنید که حفظ جان انسانها مهمترین اولویت است و در درگیری  های از وارد کردن ضربه های مرگبار به سر و اندامهای حیاتی خود داری کنید.  باید در نظر داشت که سرکوبگران در صورت روبرو شدن با مقاومت شما در نقطه ای  وا خواهند داد، چون آنها مزدور هستند یعنی برای سرکوب کردن شما مواجب  دریافت می کنند. ولی اگر رویارویی به مرحله ای برسد که برایشان حکم مرگ و  زندگی پیدا کند، طبعا مقاومت بیشتری نشان خواهند داد و چه بسا به سلاح گرم  متوسل شوند.ـ&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;نماد ها و صداها&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;به نظر من بهترین جلوه حضور معترضان تا امروز، راهپیمایی سکوت ۲۵ خرداد  ۸۸ بوده. بعضی از دوستان هم معتقدند باید با صدای بلند شعار داد. به شخصه  فکر می کنم که گاهی حضور و ماندن در سکوت اثری دارد که فریاد ها و شعار ها  ندارند. ولی با این حال چه در سکوت و چه با شعار، سعی کنید حتما نماد های  سبز به همراه داشته باشید و مطالبات خود را در قالب شعارهای نوشته شده با  خود حمل کنید. شعارهایی در راستای خواست احترام به ارزشها و کرامت انسانی،  حق مردم برای تعیین سرنوشت خویش، حقوق شهروندی و انسانی، آزادی، عدالت،  دموکراسی و حق وسهم همه ایرانیان در کشور ایران شعارهایی راهگشا هستند. تا  جایی که ممکن است فیلم و عکس تهیه کنید، بخصوص ثبت صحنه های خشونت ورزی  ایادی سرکوب می تواند به بیداری دیگر ایرانیان و توجه و فشار مردم خارج از  ایران به رویکرد غیر انسانی حکومت و نشان دادن تضاد شعارهای دیکتاتورهای  حاکم بر کشورمان در حمایت از جنبشهای مردمی مصر و تونس، در برابر رفتارشان  با مردمان ایران، کمک فراوانی کنند.ـ&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;امیدوارم  این توصیه ها بتوانند تا اندازه ای راهگشا باشند. لطفا این متن را بازنشر  کنید و به دست دیگران برسانید. ذکر منبع الزامی نیست.ـ&lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;div class="photo photo_none"&gt;&lt;div class="photo_img"&gt;&lt;img style="width: 493px;" class="img" src="http://a6.sphotos.ak.fbcdn.net/hphotos-ak-ash1/181947_10150106351483128_636073127_6381283_4480993_n.jpg" /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5866776925527415171-4540682103463853800?l=iranfreedomcall.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/feeds/4540682103463853800/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5866776925527415171&amp;postID=4540682103463853800&amp;isPopup=true' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/4540682103463853800'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/4540682103463853800'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/2011/02/blog-post.html' title='چند توصیه برای هم میهنانی که ۲۵ بهمن به خیابان می روند'/><author><name>Shobeir Sheida شبیر شیدا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10258030781842801052</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/Sl_5Fl6mPqI/AAAAAAAAAAs/30op8kDy5XI/S220/n636073127_281986_8838.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5866776925527415171.post-5216271533165283993</id><published>2011-01-26T20:06:00.005+01:00</published><updated>2011-01-26T22:45:59.141+01:00</updated><title type='text'>گام اول برای تغییر: تدوین یک فرهنگ لغت سیاسی</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;در بررسی مشکلات معاصر جامعه ایران که یک کلاف تو در تو را تداعی می کنند، بیننده ناچار است برای یافتن راه حل هر مشکل، به مشکلات بزرگتری که ایجاد کننده آن مشکل کوچکتر هستند نیز بپردازد و در این مسیر است که اگر در جستجوی راه حل های بنیادین باشیم، سر رشته تقریبا تمام مشکلات کوچک و بزرگ، در نهایت به ساختار حاکمیت و روش حکومت در ایران می رسد. در چنین حالتی است که فعالیت در هر بخشی از ورزش گرفته تا سینما و از سندیکاهای کارگری گرفته تا کمک به کودکان بی سرپرست، رنگ و بوی سیاسی به خود می گیرد و تلاش در هر زمینه ای برای آبادانی و اصلاح در نهایت به بن بستی به نام حاکمیت می رسد. سوال نهایی این است که چرا جامعه ایران در حال حاضر از اصلاح یا تغییر ساختار حکومتی ناکارآمد و خودکامه خود اینچنین عاجز مانده است؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به باور نگارنده، دلیل اصلی ناکامی طیف های منتقد و مخالف حاکمیت در به جا نشاندن خواسته های خود، فراتر از نبود مشارکت سیاسی فراگیر، در نامشخص بودن معنای واژگان در زبان سیاسی و اجتماعی جامعه امروز ایران است. هر گروه و حتی شخصی کلمات را به معنای مورد نظر خود به کار می برد. واژه هایی بسیار مهم را سراغ دارم که در چندین معنای مختلف و حتی متضاد به کار می روند. واژگانی مانند مردم، فرهنگ، امنیت، قانون، کشور، نظام، عدالت، دشمن، پیروزی، مصلحت، پرهیزگاری و راستی و ... بسته به سلیقه، جهت فکری شخصی و گرایش سیاسی، در معنای های متفاوتی به کار می روند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt; برای نمونه، واژه ای مانند «نظام» را که بسیار زیاد هم به کار می رود در نظر بگیرید. به باور طیف حاکم، نظام برابر است با قدرت انحصاری این گروه بر نظام سیاسی و تسلیم محض به یک سیستم نسبتا فاسد که در عین ناکارآمدی، بقای اعضایش را در ساختار قدرت و با استفاده از همه اهرم های موجود تضمین می کند. طبیعتا تمام منتقدان و مخالفان آنها نیز «دشمنان نظام» تلقی می شوند و با آنان نیز به مانند «دشمن» برخورد می شود. تلاش برای سرنگونی نظام یکی از اتهامات رایج زندانیان سیاسی و محکومین به اعدام در ایران است.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;از طرفی اصلاح طلبان حکومتی و طیف هاشمی رفسنجانی نیز تعریف خود را از نظام دارند که عبارت است از انحصار حکومت در دست کسانی که خود را از لحاظ ایدئولوژیک «وارث» انقلاب اسلامی می دانند. البته اصلاح طلبان به دلیل داشتن ظرفیت مدارای بالاتری نسبت به یاران قدیمی و تندروی خود، احتمالا حاضرند قدرت را با آنها تقسیم کنند و یا در مواردی به نوبت در دست بگیرند. با این حال نگارنده شک دارد که اصلاح طلبان &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;حکومتی قادر به تصور (و یا مایل به ایجاد) یک ساختار سیاسی کاملا دموکراتیک با حضور همه گروهها و اندیشه ها در فضای سیاسی ایران باشند. برای اصلاح طلبان حکومتی، آنها خود بخش جدایی ناپذیری از نظام هستند و سرنگونی نظام برای آنها معنایی جز تیشه به ریشه خویش زدن ندارد. به همین دلیل است که اتهام «ضدیت با نظام» که جناح حاکم بر علیه آنان مطرح می کند، از نظر اصلاح طلبان غیر قابل قبول است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;همچنین از دید عده قابل توجهی از ناراضیان که عملا خارج از هر نوع قدرت سیاسی در ایران هستند، واژه نظام به مجموعه کسانی که از بدو انقلاب اسلامی تا  کنون قدرت را در دست داشته اند اطلاق می شود و بر اندازی نظام هم طبعا به  معنای حذف کامل و همچنین مجازات این عده است. چه در حال حاضر کماکان در راس قدرت باشند و چه  مغضوب و رانده از درگاه. از نظر آنها از مهندس بازرگان گرفته تا خلخالی، از خامنه ای تا خاتمی، همه سر و ته یک کرباسند. برای آنها نظام اصلاح شدنی نیست، چرا که هیچکدام از دو جناح اصلی حاضر در صحنه داخل به هر حال ورود آنها به عرصه رسمی سیاسی کشور را تحمل نخواهد کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;اما نگارنده به عنوان یک شهروند معتقد و ملتزم به حقوق و آزادی های شناخته شده انسانی و حق حاکمیت جمعی، دیدگاهی کاملا متفاوت دارد و «نظام» را یک مجموعه اداری می داند که عدم وجود آن باعث از هم پاشیدگی شیرازه یک کشور می شود. از دید من، نظام سیستمی است که از کارمندان اداری و ساختارهای اداره امور تشکیل شده و جز در مورد میزان و کیفیت بازدهی خود، ربط چندانی به کسانی که سررشته های اصلی قدرت را درست دارند، ندارد. بنابراین سرنگونی نظام تنها در شرایطی مانند یک جنگ هولناک یا فاجعه عظیم طبیعی ممکن است و باعث چیرگی آنارشیسم می شود که به نفع هیچ کس، به جز دزدان و راهزنان، نیست. به باور من، در انقلاب سال پنجاه و هفت این «نظام» نبود که سرنگون شد، بلکه تنها راس هرم قدرت و بخشهای بالایی آن تغییر کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;بدون شک تعربف ها و برداشت های دیگری هم از این کلمه وجود دارند.  این در حالی است که واژه مهمی مانند «نظام» در اصل می بایست یک تعریف مشخص و پذیرفته شده توسط همه بخشهای جامعه را دارا می بود. واژگان دیگر نیز کم و بیش همین سرنوشت را پیدا کرده اند. مصلحت کشور در چیست؟ قانون دقیقا یعنی چه؟ اصلاحات به چه معناست؟ انقلابی به چه کسی می گویند؟ مردم چه کسانی هستند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بنابر این به نظر می رسد که تدوین یک فرهنگ لغت نوین از معنای واژگان سیاسی، قدم اول در هرنوع کـُنش برای ایجاد دگرگونی مثبت در فضای سیاسی کشور ایران باشد. فرهنگ لغتی که معنای واژگان را بصورت واضح و شفاف بیان کند و به وسیله آن راه گفتگو میان دیدگاههای مختلف گشوده شود. تنها پس از این مرحله است که می توان امیدوار بود مواضع هر طیف به صورت  واضح و شفاف مشخص شود تا شرایط گفتگو ایجاد شده و امکان رسیدن به یک مخرج مشترک برای ساختار سیاسی در ایران فراهم گردد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://1.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/TUCR7jiAQ0I/AAAAAAAAAFQ/pBGBlXCtDzE/s1600/misunderstanding_171975.jpg"&gt;&lt;img style="cursor: pointer; width: 320px; height: 283px;" src="http://1.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/TUCR7jiAQ0I/AAAAAAAAAFQ/pBGBlXCtDzE/s320/misunderstanding_171975.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5566609591766106946" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://de.toonpool.com/cartoons/Misunderstanding_17197"&gt;سو تفاهم&lt;br /&gt;کاری از: محسن ظریفیان&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5866776925527415171-5216271533165283993?l=iranfreedomcall.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/feeds/5216271533165283993/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5866776925527415171&amp;postID=5216271533165283993&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/5216271533165283993'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/5216271533165283993'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/2011/01/blog-post.html' title='گام اول برای تغییر: تدوین یک فرهنگ لغت سیاسی'/><author><name>Shobeir Sheida شبیر شیدا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10258030781842801052</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/Sl_5Fl6mPqI/AAAAAAAAAAs/30op8kDy5XI/S220/n636073127_281986_8838.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/TUCR7jiAQ0I/AAAAAAAAAFQ/pBGBlXCtDzE/s72-c/misunderstanding_171975.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5866776925527415171.post-6832477390216996076</id><published>2010-09-18T21:44:00.001+02:00</published><updated>2010-09-18T21:52:50.387+02:00</updated><title type='text'>کم هزینه ترین راه ادامه حضور در جنبش سبز</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;" class="mbl notesBlogText clearfix"&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;بستن   مچ بند سبز در همه حال، کم هزینه ترین کاری است که هر کدام از ما برای  این  جنبش می تواند انجام دهد. اگر تا به حال اینکار را نمی کردید، از همین امروز شروع کنید و منتظر دیگران  نمانید  که پیش قدم شوند. از دوستانتان هم بخواهید که با شما همراه شوند.ـ&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;این  کار جرم نیست (هر چند ممکن است در مواردی با مزاحمت  نیروهای سرکوبگر  مواجه شود) و اگر تعداد کسانی که این کار را می کنند به  اندازه کافی باشد،  حاکمیت نمی تواند با همه آنها بر خورد کند.ـ&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;این  یکی از بهترین شکلهای مقاومت بدون خشونت است. هزینه آن  نسبت به حضور در  اعتراضات خیابانی بسیار کمتر است (چرا که توجیهی برای  متهم شدن به  «اغتشاش» وجود ندارد) و برعکس اعتراضات خیابانی، محدود به  روزها و  مناسبتهای خاص نیست. نیاز به شعار دادن ندارد (چرا که مطالبات جنبش  کمابیش  مشخص هستند) و تنها حمایت از جنبش را نشان می دهد.ـ&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;این  کار  به دیگر حامیان جنبش روحیه می دهد و به افراد بی تفاوت یا مخالف جنبش  سبز  نشان می دهد که این جنبش وجود و حضور دارد. مجسم کنید که همه  طرفداران جنبش  سبز، در عین اینکه زندگی عادی خود را ادامه می دهند، همواره  در محیط عمومی  نشانه های سبز بپوشند. این کار با کمترین ریسک و هزینه،  بیشترین فشار را  بر حاکمیت خواهد آورد، بخصوص اگر فراگیر شود.ـ&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;این نوشته را می توانید بدون ذکر منبع در وبلاگ یا صفحه فیسبوک یا شبکه های اجتماعی دیگر قرار داده و تکثیر کنید.ـ&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;﻿&lt;/p&gt;&lt;div class="photo photo_none"&gt;&lt;div class="photo_img"&gt;&lt;img style="width: 420px;" class="img" src="http://sphotos.ak.fbcdn.net/hphotos-ak-snc4/hs705.snc4/62579_442852408127_636073127_5161222_1425933_n.jpg" /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5866776925527415171-6832477390216996076?l=iranfreedomcall.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/feeds/6832477390216996076/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5866776925527415171&amp;postID=6832477390216996076&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/6832477390216996076'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/6832477390216996076'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/2010/09/blog-post_18.html' title='کم هزینه ترین راه ادامه حضور در جنبش سبز'/><author><name>Shobeir Sheida شبیر شیدا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10258030781842801052</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/Sl_5Fl6mPqI/AAAAAAAAAAs/30op8kDy5XI/S220/n636073127_281986_8838.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5866776925527415171.post-4860453708618869933</id><published>2010-09-12T07:23:00.006+02:00</published><updated>2010-09-12T07:37:58.837+02:00</updated><title type='text'>دو دلیل بر نا کارآمدی نظام سیاسی دین محور در ایران</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;div id="article_body"&gt;                                                                                                                                                      &lt;p style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;گروهی از  روشنفکران دینی و شهروندان مسلمانان ایرانی استدلال می‌کنند که به دلیل  مسلمان و شیعه بودن اکثریت مردم ایران، نمی‌توان و نمی‌باید در جهت اصلاح  نظام به سمت  یک ساختار سکولار، یعنی جدایی کامل نهاد دین از نظام سیاسی،  تلاش نمود. این برهانی بود که در تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مد  نظر قرار گرفت و باعث قرار گرفتن پیشوند «اسلامی» بر جمهوری نوپا شد.  اکنون پس از گذشت سه دهه می‌توان با تکیه بر مشاهدات و تجربیات، دلایل قابل  توجهی در رد این استدلال اقامه نمود و بر پایه این دلایل، لزوم حمایت همه  تحول خواهان اعم از مسلمان و غیر مسلمان از اصلاحات سکولار را یاد آور شد.ـ&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;از نظر نگارنده، ساختار نظام جمهوری اسلامی  در ایران به دو دلیل عمده نا کارآمد بوده و در مسیری بر خلاف عدالت،  دموکراسی و حقوق شهروندی قرار می‌گیرد. این دو جنبه نظام اسلامی، هم حقوق  مسلمانان و هم حقوق غیر مسلمانان را در سطوح مختلف زیر پا می گذارند.ـ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عامل اول: قوانین&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="ecxMsoNormal" style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;قوانین در نظام جمهوری  اسلامی ایران، بخصوص قوانین کیفری، در درجه اول بر مبنای احکام و شرع  اسلامی تنظیم شده‌اند. در مواردی هم که مستقیما در تعالیم اسلامی رهنمودی  اراده نشده، قانون به گونه‌ای تنظیم شده که ضدیتی با احکام اسلامی مورد نظر  قانونگزار نداشته باشد.ـ&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;بنابر این به طور طبیعی این سوال پیش می آید  که در حالیکه قوانین بشر ساخته و مدرن به نحو مناسب‌تری می‌توانند نیازهای  اجتماعی جامعه معاصر را رفع نمایند، چرا اصولا چنین کاری باید صورت بگیرد؟  در کنار این مساله، افزایش تعداد شهروندان غیر دین باور هم ضرورت بکار  گیری قوانین فرا ایدئولوژیک را بیشتر نمایان می‌کند.ـ&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="ecxMsoNormal" style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;عامل دوم: نظام «ارزشی»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;در دین اسلام، ملاک صلاحیت و برتری افراد  «تقوای» آنهاست. وقتی این ملاک در یک نظام سیاسی در اولویت قرار بگیرد و در  قانون اساسی آن لحاظ شده، جایگاه ویژه‌ای داشته باشد، از یک سو راه ورود  افراد متخصص ولی «بی تقوا» به جایگاه‌های مناسب آنها بسته می‌شود و نخبگانی  که از این فیلتر عبور نکنند به حاشیه رانده می‌شوند. به این صورت جامعه از  بخشی از نیروهای کارآمد خود محروم می‌شود و افرادی با تخصص کمتر ولی تقوای  بیشتر در مسئولیت‌های کلیدی قرار می‌گیرند. نخبگان متخصص ولی بی تقوا، در  صورتی که به ارزشی بودن خود «وانمود» نکنند، شانس چندانی برای خدمت به  جامعه، زندگی مناسب و حتی برخورداری از امنیت ندارند، چنان که در وضعیت  فعلی شاهد این مساله هستیم و علت اصلی پدیده «فرار مغزها» هم همین است.ـ&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="ecxMsoNormal" style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;از سوی دیگر، از  آنجا که پی بردن به تقوای درونی افراد ممکن نیست، تنها ظاهر و رفتار بیرونی  آنها مورد قضاوت قرار می‌گیرد و این مساله شرایط ایده آلی را برای افراد  ریا کار و جاه‌طلب فراهم می‌کند تا با «تظاهر» به ایمان و تقوا، از پلکان  ترفی بالا رفته و پست‌های کلیدی را در اختیار بگیرند که این هم در ساختار  سیاسی امروز ایران به وضوح  قابل مشاهده است.ـ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با توجه به این  دو عامل، از نظر من تنها چاره کار و یگانه روش اصلاح نظام در مطالبه «فرا  دینی» شدن و «همه شمول» بودن قوانین و ساختار سیاسی است و تنها به این صورت  می توان شرایط، امکانات، حقوق و الزامات مساوی برای همه شهروندان ایجاد  نمود. هرگونه اصلاحاتی بدون در نظر گرفتن اصل استقلال نهادهای دینی و سیاسی  از یکدیگر، حتی اگر به محدود شدن اختیارات ولی فقیه و نرمش بیشتر در  روی‌کرد صاحبان قدرت و حتی احترام کامل به رای شهروندان منجر شود، باز هم  به دلایل فوق، راه‌کاری موقتی و فساد پذیر خواهد بود. بنابر این ضروری است  که همه شهروندان تحول خواه در بیان مطالبات خود و ترسیم خطوط اصلاحات سیاسی  اساسی در آینده کشور، خواست سکولاریسم را در کنار دموکراسی، آزادی و عدالت  در نظر بگیرند.ـ&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="ecxMsoNormal" style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;                         &lt;/div&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;a href="http://www.khodnevis.org/persian/permalink/8829.html"&gt;اصل مقاله در خودنویس&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;p class="ecxMsoNormal" style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/TIxksT_8TtI/AAAAAAAAAE0/7nMBp7Y8o4s/s1600/bon+bast.jpg"&gt;&lt;img style="cursor: pointer; width: 320px; height: 240px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/TIxksT_8TtI/AAAAAAAAAE0/7nMBp7Y8o4s/s320/bon+bast.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5515894356067503826" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src="file:///C:/Dokumente%20und%20Einstellungen/Arier/Desktop/bon%20bast.jpg" alt="" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5866776925527415171-4860453708618869933?l=iranfreedomcall.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/feeds/4860453708618869933/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5866776925527415171&amp;postID=4860453708618869933&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/4860453708618869933'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/4860453708618869933'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/2010/09/blog-post.html' title='دو دلیل بر نا کارآمدی نظام سیاسی دین محور در ایران'/><author><name>Shobeir Sheida شبیر شیدا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10258030781842801052</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/Sl_5Fl6mPqI/AAAAAAAAAAs/30op8kDy5XI/S220/n636073127_281986_8838.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/TIxksT_8TtI/AAAAAAAAAE0/7nMBp7Y8o4s/s72-c/bon+bast.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5866776925527415171.post-4880430537739944844</id><published>2010-06-26T18:02:00.001+02:00</published><updated>2010-06-26T18:22:44.179+02:00</updated><title type='text'>برداشت های نامربوط از یک شعار</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;زبان فارسی شاید استعداد بالایی برای مفاهیم دو پهلو و ایجاز و ابهام و  تشبیه و صنایع ادبی از این دست داشته باشد، ولی دست کم در مورد جمله «نه  غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» از نظر من معنی و مفهوم کاملا مشخص و واضح  است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر بخواهیم همانطور که در مدرسه یاد گرفته ایم این جمله را بسط و بخشهای  حذف شده به قرینه لفظی و معنوی را به آن برگردانیم، نتیجه به این صورت  خواهد بود:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران [باد]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نه [جانم فدای] غزه [باد]، نه [جانم فدای] لبنان [باد]، جانم فدای ایران  [باد]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;که بصورت روان تر و البته بدون وزن شعارگونه به این شکل می توان آنرا نوشت:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;«جانم فدای غزه مباد، جانم فدای لبنان، مباد، جانم فدای ایران باد!»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همانطور که مشاهده می کنید، اگر این جمله را درست و به زبان فارسی  بخوانیم، می بینیم که موضوع آن طرد و نفی مردم غزه و لبنان نیست، بلکه در  مورد عمل قهرمانانه «جان دادن» کشور ایران را «موضوع جان دادن» قرار داده  است، نه دو کشور و ملت دیگر را. کجای این جمله مربوط به «نژاد پرستی» و  «دشمنی با مردم لبنان و فلسطین» و «حمایت از نقض حقوق بشر توسط اسرائیل»  است!؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این شعار از طرف مردمی مطرح شده که اعلام می کنند «جانشان» را، این پر بها  ترین گوهر هر انسان را، حاضرند برای کشورشان بدهند، نه برای غزه و لبنان.  چه کسی میتواند بر این مردم خرده بگیرد و بگوید که چرا حاضر نیستند جانشان  را برای غزه و لبنان بدهند؟ اصلا مگر کسی می تواند برای دیگری تکلیف تعیین  کند که جانش را برای چه بدهد!؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شاید کسانی هم باشند (و هستند) که حاضرند جانشان را تنها برای خانواده و  عزیزانشان بدهند، و نه برای کشور ایران. آیا باید این مساله را محکوم کرد،  یا آنرا دستمایه جنگ سیاسی میان گروهها قرار داد؟ آیا کسانی که اصولا حاضر  نیستند جان عزیزشان را برای هیچ چیزی بدهند، شایسته توبیخ و ملامت، یا  تشویق و تکریم هستند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هر کس مختار است جانش را برای هر چه دوست دارد در طبق اخلاص بگذارد، یا  نگذارد! این جنگ و دعوایی که از یک طرف با دروغ آقای محسن کدیور به راه  افتاده و از طرف دیگر توسط بعضی رفقای آنطرفی به عنوان سند «نژاد پرستی و  راسیسم ملت ایران» تعبیر و ارائه می شود، از نظر نگارنده از اساس بی مناسبت  و بی ربط است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دلشان خواسته جانشان را برای ایران بدهند، نه غزه و نه لبنان. به همین  سادگی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="photo photo_none"&gt;&lt;div class="photo_img"&gt;&lt;a href="http://www.facebook.com/photo.php?pid=4437006&amp;amp;op=1&amp;amp;view=all&amp;amp;subj=401499419503&amp;amp;aid=-1&amp;amp;auser=0&amp;amp;oid=401499419503&amp;amp;id=636073127"&gt;&lt;img style="width: 460px;" class="  img" src="http://sphotos.ak.fbcdn.net/hphotos-ak-snc4/hs150.snc4/36883_412832538127_636073127_4437006_6074909_n.jpg" onload="var img = this; onloadRegister(function() { adjustImage(img);  });" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5866776925527415171-4880430537739944844?l=iranfreedomcall.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/feeds/4880430537739944844/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5866776925527415171&amp;postID=4880430537739944844&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/4880430537739944844'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/4880430537739944844'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/2010/06/blog-post_8029.html' title='برداشت های نامربوط از یک شعار'/><author><name>Shobeir Sheida شبیر شیدا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10258030781842801052</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/Sl_5Fl6mPqI/AAAAAAAAAAs/30op8kDy5XI/S220/n636073127_281986_8838.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5866776925527415171.post-6264744884415761015</id><published>2010-06-26T18:00:00.000+02:00</published><updated>2010-06-26T18:02:04.727+02:00</updated><title type='text'>روزنامه نگار در نقش پل ارتباطی میان شهروندان و سیاستمداران</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بحث دنباله داری در روزهای اخیر و در ادامه مساله حذف طرحی از نیک آهنگ  کوثر از سایت روز آنلاین در گرفته است که مایلم نظر خود را در این باره نه  به عنوان یک روزنامه نگار، بلکه به عنوان یک شهروند و عضوی از شبکه فعالین  سیاسی - اجتماعی مطرح کنم. نقطه عطف این گفتگو مساله «استقلال» روزنامه  نگاران غیر همسو و غیر وابسته به ساختار قدرت بطور خاص و رسانه های غیر  وابسته به حکومت بطور عام است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; از آنجا که روزنامه نگاری در زمینه هایی مانند فرهنگ و هنر، ورزش، اقتصاد و  بطور خلاصه عرصه هایی به جز مسائل سیاسی و اجتماعی با وجود تاثیرپذیر بودن  از شرایط سیاسی و اجتماعی، بطور مستقیم در معرض چالشهایی از این نوع قرار  نمی گیرد، موضوع این نوشتار تلاشی خواهد بود برای تحلیل موقعیت و نقش  روزنامه نگاری سیاسی - اجتماعی و رسانه های مربوطه  به خصوص در شرایط فعلی  جامعه ایران. از این جهت در تمام طول این نوشتار تکیه خاص و روی سخن با  آندسته از «روزنامه نگاران»، «رسانه ها» و «فعالیت های رسانه ای» است که در  زیر مجموعه مربوط به مسائل سیاسی و اجتماعی قرار می گیرند و در ضمن  وابستگی خاصی به ساختار قدرت حاکم ندارند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یک روزنامه نگار به تناسب آرا و برداشت خود معمولا تعریفی را از این حرفه  مد نظر قرار داده و با توجه به آن فعالیت می کند. در کنار تعریف های شناخته  شده و پذیرفته شده موجود می توان رسانه ها و فعالان رسانه ای را به عنوان  «پل های ارتباطی میان بخشهای مختلف جامعه» در نظر گرفت. در عین حال، شرایط  حاکم بر جامعه ما (به خصوص با توجه به وقایع پس از انتخابات دوره دهم و  آغاز دوران جدید جنبش اجتماعی برای تغییر وضعیت سیاسی حاکم) و امکانات نوین  فن آوری اطلاعات باعث شده اند که بعضی از تعاریف شناخته شده و رایج در حال  حاضر چندان مصداق نداشته باشند. برای مثال به وجود آمدن پدیده ای به نام  «شهروند - خبرنگار» اتکا به تعریف «روزنامه نگار حرفه ای» به عنوان کسی که  حرفه اصلیش روزنامه نگاری است را غیر ممکن می کند و یا تکیه بر مفهوم  «روزنامه نگاری بی طرفانه» در شرایطی که روزنامه نگاران غیر همسو و غیر  وابسته به حکومت بطور مشخص یکی از اصلی ترین اقشار سرکوب شده توسط ساختار  سیاسی حاکم هستند و در شرایط غیر قابل اجتنابی در یک طرف مجادله سیاسی  حکومت با مخالفانش قرار گرفته اند، بی معنی می نماید.  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با این وجود، به باور من اصولی مانند پرداختن به کار اطلاع رسانی و انعکاس  واقع گرایانه رویداد ها در فعالیتهای رسانه ای به عنوان اصولی غیر قابل  تغییر و پایدار باقی می مانند. تصور نمی کنم که رویکرد حقیقت محورانه و  مستند گرایانه به عنوان یک اصل در روزنامه نگاری (حداقل از منظر تئوریک)  مورد مجادله هیچکدام از فعالان رسانه ای باشد. اولین رسالت یک رسانه،  انتقال اخبار واقعی، مستند و قابل اعتماد به مخاطبین است و دقیقا همینجاست  که تعریف «روزنامه نگاری به مثابه پل ارتباطی» نکته ظریف خود را آشکار می  کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر نقش روزنامه نگار انتقال صحیح واقعیتها (بدان گونه که هستند) در جامعه  باشد، آیا انتقال دست نخورده و تحریف نشده نقطه نظراتِ تمام یا (تا جایی که  ممکن باشد) قشرهای متنوع و مختلفی از جامعه به سیاستمداران، مشمول این  وظیفه نمی شود؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; سیاستمداران، رهبران سیاسی، نخبگان و صاحبنظران به دلیل شناخته شده بودن و  به نسبتِ مطرح بودن خود، در انتقال پیامشان به جامعه (دست کم آن بخش از  جامعه که کماکان در دسترس فعالان رسانه ای مورد نظر ما باقی مانده است)  مشکل چندانی ندارند. زمانی که یک چهره مطرح سیاسی مانند آقای میر حسین  موسوی بیانیه ای صادر می کند، رسانه های مختلفی این بیانیه را در میان  مخاطبان خود منتشر نموده و تحلیلها و و نقطه نظرات مختلفی را در راستای جهت  گیری سیاسی ایشان در دسترس مخاطبان خود قرار می دهند. ولی در اینجا سوال  این است که برعکس این روند تا چه اندازه لازم است و تا چه حد در عمل اتفاق  می افتد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بر نگارنده شکی نیست که به دور افتادن از واقعیتها و افکار عمومی جامعه  برای سیاسیون خطر بسیار مهلکی است. باید در نظر داشت که سیاستمداران درست  به مانند دیگر افراد اجتماع، ابزاری مانند جام جهان نما در اختیار ندارند و  دسترسی به عالم غیب برایشان مقدور نیست. بنابر این تنها وسیله آنان برای  آگاهی یافتن از مطالبات، نقدها و نقطه نظرهای مردم و اجتماع خود، رجوع به  رسانه هاست. اگر یک سیاستمدار از ارتباط سالم و حقیقت محور با بطن جامعه و  بخشهای مختلف آن باز بماند، این خطر بالقوه وجود دارد که از واقعیتها به  دور بیفتد و راهکارهای خود را در راستای عواملی طرح ریزی کند که یا وجود  خارجی ندارند، یا اینکه تاثیر گذاری آنها در مقایسه با آن دسته از متغییر  های موجود و واقعی که نادیده انگاشته شده اند، اندک است. نمونه این وضع را  در بعضی از سیاستمداران و احزاب (به خصوص خارج از کشور) می بینیم که ذهنیتی  غیر واقعی از شرایط حاکم بر جامعه ایران و خواسته ها و باورهای مردم بر  ساخته اند و بر مبنای این پیش فرضها، راهکارهایی ارائه می کنند که نه عملی  هستند و نه منطقی. این سیاستمداران و احزاب در چنبره ای از رسانه های متصل  به خود و «هم جهت» قرار گرفته اند و خط مشی های در پیش گرفته شده توسط آنها  در مواردی چنان افراطی و واقعیت گریز هستند که از سوی جریانهای غیر همسو   به کل نادیده گرفته می شوند و به اخبار و مطالب این رسانه ها از سوی  مردمانی که به این جریانات وابستگی و دلبستگی ندارند به دیده تردید و بد  بینی نگریسته می شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; بدین گونه است که بعضی گرایشات سیاسی، ابتدا در بخش مربوط به «رصد کردن»  مطالبات جامعه در پیله خود تنیده ای از اوهام، اغراق، رادیکالیسم و  پوپولیسم قرار می گیرند و آنگاه به تبع آن، راهکارها و ایده هایی را مطرح  نموده و بر آنها پای می فشرند که به همان اندازه برداشت آنها از واقعیتهای  جامعه، سوررئالیستی و غیر قابل اتکا هستند، هرچند که هدف این افراد و  گروهها نیز برقراری حاکمیت جمعی و آزادی های اجتماعی و عدالت باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بیایید خودمان را لحظه ای به جای یکی از رهبران مطرح سیاسی، کسانی که برای  تغییرات مثبت در ساختار سیاسی ایران اندیشه ورزی نموده و راهکار ارائه می  دهند قرار دهیم. این رهبر سیاسی دو راه پیش رو دارد: یا اینکه با توجه به  «واقعیتهای موجود»، «مطالبات مردم»، «تفکر منطقی» و «همفکری نخبگان» برنامه  هایش را طرح نموده و به آزمون بگذارد و یا اینکه صرفا با استفاده از  «واقعیتهای گزینش شده»، «خواسته های بخش خاصی از اجتماع»، «قوه تخیل شخصی» و  «مشاوره نزدیکان» به ارائه راهکار بپردازد. واضح است که حالت اول هم بیشتر  منافع کل اجتماع را تامین می کند و هم در موفقیت این رهبر سیاسی نقش  ارزنده ای بازی خواهد کرد. در اینجا سوال این است که چه افرادی بهتر از  روزنامه نگاران و چه سازوکاری بهتر از رسانه ها می توانند اطلاعات واقعی،  مستند و تعیین کننده را در اختیار یک سیاستمدار قرار دهند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به همین دلیل از نظر من روزنامه نگاران و رسانه های غیر وابسته به ساختار  قدرت، در عین دارا بودن منافع، مطالبات و جهت گیری های خاص خود، عاقلانه  است که تمام واقعیتها و نظرات و نقدهای تلخ و شیرین موجود در بدنه اجتماع  را بی کم و کاست به همان اجتماع و سیاستمداران (که از هرچه بگذریم زیر  مجموعه ای از اجتماع و بخشی از مخاطبان رسانه ها هستند) انعکاس دهند. این  واقعیتها به همان اندازه که طبق روال معمول شامل نکات مثبت و حمایت ها   هستند، بطور منطقی می بایست انتقادات و دغدغه ها و خواسته های غیر همسو را  نیز در بر بگیرند. تنها با در پیش گرفتن چنین روشی است که در مرحله اول  اعتماد مخاطبان به روزنامه نگار و رسانه جلب می شود و در مرحله بعد  سیاستمداران از خطر دور افتادن از مردم تا حد زیادی حفظ می شوند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; پس زدنِ انتقادات و حذف نظرات ناگوار به بهانه «عدم تضعیف» جنبش و  رهبرانش، یا بدتر از آن در «واکنش» به نارضایتی بخشهای متعصب و رادیکال و  کم روادار حامی آن سیاستمدار و جنبش، هرچند که در ابتدا شاید رویکردی مقرون  به مصلحت و جنجال گریزانه بنماید، ولی در نهایت نوعی دوستی به اصطلاح  «خاله خرسه» وار است که نتیجه اش از یک سو سلب اعتماد مخاطبان و از سوی  دیگر در خوشبینانه ترین حالت به دور افتادن سیاستمداران از واقعیتها،  مطالبات و دغدغه های جامعه خواهد بود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شبیر شیدا&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.khodnevis.org/persian/permalink/7367.html" onmousedown="'UntrustedLink.bootstrap($(this)," rel="nofollow" target="_blank"&gt;&lt;span&gt;http://www.khodnevis.org/p&lt;/span&gt;&lt;wbr&gt;&lt;span class="word_break"&gt;&lt;/span&gt;ersian/permalink/7367.html&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="photo photo_none"&gt;&lt;div class="photo_img"&gt;&lt;a href="http://www.facebook.com/photo.php?pid=4434040&amp;amp;op=1&amp;amp;view=all&amp;amp;subj=401366734503&amp;amp;aid=-1&amp;amp;auser=0&amp;amp;oid=401366734503&amp;amp;id=636073127"&gt;&lt;img class="  img" src="http://sphotos.ak.fbcdn.net/hphotos-ak-snc4/hs152.snc4/36962_412720483127_636073127_4434040_5064238_n.jpg" onload="var img = this; onloadRegister(function() { adjustImage(img);  });" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5866776925527415171-6264744884415761015?l=iranfreedomcall.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/feeds/6264744884415761015/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5866776925527415171&amp;postID=6264744884415761015&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/6264744884415761015'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/6264744884415761015'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/2010/06/blog-post_26.html' title='روزنامه نگار در نقش پل ارتباطی میان شهروندان و سیاستمداران'/><author><name>Shobeir Sheida شبیر شیدا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10258030781842801052</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/Sl_5Fl6mPqI/AAAAAAAAAAs/30op8kDy5XI/S220/n636073127_281986_8838.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5866776925527415171.post-253896451472498632</id><published>2010-06-19T13:47:00.000+02:00</published><updated>2010-06-19T13:49:06.834+02:00</updated><title type='text'>دعوت به تحریم مدعیان افشاگری</title><content type='html'>&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;تخریب شخصیت و انگ و برچسب زدن پدیده جدیدی در صحنه سیاسی ایران نیست.  سالهای سال است که گروههای سیاسی رقیب، چه داخل و چه بیرون از حاکمیت  یکدیگر را به خیانت، دشمنی با مردم، عامل بیگانه بودن و مواردی از این دست  متهم کرده اند. فکر می کنم از میان کسانی که در سایتهای اینترنتی و سایر  رسانه ها اخبار و اوضاع سیاسی را دنبال می کند، کمتر کسی پیدا شود که دست  کم یکبار در روز به مواردی از این دست برخورد نداشته باشد: از موسوی و  کروبی گرفته تا نیک آهنگ کوثر و اکبر گنجی، یک عده همیشه هستند که مخالفت  نظری خودشان را با چنین شخصیت هایی در قالب «دشمن نمایی» ابراز می کنند.  موسوی و دیگر اصلاح طلبان به عاملیت در قتل عام زندانیان سیاسی متهم میشوند  و گفته می شود که حربه رژیم هستند برای ادامه بقا. از طرف دیگر نیک آهنگ  کوثر به دلیل انتقاد به همین افراد از طرف یک طیف کاملا متفاوت متهم می شود  به عامل رژیم و مباشر روزنامه کیهان بودن. حتی افراد غیر معروف هم از این  تخریب سیستماتیک در امان نیستند و به جرم سبز بودن یا مذهبی بودن و در مجلس  نوحه خوانی شرکت کردن «مزدور» رژیم قلمداد شده و به اصطلاح «افشا» می  شوند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بحث من در درستی یا نادرستی این اتهامات نیست. صحبت من این است که با ادامه  وضعیت فعلی، هر کس از هر کسی خوشش نیامد یا از لحاظ سیاسی مخالفش بود، به  خودش اجازه می دهد تا دیگری را مزدور، جاسوس، مامور، خائن، جنایتکار و غیره  بنامد، یعنی همان روالی که در سه دهه گذشته و حتی پیش از آن وجود داشته و  دائما آب را گل آلود نگه داشته است. همه ما آدمهای عاقل و بالغی هستیم و  خودمان امکان قضاوت در مورد پیشینه و موضعگیری فعلی افراد را دارا می  باشیم. لازم نیست این مدعیان افشاگری روزی صد بار به من یاد آوری کنند که  موسوی در زمان اعدامها نخست وزیر بوده یا گنجی زمانی از خود نظام بوده یا  کدیور در حوزه علمیه درس خوانده یا سازگارا خودش از موسسین سپاه بوده. به  موقعش خیلی بیشتر از این کاسه های از آش داغتر پیگیری می کنم و اگر جنایتی  از اینها سر زده باشد خواستار دادگاهی شدنشان می شوم. اما در حال حاضر  موضعگیری این افراد در جهت نقد قدرت و احقاق حقوق پایمال شده مردم است و  تاختن به آنها و تلاش در جهت ایجاد بی اعتمادی کامل و عمیق نسبت به آنها  هیچ کمکی به جنبش آزادی خواهی مردم ایران نمی کند.&lt;/span&gt;  &lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بله، موافقم که نباید به هیچ کس صد درصد اعتماد کرد، ولی بی اعتمادی کامل  هم راه به جایی نمی برد، بخصوص که این بی اعتمادی بصورت مصنوعی و بدون  اسناد و شواهد معتبر توسط عده ای با مقاصد «مه آلود» ایجاد شده باشد. سیاست  بخودی خود کثیف نیست، بلکه ارتباط تنگاتنگش با مقوله قدرت است که آنرا  کثیف می کند. شهروند آگاه شهروندی است که چهارچشمی حواسش به سیاستمداران  باشد تا دست از پا خطا نکنند و رمز توسعه سیاسی هم همین است، ولی این به آن  معنی نیست که یا افراد را تا سرحد خدایی بالا ببریم و ازشان بت بسازیم  (همانگونه که بعضی ها سعی می کنند از آیت الله خمینی و یا حتی موسوی بت  بسازند) یا اینکه با یک مُهر عدم صلاحیت از جنس برچسبهای متداول «مزدور  رژیم» به دور بیندازیمشان. سیاستمداران هم آدمند، آنها هم اشتباه می کنند و  هم تصمیم درست می توانند بگیرند. آنها هم میتوانند متحول شوند و روش دیگری  پیش بگیرند. می توانند از توده مردم «خط» بگیرند و مواضعشان را اصلاح  کنند. این بر عهده مردم است که خواسته هایشان را به گوش آنها برسانند و بر  عهده آنهاست که بر طبق خواست مردم موضع بگیرند و سیاست بورزند. اما در  جامعه ای که برای هیچکس ذره ای اعتبار در فضای دروغ پردازی و تهمت زنی باقی  نماند، چه کسی می تواند خواسته های مردم را نمایندگی کند؟&lt;/span&gt;  &lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به عنوان کسی که از سالها پیش از آغاز جنبش سبز در جریان فضای سیاسی ایران  بوده باید بگویم که این رویه انگ و برچسب زنی و تخریب شخصیت مساله جدیدی  نیست. تنها و تنها به همین دلیل بود که اپوزیسیون جمهوری اسلامی سه دهه  تمام نتوانست در مقابل جنایتهای رژیم کاری انجام دهد و عجب که سروران بسیار  مطلع ما که همگی یاور دانش سیاسی را استاد کرده اند هنوز متوجه این نکته  ساده نشده اند که مردم به کسانی که دائما در حال تخریب یکدیگر و نسبت دادن  یکدیگر به رژیم و خیانت هستند اعتماد نخواهند کرد. حال که جنبشی جوان در  داخل ایران و با روحی سرزنده و بسیار دموکراتیک و آزاد منش و عدالت خواه به  وجود آمده که بخش بزرگی از توده های مردم غیر سیاسی و بخصوص طبقه متوسط را  هم برای نجات خود و سرنوشت و آینده فرزندانشان از نقشه های شوم سپاه و بیت  رهبری وارد صحنه نموده، باز این افراد فرصت را غنیمت شمرده اند تا برای ما  «عامل رژیم» و «دشمن» و «مزدور» شناسایی کنند!&lt;/span&gt;  &lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خانمها و آقایان اپوزیسیونِ بر انداز! ما آدمهای صغیر و احمق و کم هوشی  نیستیم که خودمان نتوانیم وضعیت را ببینیم یا زبانم لال پیشینه افراد را  فراموش کنیم! اگر از کسی حمایت می کنیم برای این است که باور داریم این فرد  می تواند ما را هرچند یک قدم هم که شده، به اجرای مطالبتاتمان نزدیکتر  کند. ما به دلایل مستدل و منطقی به این نتیجه رسیده ایم که «سرنگونی» رژیم  تنها با یک «معجزه» امکان پذیر است و از آنجا که بسیاری از ما یا به معجزه  اعتقادی ندارند، یا نمیتوانند صحنه را وابگذارند و به انتظار یک معجزه  بنشینند، قصد داریم با مبارزه مسالمت آمیز و اصلاحات قدم به قدم نظام سیاسی  را به نقطه ای برسانیم که هرکسی بتواند بدون تبعیض و بی عدالتی از حقوق  انسانی و اجتماعی خویش بهره مند شود. در این راه اشخاص مستقل یا گروه های  سیاسی با توجه به مطالبات و امکانات خود وارد میدان شده اند و نه اصلاح  طلبان دینی قرار است سلطان و فرمانروای آینده مملکت بشوند، نه سکولارها، نه  ملی ها، نه لیبرالها و نه چپها! محور مشترک این جنبش دیگر برای همه شناخته  شده: دموکراسی، عدالت راستین، حقوق انسانی و شهروندی بدون هیچگونه تبعیضی.&lt;/span&gt;  &lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; حال شما می گویید این نظام اصلاح شدنی نیست، بفرمایید این گوی و این  میدان! سرنگونش کنید و دموکراسی را برقرار و حقوق بشر و عدالت مورد  ادعایتان راد بر صدر بنشانید. ما هم دعاگویتان خواهیم شد. به قول معروف: گر  تو بهتر می زنی، بستان بزن! فقط همین را بگویم که بر اثر سیاستهای تو خالی  و به ظاهر انقلابی شما، حکومت اسلامی در این سه دهه به هیولایی تبدیل شده  که سرنگون کردنش دیگر کار حضرت فیل است.&lt;/span&gt;  &lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;* * *&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر با یک دید بدبینانه و به روش خود این مدعیان افشاگری به قضیه نگاه  کنیم، دستگاه سرکوب حکومت هیچ ابزاری بهتر از همین افشاگران مشکوک نمی  توانست پیدا کند: هر زمان که فردی پیدا شد و از حقوق مردم دفاع کرد و سعی  کرد راهی برای گشوده شدن فضای سیاسی ارائه دهد، رسانه های سرکوب در داخل و  مدعیان سرنگونی در خارج بصورت کاملا همگام به پرونده سازی و دروغ پراکنی بر  علیه آن فرد پرداختند. من که تا یاد دارم همین بوده، از شیرین عبادی گرفته  تا اکبر گنجی، از میر حسین موسوی گرفته تا دیگران. هرکس که (با هر پیشینه  ای) در جهت حقوق مردم و باز شدن فضای سیاسی موضع گرفت، دستگاه پرونده سازی و  افشاگری در داخل و خارج بصورت کاملا هماهنگ به کار افتاد تا از چنین  افرادی اعتبار زدایی نموده و مردم را نسبت به آنها بد گمان و بی اعتماد  نماید. اگر قرار بود با منش این افراد قضاوت کنیم، آیا جای آن نداشت که  بگوییم این مدعیان افشاگری خود مزدوران نظام سرکوب هستند که چنین بصورت  هماهنگ با دستگاه تبلیغاتی رژیم در مسیر حق خواهی مردم ایران سنگ اندازی می  کنند؟ ولی چون چنین روش و منشی را نادرست می دانم، بنا را بر این می گذارم  که تنها نادانند و بس.&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سرتان را درد نیاورم، من شخصا تصمیم خودم را گرفته ام و به دوستانی که  دغدغه تغییرات مثبت واقعی در آینده نظام سیاسی ایران را دارند هم پیشنهاد  می کنم که چنین افشاگرانی و مدعیان افشاگری و کاسه های از آش داغتر را طرد  کنند و از خود برانند تا این سنت شوم از صحنه سیاسی و اجتماعی ایران برچیده  شود و هرکس بتواند به دور از دروغپردازی ها و افترا ها در مورد  سیاستمدارانی که آنها را نماینده خواست های خود می داند تصمیم گرفته و از  آنها حمایت کند، یا نکند.&lt;/span&gt;  &lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خواهش می کنم هرجا با مواردی از این به اصطلاح افشاگری ها برخورد کردید،  کوتاه نیایید و سند و مدرک معتبر بخواهید. مسلمان بودن، سبز بودن، بی دین  بودن، منتقد بودن، سابقه حضور در حکومت یا حتی گروههای ضد حکومت داشتن،  دیده شدن در مجلس نوحه خوانی، موضعگیری های سیاسی اشتباه پیشین، شزکت داشتن  در انقلاب پنجاه و هفت، اینها هیچکدام جرم نیستند. اگر هر کدام از ما با  جدیت (و البته خونسردی و متانت) با این مساله برخورد کنیم، به تدریج بساط  دروغپردازی های این افراد جمع می شود و می توانیم در فضای شفاف تری به  مشکلات واقعی امروزه که کشورمان گرفتار آنها شده، یعنی چنگ اندازی بیت  رهبری و سپاه پاسداران بر تمامیت جان و مال و ناموس مردم ایران، برسیم.&lt;/span&gt;  &lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شبیر شیدا&lt;/span&gt;  &lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;   &lt;div class="photo photo_none"&gt;&lt;div class="photo_img"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;a href="http://www.facebook.com/photo.php?pid=4380828&amp;amp;op=1&amp;amp;view=all&amp;amp;subj=399255944503&amp;amp;aid=-1&amp;amp;auser=0&amp;amp;oid=399255944503&amp;amp;id=636073127"&gt;&lt;img style="width: 460px;" class="  img" src="http://sphotos.ak.fbcdn.net/hphotos-ak-snc4/hs131.snc4/36919_410538953127_636073127_4380828_1643835_n.jpg" onload="var img = this; onloadRegister(function() { adjustImage(img);  });" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5866776925527415171-253896451472498632?l=iranfreedomcall.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/feeds/253896451472498632/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5866776925527415171&amp;postID=253896451472498632&amp;isPopup=true' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/253896451472498632'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/253896451472498632'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/2010/06/blog-post.html' title='دعوت به تحریم مدعیان افشاگری'/><author><name>Shobeir Sheida شبیر شیدا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10258030781842801052</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/Sl_5Fl6mPqI/AAAAAAAAAAs/30op8kDy5XI/S220/n636073127_281986_8838.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5866776925527415171.post-4223290214021119134</id><published>2010-04-25T02:08:00.005+02:00</published><updated>2010-04-25T02:29:52.157+02:00</updated><title type='text'>هزیان های سیاسی، قسمت اول: پیروزی دشوار نیست، ولی سخت است</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اینروزها هوای روحیه جنبش سبز کمی تا قسمتی ابری به نظر می رسه و در بعضی  مناطق بارندگی هایی هم مشاهده شده! البته به حق هم هست با این خیل اسرا و  احکام مضحک و ظالمانه دادگاه ها و از همه بدتر یار کشی کردن ها و تاختن های  خودمان به هم. در مورد بلاهایی که حکومت بر سر ما و دوستانمان میاره، واقع  بینانه بگم، در حال حاضر کار خاصی نمی تونیم انجام بدیم به جز اطلاع رسانی  و نامه نگاری و اعتراض که برنامه روزانه شده. چماق در حال حاضر دست جناح  حاکم است و نامردها بدجور هم می زنند! ولی در مورد بلاهایی که خودمون داریم  دستی دستی بر سر خودمون و نهال سبزی که کاشتیم میاریم، خواستم یکی دو کلام  حرف حساب با دوستان داشته باشم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اول اینکه این دعواهای جناحی و یار کشی و تخریبها داستان دیروز و امروز  نیست. ظاهرا از وقتی که در مملکت ما سیاست در جماعت داخل شده، داستان همین  بوده. چه قبل و چه بعد از انقلاب. همیشه چندتا حزب بوده اند که یا رسما و  دائما همه با هم در حال جنگ بوده اند و یا چندتاشون با همدیگر ائتلاف  استراتژیک می کرده اند برای زیر آب کردن سر بقیه! به عبارت دیگه همیشه در  کشور ما یک جناح حاکم بوده و یک عده اپوزیسیون در حال لت و پار شدن که در  عین حال بین خودشون هم شدیدا شکراب بوده! این دعواها بصورت دائمی ادامه  داشته اند (حتی اگر من و شما توجه نداشتیم) و تنها زمانی که فکر می کنم بر  اثر یک رویداد شوک مانند متوقف شدند، همان دوران چند ماه اول بعد از تقلب  انتخابات بود.&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مشخصه اصلی روزهای پر شور بعد از انتخابات به نظر من این بود که مردم به دو  دسته کاملا مشخص تقسیم شدند: یک طرف اونهایی که با حاکمیت بودند و  منافعشون (به گمان خودشون) با جناح حاکم بود و یک طرف دیگه، تقریبا همه  ایرانی های دیگه! یک دوستی &lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.facebook.com/note_redirect.php?note_id=381987209503&amp;amp;h=7404d09325543535410a53ed8e66821c&amp;amp;url=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2FKhiyaban%2F2010%2F04%2Fpost_39.html" target="_blank" title="http://zamaaneh.com/Khiyaban/2010/04/post_39.html"&gt;جای دیگری  مقاله ای نوشته&lt;/a&gt;  که ربط مستقیمی با این نوشته نداره، ولی تعبیر های  جالبی را بکار برده:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;i&gt; &lt;/i&gt;&lt;br /&gt;&lt;i&gt; معنای شعار نمادین «رأی من كجاست؟» دقیقاً این است كه: «من كجا هستم؟» حضور  در خیابان به مثابهی اضطرار و نوعی بی«چاره»گی رخ میدهد...&lt;/i&gt;&lt;br /&gt;&lt;i&gt; &lt;/i&gt;&lt;br /&gt;&lt;i&gt; در این سطح، حتی اصلا مهم نیست كه تقلبی صورت گرفتهاست یا نه. مردم وقتی به  خیابان میآیند كه اضطراری در لحظه سرنوشتشان را معنی میكند؛ لحظهای كه یا  در خیابان هستی یا اصلاً نیستی.&lt;/i&gt;&lt;br /&gt;&lt;i&gt; &lt;/i&gt;&lt;br /&gt;&lt;i&gt; ما با حاكمیتی روبهرو هستیم كه موكلینش را انكار كردهاست و این موكلین اگر  زمانی قشر اقلیتی را شامل میشدند حالا از متجددترین سرووضعها تا سنتیترین  اقشار «جانباز» و «رزمنده» را نیز شامل میشود. &lt;/i&gt;&lt;br /&gt;&lt;i&gt; &lt;/i&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به باور من هم وضعیت به صورتی بود که تقریبا همه کسانی که در این سه دهه که  چه عرض کنم، نیم قرن اخیر حقشان پایمال شده بود از جا جستند و برای احقاق  حقشون ابراز وجود کردند. طبیعتا خیلی از این ایرانی ها تحت تاثیر جناح ها و  گروهبندی های پیش از انتخابات هم بودند (و هستند) و اینجور شد که بعد از  چندماه یادمون افتاد که ما با هم اختلاف ایدئولوژیک داشتیم! خلاصه دوباره  شد روز از نو و روزی از نو و جنگ سلطنت طلب و چپی و راستی و اصلاح طلب و بر  انداز و دیندار و سکولار و غیره دوباره به راه افتاد که فکر می کنم این  وضعیت معرف حضور همگی باشه. اونهایی هم که تا پیش از انتخابات عطای همه  اینها را جمیعا به لقایشان بخشیده بودند دوباره با دیدن این وضع شروع کردند  به خاکستری شدن.&lt;/span&gt;   &lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بعضی دوستان تلاش می کنند تا با ایجاد نوعی &lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;b&gt;اتحاد&lt;/b&gt; از این جنگ داخلی  بین تحول خواهان جلوگیری کنند تا جنبش سبز از بین نره. به نظر من مشکل ما  از نوع نگاهمون به گروهبندی های سیاسی ناشی میشه. اجازه بدین با یک مثال  بیشتر توضیح بدم:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فرض کنید دیدگاه من یک دیدگاه لیبرال هست و معتقدم که یک کشور تنها در  صورتی روی دور پیشرفت و سعادت میفته که در اون اقتصاد بازار آزاد حاکم  باشه. باز هم فرض کنید رفیق من تقی، برعکس من دیدگاه چپ داره و میگه که  اینها همه ش کلک امپریالیسمه برای چاپیدن طبقه زحمتکش. این وسط دوست سوم  ما، آرمان هم داره سعی می کنه بین من و تقی «اتحاد» بر قرار کنه. واضحه که  آرمان بیچاره صد سال هم نمیتونه بین ما اتحاد ایجاد کنه چون دیدگاه من و  تقی با هم از بیخ و بن فرق می کنه. بنابراین مساله اتحاد را تصور می کنم  باید کنار گذاشت و فکر دیگری کرد.&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مشکل اصلی به نظر من اینجاست که در حال حاضر من و تقی اصلا نمیتونیم وجود  دیدگاه طرف مقابلمون را بپذیریم. یعنی من میگم درستش اینه که دیدگاه من  حاکم باشه و تقی هم بره بز بچرونه، تقی هم میگه تا وقتی آدمهایی مثل شبیر  در کشور نفس می کشند باید در مملکت را گل گرفت. تا وقتی این نگاه حذفی وجود  داره، مطمئن باشید که داستان همینه. راه چاره اش به نظر من اینه که این  دیدگاهها و اندیشه های مختلف، وجود همدیگرو به عنوان اصل غیر قابل تغییر  بپذیرند. این راه خیلی سختیه که بخواهیم از عادت دیرینه مطلق گرایی خودمون  جدا بشیم، ولی باور کنید به نظر من جز این هیچ راهی وجود نداره.&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این همونه که بهش میگن &lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;b&gt;مدارا&lt;/b&gt;. یعنی من و تقی هیچ شبیه هم فکر نمی  کنیم و قرار هم نیست که شبیه هم فکر کنیم، ولی «مجبوریم» برای نیل به  هدفمون و ایجاد ثبات و حفظ استقلال کشور و آزادی مردم، نه تنها وجود  همدیگرو به عنوان یک اصل بپذیریم، بلکه در مواردی دست به دست هم بدیم و  کارها را با هم پیش ببریم. سختی قضیه اونجاست که برای این کار مجبوریم اول  از همه کلمه دشمن (کلمه مورد علاقه خامنه ای!) را از فرهنگ لغات مصرفیمون  کنار بگذاریم. دشمن کسیه که از خارج به کشورمون حمله کنه یا بصورت واضح و  مستدل با متجاوز خارجی همکاری کنه. بقیه هم میهنان ما در بدترین حالت تنها &lt;b&gt;مخالف&lt;/b&gt;  من هستند و بقول خاتمی «زنده باد مخالف من!»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حرف خاتمی شد، من راستش چندان طرفدار خاتمی نیستم چون به نظرم در خوشبینانه  ترین حالت یک کمی صلابت کم داره و چندتا ایراد دیگه، ولی مهم نیست نظرم  درباره خاتمی چیه و میخوام موضوع دیگری را مطرح کنم. خاتمی زمانی که رئیس  جمهور بود چند شعار قصار داد که بعضیهاشون واقعا برای آینده روشن ایران  معنای کلیدی دارند. یکی از این شعار ها این بود: «ایران برای همه  ایرانیان». به نظر من هیچ راه روشنی برای آینده ایران وجود نداره که از این  مرحله عبور نکنه. یعنی باید همه از دل و جان بفهمیم و بپذیریم و پایبند  باشیم که این یک اصل بدیهی و کلیدیه. البته طبق معمول آسون نیست، چرا که  معنی این شعار اینه که ایران غیر از من و شما و جنبش سبز و آدمهای  آزادیخواه، متعلق به همه کسان دیگری هم هست که شما شاید با شنیدن اسمشون اصلا  کهیر بزنید! یعنی از احمدی نژاد بگیر تا مسعود رجوی و سلطنت طلبها و  کمونیست کارگری و خلاصه همه!&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خوب فکر می کنم تا همینجا برای الان کافیه و به اندازه کافی شوک وارد شده.  منتظر فید بک های محبت آمیز شما هستم تا اگر دیدم به فحش خوردنش می ارزه  قسمت بعدی هزیان های خود را به زودی خدمتتون عرضه کنم. در قسمت بعدی سعی می  کنم بیشتر منظورم را از مشارکت سیاسی در عین حفظ دیدگاههای شخصی و حزبی  توضیح بدم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;شبیر ایرانی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;    &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;" class="photo photo_none"&gt;&lt;div class="photo_img"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src="http://sphotos.ak.fbcdn.net/hphotos-ak-snc3/hs509.snc3/26763_392118423127_636073127_3939229_3248873_n.jpg" class=" " onload="var img = this; onloadRegister(function() {  adjustImage(img); });" /&gt;&lt;br /&gt;امید هنوز زنده است&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5866776925527415171-4223290214021119134?l=iranfreedomcall.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/feeds/4223290214021119134/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5866776925527415171&amp;postID=4223290214021119134&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/4223290214021119134'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/4223290214021119134'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/2010/04/blog-post.html' title='هزیان های سیاسی، قسمت اول: پیروزی دشوار نیست، ولی سخت است'/><author><name>Shobeir Sheida شبیر شیدا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10258030781842801052</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/Sl_5Fl6mPqI/AAAAAAAAAAs/30op8kDy5XI/S220/n636073127_281986_8838.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5866776925527415171.post-9052727346489171681</id><published>2010-01-29T15:24:00.004+01:00</published><updated>2010-01-29T15:32:55.462+01:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='بیانیه'/><title type='text'>خواسته های بخشی از مردم ایران به عنوان شروط حمایت از سیاستمداران جنبش سبز</title><content type='html'>&lt;h3 style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/h3&gt;&lt;h3 style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/h3&gt;&lt;h3 style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/h3&gt;&lt;h3 style="text-align: right;"&gt;توجه: متن زیر تنها یک صورت آزمایشی بوده و بیانیه اصلی و نهایی پس از در نظر گرفتن دیدگاههای مختلف و بررسی بیشتر، در جهت امضای عمومی منتشر خواهد شد. خواهشمندیم با بیان نظرات خود ما را در جهت هرچه بهینه تر شدن متن بیانیه در راستای منافع همه ایرانیان یاری کنید&lt;br /&gt;&lt;/h3&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;امضا کنندگان متنی که در پی خواهد آمد، خواستهای اصلاحی خود را به شرح زیر مطرح نموده و بدینوسیله حمایت خود را از هر سپاستمدار راستکردار ایرانی که آنها را به عنوان هدف و برنامه سیاسی خود قرار دهد اعلام می نمایند. این خواسته ها، مطالبات حداکثری بوده و یافتن راهکارهایی جهت رسیدن به آنها از هر طریق ممکن (حتی با شروع از مطالبات حداقلی) خواسته ما، امضا کنندگان این بیانیه، می باشد. اعلام آمادگی هر چهره سیاسی که پیگیری این مطالبات را به عنوان راهبرد سیاسی خویش در نظر بگیرد به منزله حمایت امضا کنندگان بیانیه زیر از ایشان خواهد بود و بویژه دو کاندیدای اسبق ریاست جمهوری آقایان موسوی و کروبی می توانند این پیشنهاد را خطاب به خویش در نظر بگیرند&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;h2 style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;خواسته ها&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/h2&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;۱ - لغو مجازات اعدام یا قصاص و سایر مجازاتهای ظالمانه از این قبیل به هر عنوان.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۲ - آزادی کلیه زندانیان سیاسی بدون قید و شرط.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۳ - لغو تعقیب رسمی یا غیر رسمی فعالین سیاسی از هر گرایش و گروه. تعقیب افراد تنها در صورت ارائه شواهد و اسناد قابل توجه مبنی بر عاملیت یا همدستی در جرم و جنایت کیفری با در نظر گرفتن معیارهای شناخته شده حقوق شهروندی در محاکم بی طرف ممکن است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۴ - تشکیل کمیته هایی برای پیگیری جنایت های انجام شده در سه دهه بعد از پیروزی انقلاب توسط هر شخص یا گروه. گزارش این تحقیقات می بایست بصورت کامل درجهت پیگیری متهمان و همچنین تنویر افکار عمومی منتشر گردد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۵ - مراقبت در جهت استقرار جمهوری تمام عیار با رای مستقیم و دست نخورده همه مردم. لغو نظارت استصوابی و ایجاد بستر حضور تمام گروههای معتقد و ملتزم به دموکراسی و حاکمیت خرد جمعی و فرایند مشارکت سیاسی غیر خشونتبار.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۶ - تمرکز زدایی، توجه ویژه به اصلاح ساختار اداری و حکومتی کشور، توجه کامل و مناسب به حقوق سیاسی و فرهنگی و دینی اقلیتهای قومی و ایجاد بستر اعتماد، خودکفایی، سازندگی و همیاری در استانهای مختلف.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;۷ - برابری کامل و بی قید و شرط حقوقی همه شهروندان، به رسمیت شناختن حقوق و مسئولیتهای شهروندی برابر برای همه ایرانیان به عنوان ملاک اصلی رابطه میان اجتماع و حاکمیت. الغای قوانین تبعیض آمیز موجود بخصوص در عرصه جنسیتی و عقیدتی.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۸ - لغو انحصار رسانه ای صدا و سیما و ایجاد فضای مناسب در جهت نقد و افشای چهره های دروغپرداز و دست اندر کار این مجموعه، تضمین آزادی رسانه ها و رفع فیلترینگ از اینترنت، ایجاد بستر گفتگو و تبادل نظر میان گرایشهای فکری موجود در جامعه.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۹ - ایجاد شرایط مناسب در جهت تشکیل مجلس خبرگان راستین. صاحبنظران و کارشناسان شناخته شده با رای مستقیم ایرانیان داخل و خارج کشور در حوزه های مختلف در این مجلس وظیفه تدوین یک قانون اساسی نوین و یا انجام اصلاحات کلیدی در قانون اساسی فعلی را به عهده خواهند داشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۱۰- تشکیل کمیسیونی از نو اندیشان دینی شناخته شده در جهت تلطیف و به روز رسانی تلقی دینی، لغو قوانین خشن یا ناهماهنگ با زمان و مکان و پیشنهاد مکانیسم های کارا در جهت جدایی دین از سیاست با توجه به باورها و عقاید دینی و غیر دینی همه شهروندان ایرانی.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;۱۱- تعهد حاکمیت در جهت حفاظت و تضمین آزادی انجام فرایض دینی و مذهبی تمام شهروندان. رفع اجبار مستقیم یا غیر مستقیم نسبت به فرایض دینی، حذف هرگونه امتیاز دهی و اولویت بندی بر اساس اعتقادات دینی و عقیدتی افراد. تعهد نهاد های انتظامی و امنیتی در پاسداری از حق آزادی عقاید و مذاهب و اندیشه های مختلف در چارچوب قوانین عادلانه و در راستای حفظ امنیت و آزادی سایر شهروندان.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۱۲ - انحلال تمام گروهها و نهادهای شبه نظامی، باندهای ترور خودسر و سازمانهای امنیتی موازی. تعهد نیروهای امنیتی و انتظامی در جهت حفظ امنیت جانی، مالی و روانی همه شهروندان و برخورد قاطع با افراد و گروههای خشونت طلب و بانیان ارعاب.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۱۳ - سلب تمامی امتیازات سیاسی و اقتصادی از افراد نظامی، شفافیت کامل عملکرد اقتصادی دولت، ایجاد بستر تشکیل سازمانهای نظارتی غیر دولتی و عملکرد در راستای گزارش و تحقیقات این سازمانها. منع نظامیان از هرگونه فعالیت سازمانیافته سیاسی و اقتصادی در پوشش حمایت دولتی. ایجاد زمینه برای رفع انحصار اقتصادی و توقف امتیاز دهی های اقتصادی به افراد و گروههای خاص و برگزیده.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۱۴ - فراهم آوردن شرایط و تسیهلات مناسب برای ایجاد سازمانهای غیر دولتی مربوط، در جهت بررسی، رایزنی و رسیدگی به مسائل صنفی بخشهای مختلف جامعه از جمله زنان، کارگران، معلمان و دانشجویان توسط خود آنها و رفع هرنوع محدودیت از چنین سازمانهایی.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;۱۵ - تلاش در جهت سامان دادن به وضعیت نابسامان اقتصادی کشور، از طریق توجه ویژه به نظرات اقتصاد دانان مستقل و آگاه، تقویت بخش صنعت به خصوص صنایع زیر بنایی، ایجاد امنیت و تشویق سرمایه گزاری خارجی، توسعه صادرات غیر نفتی و بنیان گزاری یک سازمان تامین اجتماعی غیر انحصاری در جهت رسیدگی بدون تبعیض به وضعیت افراد فقیر و محروم در کشور ایران.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۱۶ - تنش زدایی از عرصه سیاست خارجی و بر قراری ارتباط منطقی بر پایه احترام متقابل و استقلال با تمام ممالک بخصوص کشور های توسعه یافته جهان و مشارکت مثبت و مسئولانه در امر برقراری و تثبیت صلح پایدار در منطقه خاور میانه و سایر نقاط جهان و بازگرداندن کشور ایران به جایگاه مناسب و قابل احترام در عرصه بین المللی.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;توجه! پیش از امضای بیانیه لطفا به نکات زیر توجه فرمایید:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تنها در صورت موافقت با چارچوب خواستهای مطرح شده اقدام به امضای این بیانیه نمایید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هر ایرانی می تواند این بیانیه را امضا کند. ایرانیان دو ملیتی استثنا نیستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;طریقه امضا بصورت علنی در اینترنت (با قرار دادن متن بیانیه در وبلاگ، یا سایت یا پروفایل فیس بوک) یا بصورت امضا محفوظ است که افراد امضا محفوظ می توانند با ایجاد کانونهای جمع آوری امضا، صرفا تعداد وصول امضا را منتشر کنند و این امضاها تنها در صورت به وجود امدن شرایط امن و مناسب منتشر خواهند شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تنظیم کننده متن تنها به عنوان یکی از امضا کنندگان به شمار می آید و ادعایی نسبت به متن بیانیه، جمع آوری امضاها یا استفاده از این بیانیه در جهت منافع شخص یا گروه سیاسی خاصی را ندارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با درود و احترام، شبیر ایرانی&lt;br /&gt;جمعه ۲۵ دی ۱۳۸۸&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5866776925527415171-9052727346489171681?l=iranfreedomcall.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/feeds/9052727346489171681/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5866776925527415171&amp;postID=9052727346489171681&amp;isPopup=true' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/9052727346489171681'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/9052727346489171681'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/2010/01/blog-post_9191.html' title='خواسته های بخشی از مردم ایران به عنوان شروط حمایت از سیاستمداران جنبش سبز'/><author><name>Shobeir Sheida شبیر شیدا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10258030781842801052</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/Sl_5Fl6mPqI/AAAAAAAAAAs/30op8kDy5XI/S220/n636073127_281986_8838.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5866776925527415171.post-1658643561280610623</id><published>2010-01-29T05:32:00.003+01:00</published><updated>2010-01-29T08:36:01.943+01:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='بیانیه'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='شهروند'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اعدام'/><title type='text'>بیانیه تک ماده ای یک شهروند، خواسته اولیه و فوری</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;div&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در هفته های اخیر شاهد بیانیه هایی از جانب افراد و گروههای حاضر در صحنه سیاسی کشور بودیم که هر کدام راهکار های مختلفی را جهت عبور از بحران ارائه نمودند. حرکتی که از بیانیه پنج ماده ای میر حسین موسوی شروع شد و با بیانیه مهدی کروبی، پنج روشنفکر دینی، ۳۱ روشنفکر، ۵۳ روشنفکر، سبزهای سکولار و جمعی از زنان ادامه یافت. هر کدام از این بیانیه ها به نحوی سعی در بیان خواسته های مردم و راههای ممکن برای پایان دادن به تشنج در صحنه سیاسی و اجتماعی کشور و احقاق حقوق مردم ایران داشتند. از مطالبات حداقلی گرفته تا حداکثری، از سقف گرفته تا کف.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مایلم ضمن تشکر از تمام این بیانیه ها و امضا کنندگانشان، به عنوان یک شهروند، مطالبه اصلی و فوری خودم را در قالب یک بیانیه تک ماده ای مطرح کنم و به همه سیاستمداران و قدرتمداران یاد آوری کنم که این خواسته ابتدایی و فوری و بدون چون چرای من، و &lt;u&gt;پیش شرط حمایت&lt;/u&gt; از هر نوع بیانیه و مرامنامه و راهکار خروج از بحران می باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بیانیه:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;h3&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;صدور و اجرای حکم اعدام برای هر کسی، تحت هر عنوان و به هر بهانه ای باید بلافاصله در ایران متوقف شود&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/h3&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;لازم می دانم تاکید و خاطرنشان کنم که بدون تعارف، دیگر از هیچ سیاستمداری که این خواسته را به رسمیت نشناسد و در دفاع از آن بصورت قاطع و شفاف موضع گیری نکند، حمایت نخواهم کرد. بخصوص قابل توجه سخنگویان جنبش در داخل کشور و در راس آنان آقایان موسوی، کروبی و خاتمی.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با سپاس پیشاپیش از توجه این بزرگواران،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امضا: یک شهروند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پی نوشت: دیگر شهروندانی که نظرشان همین است، میتوانند عین این متن را در وبلاگ یا صفحه خودشان قرار دهند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="photo photo_none"&gt;&lt;div class="photo_img"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;a href="http://www.facebook.com/photo.php?pid=3364215&amp;amp;op=1&amp;amp;view=all&amp;amp;subj=270787229503&amp;amp;aid=-1&amp;amp;auser=0&amp;amp;oid=270787229503&amp;amp;id=636073127"&gt;&lt;img src="http://photos-f.ak.fbcdn.net/hphotos-ak-snc3/hs198.snc3/20558_279006413127_636073127_3364215_3514438_n.jpg" class=" " onload="var img = this; onloadRegister(function() { adjustImage(img); });" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5866776925527415171-1658643561280610623?l=iranfreedomcall.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/feeds/1658643561280610623/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5866776925527415171&amp;postID=1658643561280610623&amp;isPopup=true' title='2 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/1658643561280610623'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/1658643561280610623'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/2010/01/blog-post_29.html' title='بیانیه تک ماده ای یک شهروند، خواسته اولیه و فوری'/><author><name>Shobeir Sheida شبیر شیدا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10258030781842801052</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/Sl_5Fl6mPqI/AAAAAAAAAAs/30op8kDy5XI/S220/n636073127_281986_8838.jpg'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5866776925527415171.post-1880084087623024604</id><published>2010-01-20T05:43:00.001+01:00</published><updated>2010-01-20T05:45:23.030+01:00</updated><title type='text'>در باب سکولاریسم ستیزی آقای خاتمی و دیگر دوستان</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مقدمه: افراط و تفریط باعث شده که گفتمان انتقادی در فضای سیاسی ایران امروز به کالایی کم رونق تبدیل شود. صداهای بلند، از آن کسانیست که یا با حمایت پرستش وار، اجازه هرگونه انتقادی را از چهره های مطلوب خود سلب می کنند و یا با ادبیاتی خشن و دشمنی محور در جهت بی اعتبار نمودن و از دور خارج نمودن مخالفین خود می کوشند. نوشتاری که در پی می آید بنا دارد تا در عین شفافیت و رک بودن، به مخاطبین اصلی خود یعنی اصلاح طلبان دینی یاد آوری کند که حمایت قشر سکولار جنبش آزادی خواهی ایران از اصلاح طلبان دین مدار مشروط به مواضع منطقی و منصفافه ایشان است و در عین حال قصد دارد نشان دهد که خط مشیی که بر ضد خواست جدایی دین از سیاست در پیش گرفته شده، در نهایت بیش از هرچیز به ضرر قشر مذهبی اصلاح طلبان بطور عام و نهاد دین در جامعه بطور خاص تمام خواهد شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;واقعیت عینی این است که اکنون جنبشی گونه گون شکل گرفته که خواست آن «اصلاح» ساختار سیاسی در کشور ایران است. ساختاری که در سال پنجاه و هفت گرچه بنا بر تغییر آن بود، اما در عمل تنها به جابجایی قدرت منجر شد. به عبارت دیگر، نتیجه انقلاب سال پنجاه و هفت به معنای واقعی کلمه یک انقلاب (به معنای دگرگونی) نبود بلکه تنها چهره دیگری از استبداد را بر کشور ما حاکم کرد و از این لحاظ می توان آن را نه یک انقلاب، بلکه یک کودتا، شورش و یا قبضه قدرت نامید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در این میان بسیاری از اندیشمندان با نگاه به گذشته و تجربه انقلاب دریافته اند که چاره استبداد در کشور ما نه یک شورش منتهی به سرنگونی قدرتمندان حاکم و دست به دست شدن حاکمیت، بلکه در «اصلاح ساختار سیاسی» و ایجاد ساختارهای دموکراتیک در نظام سیاسی نهفته است. تنها چنین «اصلاحاتی» می تواند حاکمیت را نسبت به مردم، به عنوان صاحبان واقعی قدرت، مسئولیت پذیر نموده و از دیکتاتوری یک گروه خاص جلوگیری نماید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بر این مبنا، حرکات اصلاحی در درون حاکمیت همواره مورد حمایت طیف قابل توجهی از مردم و روشنفکران با اندیشه های متفاوت، از جمله روشنفکران و ایرانیان سکولار بوده است که این حمایت کماکان نیز تا حدودی موجود می باشد. اما آنچه در این میان بخشهایی از اصلاح طلبان حکومتی را در مقابل طیف سکولار حامی خود قرار می دهد، موضع گیری های گاه و بیگاه بعضی از این آقایان و از همه مهمتر تناقضی است که در اندیشه ها و سخنان ایشان نمود می یابد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در همین رابطه، آقای محمد خاتمی در ادامه موضع گیری های اخیر خود و احتمالا در پاسخ یه فراخوان علی خامنه ای بصورت «شفاف» سخن گفته و فرموده اند&lt;a href="http://www.facebook.com/note_redirect.php?note_id=255288489503&amp;amp;h=8ed0b42954e8408fbcf69c071a7d2a52&amp;amp;url=http%3A%2F%2Fwww.parlemannews.ir%2Findex.aspx%3Fn%3D7528" target="_blank" title="http://www.parlemannews.ir/index.aspx?n=7528"&gt;*&lt;/a&gt;:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;i&gt; "اسلام همیشه بر سیاست و حکومت تاکید دارد. ولی دست کم در غیبت معصوم (و حتی در زمان معصوم) برای استقرار حکومت، مورد توجه اسلام و پیشوایان دینی بوده است و نباید در آن تردید کرد."&lt;/i&gt;&lt;br /&gt;&lt;i&gt; &lt;/i&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در بخش دیگری از سخنانش ایشان اضافه کرده:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;i&gt; "باید توجه کنیم که در انقلاب ما مردمسالاری و دین با یکدیگر سازگار به حساب آمدند و این نکته را ما سالها است که میگوییم و از آن دفاع میکنیم."&lt;/i&gt;&lt;br /&gt;&lt;i&gt; &lt;/i&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و افزوده:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;i&gt; "درست است که سکولاریسم با موازین دینی و فرهنگی ما سازگار نیست و عامل بیگانه هم می کوشد تا سکولاریسم را در جامعه برای مقابله با حکومت دینی رواج دهد، اما مهمتر و مؤثرتر از عامل بیگانه در غیردینیتر شدن جامعه این است که جامعه به سویی رود که از حکومت دینی دلخوش نباشد و از آن دوری کند. برای همین ما مدعی هستیم که اصلاحاتی که ما میگوییم از رواج سکولاریسم و افول دین در جامعه و اذهان و رفتار ایرانیان جلوگیری میکند."&lt;/i&gt;&lt;br /&gt;&lt;i&gt; &lt;/i&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نکته تاسف بار در سخنان آقای خاتمی آنجاست که ایشان می کوشد به مانند علی خامنه ای و انصار وی، خواست سکولاریسم و رواج آن را به «عامل بیگانه» و «دشمن فرضی» نسبت دهد، بدون توجه به این واقعیت که بسیاری از کسانی که خواهان جدایی دین از سیاست و برپایی جمهوری تمام عیار هستند، از حلقه یاران و حامیان خود ایشان، از مومنین و دینداران مسلمان و از اعضای با سابقه و موثر جنبش اصلاح طلبی در داخل ایران می باشند. ایشان گرچه به درستی دلیل افول دین در جامعه ایران را به نارضایتی از حاکمیت دینی نسبت داده اند، اما با بی انصافی تمام رویکرد به سکولاریسم را نه آنچنان که هست به عنوا یک «فرصت» و راه گذار به مدرنیته در عین حفظ احترام و منزلت دین و روحانیون، بلکه به منزله «تهدیدی» برای جامعه ایران معرفی نموده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در کنار این مساله، آقای خاتمی به وضوح تفکر اسلام سیاسی (و به طبع آن مدل ولایت فقیه که به اذعان روشنفکران و علمای مختلف دینی، از آیت الله منتظری گرفته تا آقایان سروش و کدیور یک تفکر اقلیتی در بینش اسلامی است) را به اصول اسلام و معصومین منتسب کرده اند و به این وسیله بصورتی ناهنجار سعی بر اعتبار بخشیدن به آن را دارند. تصور نگارنده این است که ایشان شرایط صدر اسلام و موقعیت پیامبر اسلام را با شرایط جهان کنونی و موقعیت فعلی تکامل اندیشه سیاسی اشتباه گرفته اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای خاتمی خود بهتر می دانند که بسیاری از احکام صدر اسلام (برای مثال مساله برده داری) در دوران مدرن قابل اجرا نیستند و ایشان باید توجه داشته باشند که نظام سیاسی در دوران مدرن با حاکمیت بر قبایل مختلف عرب در زمان پیامبر اسلام تفاوت اساسی دارد و اگر در آن زمان احکام اسلامی برای اداره جامعه کافی بوده و حتی نوعی نو آوری در نظام سیاسی محسوب می شده اند، امروزه به هیچ عنوان نمیتوان با استفاده از احکام اسلامی بر مردم حکومت کرد و نمونه بارز آن به بن بست رسیدن نظام متناقض «جمهوری - اسلامی» پس از سالها تقلا و سرکوب می باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شاهد دیگری بر ناکافی بودن احکام اسلام برای اداره کشور، قوانین اساسی و مدنی جمهوری اسلامی هستند که توسط همفکران ایشان و بنیانگزاران انقلاب نگاشته شده اند و مولفه های اصلی این قوانین (که آقای خاتمی از عدم اجرای آنها گلایه دارند، بخش های مربوط به حقوق شهروندی، آزادی بیان و رسانه ها، تقسیم قوا و ...) هیچ ارتباطی به احکام اسلامی ندارند و از قوانین اساسی کشورهای سکولار و نظامهای سیاسی مدرن الهام گرفته اند. نظامی که منحصرا بر پایه احکام اسلامی اداره شود، در حقیقت همان نظامی است که طالبان برای مدتی در افغانستان بر قرار نموده بودند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر احکام اسلامی برای اداره کشور کافی بودند، نگارندگان قانون اساسی اول چه نیازی به استفاده از عناصر مدرن در این قانون اساسی داشتند؟ واقعیت این است که هرجا قانون اساسی اول و نسخه اصلاح شده آن با حقوق مدنی در تضاد قرار گرفته و مورد سو استفاده واقع شده اند، مواردی بوده که نویسندگان به صرف «اسلامی» نمودن این «جمهوری»، مولفه هایی مربوط به احکام اسلامی را در متن قرار داده و در عمل این قانون اساسی را تبدیل به یک قانون اساسی غیر دموکراتیک نموده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;***&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نکته دیگر قابل توجه در این سخنان آقای خاتمی (که تازگی هم ندارند) تلقی ایشان از سکولاریسم و تلاش برای قرار دادن آن در برابر «موازین دینی و فرهنگی» و حتی برابر دانستن آن با «افول دین در جامعه و رفتار و اذهان ایرانیان» است. در کنار این مساله، آقای خاتمی تلاش می کنند تا حکومت دینی را بدون تعارض با مردم سالاری جلوه دهند که لازم به نظر می رسد به این نکات نیز پرداخته شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برداشت نگارنده این است که آقای خاتمی فرهیخته تر از آن هستند که معنای واقعی سکولاریسم (جدایی دین از سیاست) و اینکه سکولاریسم هیچگونه ضدیتی با باورهای دینی و اخلاق دینی ندارد را ندانند. تجاهل ایشان به این دلیل است که به عنوان یکی از شیفتگان آیت الله خمینی و اندیشه ولایت فقیه، به هیچ عنوان مایل به پذیرش پایان انحصار یک گروه خاص بر قدرت سیاسی در ایران نیستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای خاتمی از آزادی اندیشه سخن گفته و می گویند، ولی این آزادی را تنها در چارچوب اندیشه های همفکران خود روا می دانند و در عمل با دفاع از نظریه حکومت دینی و اسلام سیاسی در دام تبعیض و آپارتاید عقیدتی افتاده اند، چرا که اسلام سیاسی و حکومت دینی، معیار شایستگی افراد را برای ورود به ساختار قدرت، معیار «عقیدتی» قرار می دهد و پر واضح است که در چنین نظامی، افرادی که از نظر ارزشهای سیستم و معیارهای دینی واجد صلاحیت نباشند از ورود به عرصه سیاسی بازداشته می شوند، هرچند تخصص و کارآمدی آنها غیر قابل انکار باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ایشان به این نکته توجه نمی کنند که بر طبق نظریه اسلام حکومتی، حاکمیت بدون قید و شرط از آن خداوند است و تنها کسانی برای حکومت صلاحیت دارند که خود را به نوعی نمایده تام الاختیار خداوند فرض و معرفی کنند. بنابر این نظریه، تنها روحانیون و دینداران چنین صلاحیتی دارند و دیگران تنها در بهترین حالت «تحمل» می شوند. این مساله به وضوح نه تنها با «مردم سالاری» بلکه با ادعای «آزادی اندیشه» نیز در تضاد است، چرا که هرکس برای ورود به ساختار قدرت و حتی بقا در جامعه، مجبور است از اندیشه دینی مورد نظر آقایان تبعیت (یا وانمود به تبعیت) کند، وگرنه حتی از حقوق و امنیت چندانی نیز برخوردار نیست، چه برسد به اینکه بتواند وارد حوزه مسئولیت و تصمیم گیری در ساختار قدرت شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما تبعیض عقیدتی تنها مشکل حکومت دینی نیست. قرار دادن معیارهای عقیدتی برای تشخیص صلاحیت افراد پاشنه آشیل مرگباری نیز دارد: از آنجا که پی بردن به میزان ایمان واقعی افراد و مکنونات قلبی ایشان در حال حاضر غیر ممکن است، در یک حکومت تبعیض آمیز از نظر عقیدتی، راه برای پیشرفت و صعود افراد ریاکار، فرصت طلب و دروغگو گشوده می شود و گذشته از این، به راستی چه کسی می تواند در مورد ایمان دیگران با قطعیت قضاوت کند؟ حتی اگر فرض را بر این بگیریم که اسلام سیاسی مورد نظر آقای خاتمی نوع مطلوب باشد، در غیبت هرنوع ارتباط مشخص و مستقیم و قابل استناد با خداوند، کسانی که معیارهایشان در ایمان و تقوی با معیارهای آقای خاتمی و دوستانشان تفاوت چشمگیر دارد یا شاید حتی هیچگونه ایمان و تقوای حقیقی ندارند، ماکیاولیستان دین مدار، سود جویان و تمامیت خواهان، به راحتی می توانند با تظاهر به دینداری، پله های ترقی را در چنین نظامی بسرعت طی کنند و می بینیم که کرده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;***&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بنابر این بجاست آقای خاتمی و همفکران ایشان توجه کنند که خواست رو به رشد سکولاریسم نه بر مبنای دشمنی با اسلام و دین باوران شکل گرفته، نه نیت افول فرهنگ و اخلاق و دین را در جامعه دارد و نه بنای خارج کردن طیف اصلاح طلبان دینی از ساختار سیاسی ایران را در سر می پروراند. خواسته اصلی سکولارها رفع تبعیض بی پایه و مخرب موجود در ساختار سیاسی و پایان دادن به انحصار گروهی خاص بر جامعه متکثر ایران است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آنچه سکولار ها به دنبال آنند، چیزی به جز همان شعار معروف خود آقای خاتمی، یعنی «ایران برای همه ایرانیان» نیست. ادامه دشمنی با سکولارها و تخریب سکولاریسم بدون شک نه تنها به ضرر جنبش آزادیخواهی ایرانیان، بلکه همچنین به زیان نهاد دین بوده و به بی اعتمادی بیش از پیش مردم نسبت به روحانیان و بخصوص طیف اصلاح طلب دینی منجر خواهد شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شبیر ایرانی&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;                                        ۳۰ دی ۱۳۸۸&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;     &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;" class="photo photo_none"&gt;&lt;div class="photo_img"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;a href="http://www.facebook.com/photo.php?pid=3311068&amp;amp;op=1&amp;amp;view=all&amp;amp;subj=255288489503&amp;amp;aid=-1&amp;amp;auser=0&amp;amp;oid=255288489503&amp;amp;id=636073127"&gt;&lt;img src="http://photos-d.ak.fbcdn.net/hphotos-ak-snc3/hs156.snc3/18358_262552298127_636073127_3311068_3265913_n.jpg" class=" " onload="var img = this; onloadRegister(function() { adjustImage(img); });" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5866776925527415171-1880084087623024604?l=iranfreedomcall.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/feeds/1880084087623024604/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5866776925527415171&amp;postID=1880084087623024604&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/1880084087623024604'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/1880084087623024604'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/2010/01/blog-post_20.html' title='در باب سکولاریسم ستیزی آقای خاتمی و دیگر دوستان'/><author><name>Shobeir Sheida شبیر شیدا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10258030781842801052</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/Sl_5Fl6mPqI/AAAAAAAAAAs/30op8kDy5XI/S220/n636073127_281986_8838.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5866776925527415171.post-8796179143128565784</id><published>2010-01-15T05:29:00.004+01:00</published><updated>2010-01-15T05:36:02.264+01:00</updated><title type='text'>فراخوان: چه می خواهیم؟</title><content type='html'>&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;پیشنهاد من اینست که ما تا جایی که ممکن است یک سری خواسته های اصلاحی که در چارچوب جنبش سبز مشترک هستند را بصورت شفاف و مشخص در قالب یک بیانیه مطرح و منتشر کنیم تا هر ایرانی که با آنها موافق بود بتواند بصورت علنی یا مخفی امضا کند و اعلام شود که هر سیاستمداری که برنامه سیاسیش را رسیدن به اهداف این بیانیه (در کوتاه مدت یا دراز مدت) قرار دهد مورد پشتیبانی امضا کنندگان خواهد بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;فایده چنین بیانیه ای این است که:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;۱ - باعث شفافیت خواسته های ایرانیان حامی جنبش سبز می شود و از تضعیف جنبش به دلیل اختلافات بی پایه و ظاهری جلوگیری نموده، باعث همگامی بیشتر بخشهای مختلف آزادیخواه می گردد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;۲ - به چهره های شناخته شده جنبش و سیاسیون این پیام روشن فرستاده می شود که حامیانشان از آنها چه توقعاتی دارند و اینکه در صورت معامله پشت پرده بر سر قدرت و زیر پا گذاشتن مطالبات اعضای جنبش، حمایت ما را از دست خواهند داد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;تا بحال رسم بر این بوده که سیاستمداران برنامه ای و اهدافی در نظر می گرفتند و مردمی که با آن اهداف و برنامه ها موافق بودند به دنبال آنها به راه می افتادند. اکنون با توجه به خصوصیت مردمی و اجتماعی جنبش سبز، فرصت مناسبی است که مردم مطالبات خود را با سیاستمداران در میان گذاشته و حمایت خود را به وفاداری سیاستمداران از این خواسته ها مشروط کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;در این راستا، از همه ایرانیان دعوت می شود که نظرات خود را مطرح کنند تا در تهیه متن چنین بیانیه ای در نظر گرفته شود. توجه کنید که مطالبات نباید باعث تضییع حقوق فرد یا گروهی از مردم ایران شود و در عین حال میبایستی شامل مطالبات بدنه اصلی جنبش سبز بوده و مطالبات گروههای مختلف معتقد به مبارزه مدنی غیر خشونت آمیز را شامل شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;مخاطب این فراخوان تنها ایرانیان پایبند به دموکراسی و مبارزه غیر خشونت آمیز بوده و افراد و گروههایی که به راهکارهای غیر دموکراتیک یا نظامی و شبه نظامی باور دارند بهتر است نظرات خود را اعلام نکنند چون در تهیه متن این بیانیه منظور نخواهد شد.ـ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://2.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/S0_vm8Xh3ZI/AAAAAAAAAD8/-BaxIqMOIuc/s1600-h/22371_231855143840_83359068840_3010573_4739130_n.jpg"&gt;&lt;img style="cursor: pointer; width: 320px; height: 240px;" src="http://2.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/S0_vm8Xh3ZI/AAAAAAAAAD8/-BaxIqMOIuc/s320/22371_231855143840_83359068840_3010573_4739130_n.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5426819528323620242" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5866776925527415171-8796179143128565784?l=iranfreedomcall.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/feeds/8796179143128565784/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5866776925527415171&amp;postID=8796179143128565784&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/8796179143128565784'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/8796179143128565784'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/2010/01/blog-post_15.html' title='فراخوان: چه می خواهیم؟'/><author><name>Shobeir Sheida شبیر شیدا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10258030781842801052</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/Sl_5Fl6mPqI/AAAAAAAAAAs/30op8kDy5XI/S220/n636073127_281986_8838.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/S0_vm8Xh3ZI/AAAAAAAAAD8/-BaxIqMOIuc/s72-c/22371_231855143840_83359068840_3010573_4739130_n.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5866776925527415171.post-532567025155437569</id><published>2010-01-06T22:38:00.001+01:00</published><updated>2010-01-06T22:40:41.529+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://1.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/S0UC2uR_l0I/AAAAAAAAAD0/p06AYzG6rEk/s1600-h/17438_106546632694547_100000176317807_171993_7362336_n.jpg"&gt;&lt;img style="cursor: pointer; width: 320px; height: 256px;" src="http://1.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/S0UC2uR_l0I/AAAAAAAAAD0/p06AYzG6rEk/s320/17438_106546632694547_100000176317807_171993_7362336_n.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5423744465397323586" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;مـــن هــــم یک مـــحارب هـــستم&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;مـــرا نــیز اعـــدام کــنید&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5866776925527415171-532567025155437569?l=iranfreedomcall.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/feeds/532567025155437569/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5866776925527415171&amp;postID=532567025155437569&amp;isPopup=true' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/532567025155437569'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/532567025155437569'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/2010/01/blog-post_8641.html' title=''/><author><name>Shobeir Sheida شبیر شیدا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10258030781842801052</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/Sl_5Fl6mPqI/AAAAAAAAAAs/30op8kDy5XI/S220/n636073127_281986_8838.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/S0UC2uR_l0I/AAAAAAAAAD0/p06AYzG6rEk/s72-c/17438_106546632694547_100000176317807_171993_7362336_n.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5866776925527415171.post-7669996148860955251</id><published>2010-01-06T10:25:00.005+01:00</published><updated>2010-01-06T10:31:00.913+01:00</updated><title type='text'>روز ملی «نه» به حجاب اجباری</title><content type='html'>&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;حجاب اجباری، درست به مانند بی حجابی اجباری، نمادی است از زورگویی و تحقیر زنان در سرزمین ایران. از این رو پسندیده و مناسب است که ما بر مبنای باورمان به اصول آزادی های مدنی و حقوق انسانی، در کنار دیگر خواستهای مشروع خود به این مساله نیز به صورت شایسته بپردازیم. انتخاب &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;یک روز به عنوان روز ملی مبارزه با حجاب اجباری، یا بهتر از آن، روز مبارزه با اجبار در نوع پوشش، ایده مناسبی به نظر می آید که جا دارد با دقت در جزئیات، در جهت افزایش اثر و بازتاب آن کوشیده شود. ظاهرا پیشنهاداتی مطرح شده اند که در آنها روز ۱۷ دی برای این منظور پیشنهاد شده. اینجانب به دلایلی که مطح خواهم کرد با انتخاب این روز خاص مخالف هستم.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;روز ۱۷ دی سال ۱۳۱۴ روزی بود که رضا شاه پهلوی تصمیم خود برای «کشف حجاب» را رسما اعلام و به اجرا گذاشت. انتخاب چنین روزی برای مبارزه با حجاب اجباری قطعا پیام نادرستی را به خود ما و دیگر مردم کشورمان، که بدون شک در این مبارزه محتاج همبستگی و همراهیشان هستیم، خواهد فرستاد. فارغ از اینکه انگیزه رضا شاه از این عمل چه بوده، باید بپذیریم که «اجبار به حجاب» تفاوت چندانی با «اجبار به کشف حجاب» ندارد. پوشش اسلامی یک مساله شخصی است و در چارچوب آزادیهایی قرار می گیرد که حریم دیگران را نقض نمی کنند. اگر من به فرض از نگاه کردن به یک خانم بی حجاب دچار مشکلات روحی یا جسمی بشوم، این مشکل شخصی من است و بهترین چاره این است که نگاه نکنم! به همین طریق هم اگر از دیدن خانمی محجبه دچار مشکل خاصی بشوم، این هم مشکل شخصی من خواهد بود و در هیچ حالتی من حق تحمیل نوع پوش&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;ش به هم نوعم (چه زن و چه مرد) را ندارم.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;بنابر این لازم به توجه است که حمایت دوستان مسلمان و بخصوص خانمهای محجبه ایرانی از این خواست و مبارزه بسیار مهم و سرنوشت ساز خواهد بود. حمایتی که انتخاب سالگرد «کشف حجاب اجباری» به طور قطع ما را از بخش بزرگی از آن محروم خواهد کرد. پیشنهاد من این است که روز جهانی زن یعنی ۱۷ اسفند ماه (۸ مارس) به عنوان روز ملی مبارزه با حجاب اجباری مورد توجه قرار بگیرد. با انتخاب این روز از یک سو مناسبت مربوط و شایسته ای برای این کار بزرگ انتخاب شده و از سوی دیگر فرصت کافی برای اطلاع رسانی در پیش روی جنبش قرار می گیرد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;در انتها لازم می دنم سخنی با هم میهنان مومن و آزاده ام، بخصوص بانوان محجبه داشته باشم. همراهی و همبستگی شما در این مبارزه انسانی و مدنی، نقش کلیدی در راستای اعتراض به تبعیض و نابرابری حقوقی زنان کشور ایران خواهد داشت. این همراهی و همبستگی لزوما نمی بایست در شکل بی حجابی شما نمود پیدا کند، بلکه شما نیز می توانید به هر صورتی که صلاح می دانید و با بکار گرفتن نوآوری ها و راههای هوشمندانه، حتی با نوشتن یک مقاله و یا ارسال یک پیام از این جنبش به حق حمایت نمایید.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;به امید روزی که شان و احترام به مقام انسان فراتر از تند روی ها و سلایق شخ&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;صی و افراط و تفریطهای بی مورد در عرصه فرهنگی و اجتماعی کشورمان قرار بگیرد و زنان سرزمین ما جایگاه واقعی و عادلانه خود را در اجتماع و کتابهای قانون به دست آورند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;شبیر ایرانی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;چهارشنبه ۱۶ دی ۱۳۸۸&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src="file:///C:/Dokumente%20und%20Einstellungen/Arier/Desktop/demonstration-1.jpg" alt="" /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://1.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/S0RX-9SzABI/AAAAAAAAADs/HBK7NJ2R6dU/s1600-h/demonstration-1.jpg"&gt;&lt;img style="cursor: pointer; width: 285px; height: 285px;" src="http://1.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/S0RX-9SzABI/AAAAAAAAADs/HBK7NJ2R6dU/s320/demonstration-1.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5423556590377828370" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5866776925527415171-7669996148860955251?l=iranfreedomcall.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/feeds/7669996148860955251/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5866776925527415171&amp;postID=7669996148860955251&amp;isPopup=true' title='3 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/7669996148860955251'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/7669996148860955251'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/2010/01/blog-post_06.html' title='روز ملی «نه» به حجاب اجباری'/><author><name>Shobeir Sheida شبیر شیدا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10258030781842801052</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/Sl_5Fl6mPqI/AAAAAAAAAAs/30op8kDy5XI/S220/n636073127_281986_8838.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/S0RX-9SzABI/AAAAAAAAADs/HBK7NJ2R6dU/s72-c/demonstration-1.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5866776925527415171.post-4094855761935862660</id><published>2010-01-01T08:14:00.006+01:00</published><updated>2010-01-01T10:33:15.734+01:00</updated><title type='text'>قمار بزرگ موسوی</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;" class="note_content text_align_rtl direction_rtl clearfix"&gt; &lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.facebook.com/note_redirect.php?note_id=224852579503&amp;amp;h=27d2e5108ee5a54ccb557f94ca87a0b3&amp;amp;url=http%3A%2F%2Fnorooznews.info%2Fnews%2F15940.php" target="_blank" title="http://norooznews.info/news/15940.php"&gt;بیانیه میر حسین موسوی&lt;/a&gt; در رابطه با وقایع روز عاشورا به همراه پنج پیشنهاد برای برون رفت از بحران سیاسی امروز منتشر شد. نکته ای که به صورت حیرت انگیزی در این بیانیه به چشم نمی آید، مساله پیگرد تقلب انتخاباتی و مجازات عاملین جنایتهای پس از آن است. کیست که نداند مردم معترض از اولین روز اعلام نتایج تنها برای اعتراض به آنچه توهین به شعور خویش و دزدیده شدن نتایج یک انتخابات می دانستند به خیابانها آمدند. تنها رویکرد خشن و نابخردانه حکومتی که به سرعت خود را در پناه عالیترین مقام قانونی کشور، علی خامنه ای قرار داد، باعث شد که سطح مطالبات مردم به نقطه ای برسد که «مرگ بر خامنه ای» شعار غالب تجمعات اعتراضی گردد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آنچه مسلم است این است که جنبش معترض خواهان تغییرات بنیادین در ساختار سیاسی و اجتماعی کشور ایران می باشد. برای این نسل، خون شهدای جنبش بیش از مصالح نظام یا اوامر رهبری اهمیت دارد و آنان جز به برآورده شدن این خواسته ها رضایت نخواهند داد. سطح مطالبات در حال حاضر از آنچه در فردای روز انتخابات بود بسی بالاتر رفته و تقریبا تمام صاحبنظران اذعان دارند که این سطح مطالبات را دیگر نمی توان به جای اول برگرداند. گرچه پیشنهادات پنجگانه مهندس موسوی شاید به طریقی خردمندانه و مسالمت آمیز این مطالبات را پوشش بدهند، اما مطالبه اول و اصلی جنبش سبز به قدرت رسیدن رئیس جمهور منتخب واقعی مردم ایران و یا با کمی ارفاق، برپایی انتخابات مجدد با نظارت نمایندگان مردمی و بین المللی و به دور از شرایط تقلب بوده و هست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در کنار این خواسته اصلی، پیگیرد و مجازات عاملان خونریزی ها و شکنجه ها و ستمهایی که دراین چند ماه بر مردم رفته غیر قابل چشم پوشی به نظر می رسد. در بیانیه میر حسین موسوی اما نه از این نشانی است و نه از آن.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گمان نگارنده، موسوی با توجه و علم به تجربه رفتارهای حکومتیان در ماههای گذشته دست به قمار سیاسی بزرگی زده است. او با صرف نظر از دعوی خود برای پست ریاست جمهوری و عدم اشاره به پیگرد عاملین جنایتهایی که سر رشته شان به احتمال قوی به بیت «خواص» ختم می شود، امتیازات بزرگی به صاحبان قدرت داده و در مقابل در پیشنهادات خود آنچه برای اصلاح واقعی امور و گذر مسالمت آمیز به یک جمهوری مورد نیاز است را مطالبه نموده.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به باور من فرض مهندس موسوی بر این است که حاکمیت این آخرین پرچم سفید را نخواهد پذیرفت. در شرایطی که تحرکات و تبلیغات حکومتی خبر از قریب الوقوع بودن مرحله جدیدی از سرکوب وسیع مخالفین و به احتمال قوی دستگیری چهره های درجه اول اصلاح طلبان در داخل کشور می دهد، رد شدن این پیشنهادات به منزله اتمام حجت شناخته شده ترین رهبر سبزها با حاکمیت خودکامه و آغاز فاز جدیدی در مبارزات جنبش برای اصلاح امور بطور قطعی و بنیادی خواهد بود. فاز جدیدی که می توان آنرا نبرد نهایی و سرنوشت ساز دو قطب درگیر در بحران کنونی دانست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما اگر چنین نشود و سید علی خامنه ای این پیشنهادات را بپذیرد، طبعا این مساله باعث کاهش شدید محبوبیت و نفوذ میر حسین موسوی در شبکه اجتماعی جنبش سبز خواهد شد، چرا که مردمی که خون داده اند اکنون اصلی ترین خواسته خود را فراموش شده و خون شهدای خود را پایمال شده خواهند دید. از آنجا که حتی در صورت پذیرش این پیشنهادها از سوی حاکمیت، مساله ضمانت اجرای آنها به هیچ عنوان شفاف نیست، در کل می توان پذیرش دست دوستی آقای موسوی از سوی حاکمیت را در صورتی که این راهکارها در عمل انجام نشوند، به عنوان ضربه مهلکی بر پیکر جنبش سبز به شمار آورد. پیش بینی حوادث در چنین حالتی بسیار دشوار است و قدر مسلم باعث رادیکال تر شدن رویکرد بخشی از جنبش و ریزش بخشی دیگر خواهد شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما با شناخت و تجربه ای که نویسنده این سطور از رفتارهای حکومت در سه دهه اخیر و به خصوص چند ماه اخیر به دست آورده، بعید به نظر می رسد که سرکوبگران چنین مصالحه ای را بپذیرند و شق اول که همانا رد شدن پیشنهادات موسوی از طرف حاکمیت است محتمل تر به نظر می رسد و این مساله البته به زودی روشن خواهد شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آنچه مسلم است، بزودی روند تحولات مسیر جدیدی را در پیش خواهند گرفت و لازم است که همه ما برای مواجهه با آینده آماده باشیم.  نگارنده این نوشتار تنها از یک مساله اطمینان دارد: روند تحولات به هر سو که بروند، جنبش سبز مردمی ایران نهالی است که همچنان به بالندگی خویش تحت هر شرایطی ادامه خواهد داد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شبیر ایرانی&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;          ۱۱ دی ۱۳۸۸&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.facebook.com/note_redirect.php?note_id=224852579503&amp;amp;h=112aaf9e1e964254182b9b903fb5939a&amp;amp;url=http%3A%2F%2Firanfreedomcall.blogspot.com%2F2010%2F01%2Fblog-post.html" target="_blank" title="http://iranfreedomcall.blogspot.com/2010/01/blog-post.html"&gt;لینک این نوشتار در وبلاگ فریاد آزادی&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;       &lt;div class="photo photo_none"&gt;&lt;div class="photo_img"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;img src="http://photos-f.ak.fbcdn.net/hphotos-ak-snc3/hs156.snc3/18358_231076878127_636073127_3154940_4959076_n.jpg" alt="" class=" " onload="var img = this; onloadRegister(function() { adjustImage(img); });" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5866776925527415171-4094855761935862660?l=iranfreedomcall.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/feeds/4094855761935862660/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5866776925527415171&amp;postID=4094855761935862660&amp;isPopup=true' title='2 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/4094855761935862660'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/4094855761935862660'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/2010/01/blog-post.html' title='قمار بزرگ موسوی'/><author><name>Shobeir Sheida شبیر شیدا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10258030781842801052</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/Sl_5Fl6mPqI/AAAAAAAAAAs/30op8kDy5XI/S220/n636073127_281986_8838.jpg'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5866776925527415171.post-163249090566267784</id><published>2009-12-30T22:53:00.008+01:00</published><updated>2009-12-30T23:47:47.908+01:00</updated><title type='text'>میهن خویش را کنیم آباد</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;توضیح: نوشتار زیر مجموعه ای از نظرات اینجانب به عنوان یکی از اعضای جنبش آزادیخواهی ایران است. شاید لحن این مقاله برای بعضی دوستان دلنشین نباشد، یا طرح بعضی موضوعات در حال حاضر به صلاح تلقی نگردد و یا اینکه نسبت به بعضی پیشنهادات ارایه شده شده نظر مثبتی موجود نباشد. از نظر نگارنده، تنها راه حل مناسب و دراز مدت برای کشور ایران، ایجاد یک نظام تفاهم ملی راستین در چارچوب احترام متقابل و به رسمیت شناختن حق مشارکت برای همه شهروندان در عرصه سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی می باشد. در این نوشتار خواهم کوشید تا جایی که ممکن است نظرات خود را بصورت شفاف بیان نمایم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;h2 style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;ماکیاولیسم و دین در ساختار سیاسی فعلی ایران&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/h2&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;صاحبان قدرت در جمهوری اسلامی احمق نیستند. آنها صرفا مردم را احمق فرض می کنند و تمام تلاششان بر این است که به مردم ایران حماقت را تزریق کنند. این تنها یکی از دهها روشی است که آنها از &lt;a href="http://www.facebook.com/note_redirect.php?note_id=221279324503&amp;amp;h=4b52618b3093837ff7f6018efd350e59&amp;amp;url=http%3A%2F%2Fen.wikipedia.org%2Fwiki%2FMachiavelli" target="_blank" title="http://en.wikipedia.org/wiki/Machiavelli"&gt;ماکیاولی&lt;/a&gt; نظریه پرداز معروف ایتالیایی دوران رنسانس آموخته اند. مکتب ماکیاولی در بعد رسمی سیاست امروز جهان در کشورهای توسعه یافته به عنوان «بیماری» یک نظام سیاسی شناخته می شود، هر چند هستند سیاستمدارانی که در نهان از رهنمودهای او کماکان استفاده می کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یکی دیگر از آموزه های اصلی ماکیاولی که حکومتیان در ایران به عنوان اصل پذیرفته اند جمله معروف «هدف وسیله را توجیه می کند» می باشد. مهمترین و اصلی ترین ابزاری که حاکمیت فعلی در آن برای رسیدن به مقاصد خود و تحمیق شهروندان استفاده می کند، ابزار قدیمی «دین» است. اگر کسی تصور می کند که درنده خویی حکومت بر طبق موازین اسلامی انجام می پذیرد سخت در اشتباه است. اسلام هم برای اینها «وسیله» ای شده تا آمال خود را تعقیب کنند. آمالی بسیار ساده که همه ما می شناسیم: ثروت - قدرت - انحصار&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هرچند می بایستی پذیرفت که قوانین و ایدئولوژی اسلامی، یا بهتر است گفته شود «آمیختن احکام و ایدئولوژی اسلامی با قاعده نظام سیاسی» راه را برای این سو استفاده باز گذاشته است، ولی در عین حال نمی توان ادعا نمود که هرکس مسلمان است به ناچار تابع و پیرو روش حکام ستمگر فعلی است. ددمنشی و نامردمی بیشتر به سطح آگاهی و ذات انسانی افراد بستگی دارد تا دین و ایدئولوژی مسلط بر ذهن آنها و امروزه هم بخش بزرگی از جنبش مردمی ایران در برابر استبداد حکومتی را دیندارانی تشکیل می دهند که در عین حال به مردمسالاری و آزادی های مدنی معتقد و ملتزمند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به عبارت دیگر شاید بتوان گفت که برپا کردن یک نظام سیاسی بر پایه موازین دینی اسلام از ابتدا انتخابی اشتباه بوده و راه را بر سو استفاده گروهی ریاکار و قدرت طلب گشوده، اما نمی توان گفت که لزوما دین اسلام موجب و باعث اصلی شرایط کشورمان است و هرآنکه مسلمان است در ویرانی ایران شریک بوده. از هرچه بگذریم، دین و عقیده یک امر شخصی است و تا زمانی که از حوزه خصوصی وارد حوزه عمومی و قانونگزاری نشده باشد، آسیبی نیز به اجتماع نمی رساند و نمی توان کسی را به دلیل عقاید دینیش مجرم یا مسئول نابسامانی ها شناخت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;h2 style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;سفره قدرت&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/h2&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;قدرت در نظام سیاسی را می توان به سفره ای افکنده و پر از خوراکی و آشامیدنی تشبیه کرد. تشبیه نظام قدرت با خوان نعمت شاید چندان زیبا نباشد، ولی در روابط آلوده جهان سیاست دقیقا مصداق دارد. در حکومتهای دموکراتیک و مردم سالار، گروه هایی که هرکدام نظرات و خواستهای عده ای از مردم جامعه را نمایندگی می کنند، با بینش ها وابستگی های مختلف سیاسی و به تناسب تعداد رای دهندگان به هر گروه از این سفره سهمی دارند، البته تا زمانی که به آداب و قواعد نشستن بر سر این سفره پایبند باشند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آداب و قواعد سفره خانه هم معمولا منافع همه ساکنین آن کشور، فارغ از وابستگی گروهی و جناحیشان را در نظر می گیرد. چنین می شود که احزابی که بعضی از آنها هیچ نوع شباهت نظری به دیگری ندارند امکان شرکت در انتخابات را می یابند و به تناسب مقبولیت خود میان مردم سهمی از قدرت سیاسی به دست می آورند. وجود و حضور این احزاب در صحنه سیاسی و در کنار هم به معنای پذیرش آرای یکدیگر یا ائتلاف سیاسی نیست. هر گروهی پایش به اندازه گلیمش دراز است و نمی تواند گروه دیگر را به بهانه های واهی حذف کند. شرط اول چنین تعادل و تعاملی بدون شک وجود قوانین عادلانه و خالی از تبعیض در نظام سیاسی است. آداب سفره باید منافع همه را تضمین کند نه گروهی خاص را.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;h2 style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;از زیرساخت نامناسب تا قوانین ناعادلانه&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/h2&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;در کشور ما ایران، اساس نظام پس از انقلاب برپایه اسلام گذاشته شد. حرف و حدیث در مورد دلایل نا عادلانه بودن و ناکارآمدی چنین نظامی بسیار است و شاید بجای اقامه دلایل تنها مشاهده وضعیت سیاسی و اجتماعی و اقتصادی امروز کشورمان کفایت کند. بصورت خلاصه و سربسته می توان گفت که مهمترین دلیل شکست نظام سیاسی جمهوری اسلامی، مبنای ایدئولوژیک آن است که باعث شده قاعده و قانون این سفره گسترده ناعادلانه شود. دین اسلام حاکمیت را تنها در دست الله می داند و طبعا کسانی که خود را نماینده خداوند بر روی زمین می دانند، قدرت را منحصر به خودشان فرض خواهند کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آیت الله خمینی نظامی را پایه گذاشت که در آن تنها «دینداران» رخصت و اجازه نشستن بر خوان قدرت سیاسی را داشتند. شاید عده ای استدلال کنند که اکثریت مردم ایران در آن زمان مسلمان شیعه بوده و به جمهوری اسلامی رای دادند و جمهوری اسلامی به دلیل آنکه میل «اکثریت» بوده مطابق با دموکراسی است که این استدلال درست نیست. یک دموکراسی واقعی را با میزان بهایی که برای «اقلیت» قائل است می توان شناخت، نه با حکومت اکثریت. شرایط مشارکت در ساز و کار سیاسی باید به گونه ای باشد که هیچ گروهی، حتی اقلیت عددی، از دور بازی کنار گذاشته نشود و حقوق افراد اقلیت ضایع نگردد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در کنار این مساله، رویکرد سنتی فقه اسلامی به مساله حضور زنان در عرصه اجتماعی رویکردی ناعادلانه و تبعیض آمیز است که با مقتضیات جهان مدرن همخوانی ندارد. گرچه تلاشهایی بصورت تبلیغی یا عملی انجام شده تا خلاف این مساله نشان داده شود، اما واقعیت را همه ما می دانیم که در جامعه تحت حاکمیت و فرهنگ اسلامی، با زنان، که دست کم نیمی از افراد جامعه را تشکیل می دهند، بصورت تبعیض آمیز برخورد می شود و مورد ستم قرار می گیرند. بارز ترین نمود این ستم به زنان پدیده «حجاب اجباری» است که نیاز است در بحثی مجزا به آن پرداخته شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;h2 style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;نا آگاهی اجتماعی و فرصت طلبان&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/h2&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;روش آیت الله خمینی و جانشینان او در اداره نظام سیاسی و اجتماعی چه آگاهانه و چه نا آگاهانه نوعی از ماکیاولسیم عریان را عینیت می بخشد که در آن دایره خودی ها روز به روز تنگتر می شود. حرص و طمع قدرت و ثروت، حکومتیان کنونی را به انواع اعمال جنایت آمیز و ناشایست، از دروغپردازی رسانه ای گرفته تا قتل و ترور خیابانی مخالفین و تجاوز به زندانیان و ... واداشته و در این راه اتکای اصلی آنان بر مردمانی است که در چارچوب تبلیغاتی حکومت اسیر گشته اند و از خود بینش و اختیاری ندارند. این ذوب شدگان دستگاه ولایت ممکن است دست به هرگونه جنایتی بزنند، چرا که سیستم ایدئولوژیک، آنان را بصورت ابزار و فداییان ولایت در آورده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این افراد به عمد توسط صاحبان قدرت در بی اطلاعی و جهل نگهداشته شده اند و ذهنشان از انواع فرضیه های توطئه انباشته شده. از طرفی آنان هرآنکس که مانند آنان نباشد را دشمن، ضد انقلاب، کافر، نجس، غرب زده و عامل بیگانه می دانند. از طرف دیگر به آنان باورانده شده که در مقابل اعمالی که به فرمان «ولایت» انجام دهند، هیچ نوع مسئولیت اخلاقی و انسانی بر عهده ندارند. آنها به فرمان و فتوای جانشین امام زمان عمل کرده اند و هرکاری که بر علیه «دشمن» انجام دهند عین ثواب است. چه این کار شرکت در راهپیمایی حکومتی باشد، چه سکوت در برابر تقلب انتخاباتی، چه ضرب و جرح مخالفان و چه شکنجه و تجاوز و قتل.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;صد البته نمیتوان این حامیان حکومت را توده ای بی شکل و همانند فرض کرد. میزان شستشوی مغزی و عقاید افراطی در مقابل خصلتهای انسانی و فطرت نیک گرا در این افراد شدت و ضعف دارد. بسیاری از آنان کماکان عواطف انسانی خود را حفظ نموده اند و شاید راضی به اعمال غیر انسانی نشوند، اما قدر مسلم این است که با مشاهده چنین جنایاتی سکوت اختیار می کنند. به گروه حامیان حکومت باورانده شده که کشور ایران متعلق به آنهاست و بقیه شهروندان متفاوت با آنها، شهروندان درجه دو در حکومت اسلامی، تا زمانی که دست از پا خطا نکرده اند تنها «تحمل» می شوند. هرجا که قدرتمندان طیف حاکم از واژه هایی مانند «مردم ایران» و «ملت قهرمان» و از این قبیل استفاده می کنند، بدانید و مطمئن باشید که مراد از این واژه ها من و شما نیستیم بلکه تنها همان طیف رمه وار حامی حکومت طرف خطاب قرار دارند. ما از نظر حکومتیان «خس و خاشاکی» بیش نیستیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در میان این خیل عشاق ولایت اما هستند کسانی که مغزشویی نشده و از فرط نادانی به دنبال حکومت به راه نیفتاده اند، بلکه بصورت کاملا آگاهانه و با بهره جستن از جنبه ایدئولوژیک حکومت اسلامی تنها وانمود می کنند که جزئی از گله عشاق بی اختیار ولایت هستند. اینان خرقه سالوس پوشیده و با ریا و فریب خود را مومن به آیین اسلام جلوه می دهند، بی آنکه کوچکترین اعتقاد قلبی نسبت به دین و آئین داشته باشند. این موذیان «کد» پیشرفت و ترقی در دستگاه بیمار نظام اسلامی را یافته و «هک» کرده اند و پله های ترقی را بر اساس روابط انحصاری اقتصادی - خانوادگی و البته سرسپردگی به نهاد های قدرت به سرعت طی می کنند. در راهپیمایی های کفن پوشان، هروله کنان از یکدیگر سبقت می گیرند تا شاید بیشتر در چشمان جستجوگر بارگاه ولایت رخ نموده، امتیاز های بیشتری به دست آورند. این افراد مسببین اصلی وضعیت فلاکت بار اقتصادی و اجتماعی در کشور ایران هستند و در صورت تغییر ساختار قدرت به سرعت در صدد رنگ عوض کردن و پیوستن به نظم جدید برخواهند آمد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;h2 style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;نیاز به راهکارهای بنیادین&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/h2&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;با آگاهی از این پیش زمینه ها، امروز که پرده ها بر افتاده و بخش بزرگی از جامعه ایران که تا به حال نادیده گرفته شده بود به صحنه آمده، لازم است عقلای قوم و صاحبنظران جنبش توجه ویژه داشته باشند تا حاصل مبارزات و فداکاری های مردم ستم کشیده و آزاده ایران بار دیگر به بیراهه نرود و منتهی به یک انحصار سیاسی از نوع دیگری نگردد. مساله انتخابات ریاست جمهوری جرقه ای بود که با اشتباهات استراتژیک پیاپی از سوی حاکمیت سبب شد افق های بسیار روشنی در برابر ایرانیان گشوده شود. سطح مطالبات بدون شک افزایش یافته و در این برهه فرصت بی بدیلی برای دلسوزان و خردمندان ایرانی از هر اندیشه و بینشی فراهم گشته تا مسیر جنبش را بسوی اصلاحات اساسی و موثر در ساختار سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جهت دهند. شعار «ایران برای همه ایرانیان» در این برهه یک راهبرد کلیدی است که می بایست مورد توجه قرار گیرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر جنبش سبز ایران قصد اصلاح و سرو سامان دادن به وضعیت غیر قابل قبول امروز کشور را دارد، تنها چاره پیش رو ترسیم یک «نقشه راه» جامع و کارشناسانه است که در آن منافع «همه ایرانیان» تضمین شود، نه تنها گروهها و قشرهایی خاص. قطبی شدن جامعه و رو در رویی میان لایه های سنتی اجتماع در برابر طبقه متوسط و روشنفکر بدون شک جنبش مردمی را از مسیر خود دور خواهد کرد. بر بزرگان و خردمندان است که با کنار گذاشتن اختلافات بر سر جزئیات و اختلاف نظرات دینی و اعتقادی و توجه به کلیات و واقعیتهای حاکم بر روزگار، راهکاری جهت پایان دادن مسالمت آمیز و خردگرایانه به انحصار سیاسی قشر مذهبی ارائه کنند و زمینه را برای مشارکت همه ایرانیان در صحنه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشور را فراهم آورند. هر نوع راهکاری که منجر به حذف یک گرایش و اندیشه حاضر در صحنه سیاسی ایران شود راه حلی موقتی و ناپایدار خواهد بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;h2 style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;مشارکت فراگیر در کنار نگاه منصفانه به گذشته&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/h2&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;استفاده از روشهای نادرست یا طرح مطالبات رادیکال و انتقام جویانه می تواند کل آرمان جنبش را بطور جدی زیر سوال ببرد. بخصوص روشهای ماکیاولیستی، توسل به دروغ یا تلاش برای حذف و کنار گذاشتن و نادیده گرفتن گروههایی که به هر حال نماینده بینش و گرایش عده ای از ایرانیان هستند و تلاش برای تغییر جهت مطالبات اساسی موجود به سمت مصالح یا خواستهای گروههایی خاص، خطراتی هستند که در کمین جنبش مردمی ایران نشسته اند. در این برهه از زمان شفافیت سیاسی و پایداری بر سر آرمانهای اساسی بسیار مهم و سرنوشت ساز خواهد بود. فراموش نکنیم که مجادله اصلی در حال حاضر دیگر بر سر این نیست که چه کسانی بر سر سفره قدرت بنشینند، بلکه شرایط و قوانین نشستن بر این سفره مورد اعتراض و محل نزاع است. نیاز اصلی دستیابی به توافقی است که بر مبنای آن تمام گروهها اجازه مشارکت در روند ساختار سیاسی را بیابند و نتوان هیچ گروهی که به قوانین عادلانه این سفره ملتزم است را از مشارکت محروم نمود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;لازم به ذکر است که یکی از دلایل اصلی اختلاف نظرها میان گروههای مختلف سیاسی، برخوردهای این احزاب با یکدیگر یا با حکومت در گذشته است که در مواردی موجب تلفات انسانی و حتی ریخته شدن خون بی گناهان گشته است. از نظر نگارنده تنها راه حل قابل تصور، جدا کردن حساب کلیت یک حزب و گروه از عملکرد بعضی از اعضای فعلی یا سابق آن است. گروهی ممکن است زمانی به رویکرد مسلحانه روی نموده و بعضی اعضای آن اقدام به قتل کرده باشند، یا فردی با وابستگی فکری و عقیدتی خاص ممکن است زمانی در ساختار قدرتی که اقدام به سرکوب سیاسی و نقض حقوق انسانی نموده حضور داشته داشته باشد. زمانی که در کشور روند دموکراتیک برقرار شده و دستگاه قضایی بصورت مستقل قادر به عمل شود، البته می بایست هرکسی را که در جنایتی دست داشته در دادگاه عادلانه محاکمه نمود، ولی نمی توان با استناد به اینکه فرد یا افرادی در گذشته در جنایاتی دست داشته و در عین حال عضو گروهی بوده اند یا در ساختار حاکم حضور داشته اند که این ساختار دست به جنایت زده، کل موجودیت آن گروه یا صلاحیت فردی که خود واقعا جنایتی نکرده را زیر سوال برد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حس انتقامجویی و کینه یکی از احساسات قوی انسانی است که اگر در چارچوب قوانین عادلانه قرار نگیرد می تواند به صورت بسیار مخربی رخ بنماید و حاصل دسترنج ملتی را بر باد دهد. اجرای عدالت حق است و هرکس بصورت انسانی وظیفه دارد در راه پیشبرد آن بکوشد، اما در عین حال تسری دادن گناه یک گروه به فرد یا فرد به گروه از نظر اینجانب از عدالت به دور است. در کنار این مساله، لازم به نظر می رسد که گروهها و گرایشهایی که در گذشته منبع و منشا آسیبهایی به کشور و مردم ایران شده اند، با صداقت و مسئولیت شناسی به اشتباهات گذشته خود و سیاستهای غلطی که اجرا شده اعتراف نمایند و مطمئن باشند که یک رویکرد منصفانه و شفاف بیشتر از پنهان کاری یا سکوت برای آنان محبوبیت و مقبولیت به ارمغان می آورد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;h2 style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;عیسی به دین خویش، موسی به دین خویش&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/h2&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;به باور اینجانب توجه ویژه در مساله دین و اعتقادات دینی لازم به نظر می رسد. عده زیادی از مردم ایران دارای اعتقادات دینی و مذهبی شدید هستند و این عده از مردم را نه می توان حذف نمود و نه می توان نادیده گرفت. از طرف دیگر عده قابل توجهی نیز بخصوص در میان اقشار متوسط و روشنفکر جامعه به هر دلیلی دلبستگی و گرایش فکری به عامل دین ندارند و یا اگر هم دارند آنرا به درستی بصورت مساله شخصی برداشت می کنند. از آنجا که گروه دین گریز از ابتدا جزو اولین گروههایی بودند که از نظام سیاسی جمهوری اسلامی کنار گذاشته شدند، طبیعی است که در جناح مبارز و آزادیخواه قرار بگیرند و بخشهای مذهبی جنبش نیز با روشن بینی خود وجود آنها را پذیرفته اند. تقابل و اختلاف نظری بین دینداران و بیدینان نبایستی به مساله اصلی جنبش تبدیل شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حکومت با اطلاع از این تضاد اجتماعی ناشی از برخورد سنت و مدرنیته تمام تلاش خود را معطوف داشته تا اعتراضات را به رویارویی دیندار - بیدین تبدیل کند و معترضین را ساختار شکنانی بنمایاند که قصد تخریب و نابودی دین اسلام را دارند، بدون توجه به این واقعیت که بسیاری از مردم معترض خود بصورت شناخته شده و معروف مومن و دیندارند. اینان را منافق می نامند و حمایت و همبستگی گروههای غیر دینی را شاهد بر مدعای خود می آورند تا خیل ساده دلان بی اطلاع حامی خود را بدین وسیله بر ضد کل جنبش بسیج کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بر سر یک سفره که هرکس سهم خود را از آن دارد، نمیتوان کسی را به دلیل لباسی که بر تن دارد حذف کرد و کنار گذاشت. دینداری و بیدینی مسائلی کاملا شخصی و خصوصی هستند. نه بی دینان مجازند برای حذف دین و دینداران تلاش کنند (مساله ای که جرقه ویرانگر &lt;a href="http://www.facebook.com/note_redirect.php?note_id=221279324503&amp;amp;h=1914f2e84af07d104d93c39fbf475858&amp;amp;url=http%3A%2F%2Fen.wikipedia.org%2Fwiki%2FSpanish_civil_war" target="_blank" title="http://en.wikipedia.org/wiki/Spanish_civil_war"&gt;جنگهای داخلی در اسپانیا&lt;/a&gt; را زد و پس از سالها خونریزی به سلطه فاسیسم در این کشور منجر شد) و نه دینداران مجازند دیگران را به دلیل بی دین بودن حذف و سرکوب کنند. خردمندان جنبش رفرم در ایران می بایست این حقیقت را بصورت گسترده و مناسب بیان کنند که جنبش سبز به دنبال تخریب دین و مذهب ایرانیان و توهین به ارزشهای آنها نیست، بلکه در عین احترام به تمام عقاید و گرایشها، خواهان سهم عادلانه و برابر برای همه ایرانیان در عرصه سیاسی، اجتماعی و اقتصادی می باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بنابر این «دشمن نمایی» و «دیو نمایی» افرادی که به دلیل تبلیغات حکومتی در صفوف حامیان حاکمیت قرار گرفته اند رویکردی اشتباه و انحرافی به نظر می رسد. لازم به یاد آوری است که حساب مردم عادی متعلق به قشر فقیر و فرودست جامعه که به دلیل تبلیغات و صدقه های حکومتی و به دلیل بی اطلاعی از واقعیت جنایات و روشهای حکومت در نقش سیاهی لشکر حکومت ظاهر می شوند را باید از مزدوران حرفه ای و قصی القلب رژیم و فرماندهان سرکوب جدا کرد. توهین به این مردم ساده دل و باورهایشان (حتی اگر این باورها ارتجاعی به نظر برسد) راهکار سازنده ای نیست و تنها باعث قطبی شدن جامعه گشته و در بدترین حالت به جنگ داخلی تمام عیار منجر خواهد شد. بجای موضع گیری دوست در برابر دشمن، از نظر نگارنده مناسب تر است که اهداف واقعی جنبش برای این افراد بیان شود و با اطلاع رسانی مناسب، این توهم که جنبش ایرانی در صدد تخریب و نابودی این قشر وجامعه و باورهایشان است از ذهن ایشان زدوده شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از نظر نگارنده، بسیار شایسته است که هر یک از اعضای جنبش سبز با حفظ هوشیاری تلاش کنند تا پلی ارتباطی میان خود و بخشهایی از جامعه که تحت تاثیر تبلیغات حکومتی قرار گرفته اند بر قرار نمایند و با روش عاقلانه و مستدل و با دوری گزیدن از توهین یا احیانا خشونت آرمان وارسته و به حق جنبش را برای این افراد تشریح کنند تا کسانی که بر اثر تبلیغات حاکمیت تحت تاثیر قرار گرفته اند به خود بیایند و درک کنند که ما نه دشمن آنانیم و نه عامل بیگانه، بلکه تنها سهم خود را و حق خود را از این کشور می خواهیم.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;h2 style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;سخن آخر&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/h2&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;آینده روشن برای ایرانیان و آبادی ایران جز با ایجاد فرصتهای مساوی و مشارکت نمایندگان واقعی همه مردم ایران در عرصه سیاسی فراهم نمی گردد. تلاش برای هرگونه حذف و تبعیض در ساختار سیاسی آینده ایران شکست آرمان راستین جنبش مردمی و آزادیخواه ایرانی خواهد بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;شبیر ایرانی&lt;br /&gt;چهارشنبه ۹ دیماه ۱۳۸۸&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5866776925527415171-163249090566267784?l=iranfreedomcall.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/feeds/163249090566267784/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5866776925527415171&amp;postID=163249090566267784&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/163249090566267784'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/163249090566267784'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/2009/12/blog-post_30.html' title='میهن خویش را کنیم آباد'/><author><name>Shobeir Sheida شبیر شیدا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10258030781842801052</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/Sl_5Fl6mPqI/AAAAAAAAAAs/30op8kDy5XI/S220/n636073127_281986_8838.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5866776925527415171.post-4862673597168213012</id><published>2009-12-29T19:02:00.001+01:00</published><updated>2009-12-29T19:22:53.240+01:00</updated><title type='text'>Ashura violence and the green network reaction</title><content type='html'>&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;The green network of the Iranian Socio-political movement is now involved in a widespread discussion about the scales and boundaries that should be set to distinguish between measures of legitimate self defence and violent means of protest. In other words, the Iranian green movement is about to set up its rules of engagement.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;There are some groups and individuals who ask people to get armed and bring the government forcibly down. There have also been rumors and calls for the Iranian Army to intervene and disarm IRGC and Basij troops. But from the viewpoints of the main body, it is clear that an escalation of blind violence and terror would be the last thing they want; Violence is morally unacceptable and beside that, the goal is not a transition of power, but to achieve a new "truly" democratic system and allowing justice to be done.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Fractions closer to the formerly legal reformist parties usually avoid direct comments about a radical change and argue that the current constitution has already "potential" elements that can lead to democracy. However no one can deny the fact that the supreme leader Khamenei has brought himself and "the rule of clergy" to an indefensible point so that a change in Iran's political structure has become unavoidable.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;In this situation, the ruling elite around Khamenei and Ahmadinejad and other conservative IRGC high ranking officials have chosen a simple Machiavellianistic method: Terror and heavy pressure on any Opponent they find to a present a forced renunciation of the movement.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Mousavi, Karoubi and Khatami (main leaders of the formerly legal opposition) are specially targeted, then the military state knows that it is yet not ready to deal with the social consequences of their arrest. A round-the-clock propaganda accusing them of being behind this "conspiracy" is going on in the all-state-owned media and people up to almost every second ranking reformist activists, human rights activists, students and journalist have been arrested. A close relative of Mr. Mousavi has been killed.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;The discussion about the aspects of using violence is a key question for the survival of the movement. In a scenario of bloody confrontations, the state is more prepared and organized and such a move also makes the green movement to lose its moral high ground which is its main strength.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;For this reason, the prominent figures and intellectuals from various political spectrum involved in green movement rapidly send messages of warning and ask people not to get violent. On the other hand, the younger members and specially those who have been continuously subject to the brutality of state suppression on the streets and in detention argue that they should legitimately defend their lives and those of their comrades.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Both opinions seem to have right and the only reasonable solution seems to be an equilibrium of non violent means of protest and natural and legitimate self defence.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="photo photo_none"&gt;&lt;div class="photo_img"&gt;&lt;img style="width: 460px;" src="http://photos-f.ak.fbcdn.net/hphotos-ak-snc3/hs156.snc3/18358_227113538127_636073127_3138556_1180321_n.jpg" alt="" class=" " onload="var img = this; onloadRegister(function() { adjustImage(img); });" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Shobeir Irani is another member of the (Green) Iranian Democratic Movement&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5866776925527415171-4862673597168213012?l=iranfreedomcall.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/feeds/4862673597168213012/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5866776925527415171&amp;postID=4862673597168213012&amp;isPopup=true' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/4862673597168213012'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/4862673597168213012'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/2009/12/ashura-violence-and-green-network.html' title='Ashura violence and the green network reaction'/><author><name>Shobeir Sheida شبیر شیدا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10258030781842801052</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/Sl_5Fl6mPqI/AAAAAAAAAAs/30op8kDy5XI/S220/n636073127_281986_8838.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5866776925527415171.post-6839597699786428391</id><published>2009-12-28T01:11:00.002+01:00</published><updated>2009-12-28T01:27:29.547+01:00</updated><title type='text'>دعوت به اعتصاب</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right; color: rgb(0, 153, 0);"&gt;&lt;i&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اعتصاب به معنی توقف موقت کار توسط گروهی از کارکنان به منظور بیان شکایت یا تحمیل یک تقاضا است. &lt;/i&gt;&lt;br /&gt;&lt;i&gt; &lt;/i&gt;&lt;br /&gt;- ویکیپدیا، دانشنامه آزاد&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هم میهنان آزاده ای که این نوشتار را ملاحظه می فرمایید،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گروهی از فعالان جنبش اجتماعی ایران در اعتراض به سرکوب خونین و بیرحمانه حکومت مستبد حاکم در روز عاشورا یکشنبه, ۶ دی۸۸ از همه هم میهنان خود دعوت نموده اند تا از صبح روز دوشنبه دست از کار بکشند. بخصوص همراهی کارمندان و کارگران، دانشگاهیان و دانش آموزان و کسبه در این حرکت اجتماعی، کمک بزرگی در راه پیش بردن مبارزه بدون خشونت و فشار بر ستمکاران حاکم در جهت سر نهادن به خواستهای مشروع مردم ایران خواهد بود. از شما می خواهیم تا با اعلام حمایت از این پیشنهاد و اطلاع رسانی مناسب، در جهت گسترش پیام اعتصاب همکاری نمایید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جنبش مردم این تا این لحظه بدون فرمان بردن از رهبر خاصی به پیش آمده و مطالبات آن به روشنی و صراحت در خیابانها فریاد زده می شوند. بیایید با شرکت خود در اعتصاب عمومی چرخهای نظام فاسد و جنایت پیشه را فلج کنیم و با هزینه ای اندک به ستمکاران زمان نشان دهیم که مالک این خاک همه ایرانیان هستند و نه اوباش مزدوری که از ریختن خون ایرانی ابایی ندارند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به امید دستیابی به آزادی، حرمت انسانی و عدالت برای همه ایرانیان&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;توضیح: بعضی دوستان ممکن است با چنین پیشنهادی به هر دلیل مخالف باشند. ضمن احترام کامل به همه نظرات و اشتیاق برای گفتگو در این زمینه، از این گروه از دوستان خواهشمندیم از تبلیغات منفی و کار شکنانه تا جایی که ممکن است خود داری فرمایند. در صورت تمایل در پای این نوشته در قسمت نظرات اعلام کنید تا امضای شما را به این فراخوان اضافه کنیم. استفاده از این نوشتار، با یا بدون ذکر منبع آزاد است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;   &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5866776925527415171-6839597699786428391?l=iranfreedomcall.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/feeds/6839597699786428391/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5866776925527415171&amp;postID=6839597699786428391&amp;isPopup=true' title='2 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/6839597699786428391'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/6839597699786428391'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/2009/12/blog-post.html' title='دعوت به اعتصاب'/><author><name>Shobeir Sheida شبیر شیدا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10258030781842801052</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/Sl_5Fl6mPqI/AAAAAAAAAAs/30op8kDy5XI/S220/n636073127_281986_8838.jpg'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5866776925527415171.post-4283975123643093689</id><published>2009-11-08T13:55:00.002+01:00</published><updated>2009-11-08T14:04:17.750+01:00</updated><title type='text'>نظر خواهی</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پرسش:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;آیا شما حاضر هستید تن به یک نظام سیاسی در کشور ایران بدهید که در آن تمام گروههای سیاسی و سلیقه ها و گرایش های مختلف به شرط پایبندی به قانون اساسی اجازه شرکت در روند ساز و کار سیاسی کشور را داشته باشند؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;پیش فرض ها:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;+ قانون اساسی که به آن اشاره شد مورد قبول تمام احزاب و گروههای موجود قرار بگیرد و بگونه ای تنظیم شود که مصالح همه افراد را فارغ از بینش و گرایش سیاسی یا اعتقادی آنان در نظر بگیرد.&lt;br /&gt;+ نظام قضایی بصورت کاملا مستقل و بدون وابستگی به هیچ یک از جناح ها و گروه ها عمل کند.&lt;br /&gt;+  نهاد اصلی اجرایی بصورت کاملا انتخابی و برای دوره های مشخص و محدود در راس قدرت قرار بگیرد.&lt;br /&gt;+ محدودیت رسانه ای در کشور برطرف شود بطوریکه همه احزاب و گروهها قادر به برقراری ارتباط با مردم باشند.ـ&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5866776925527415171-4283975123643093689?l=iranfreedomcall.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/feeds/4283975123643093689/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5866776925527415171&amp;postID=4283975123643093689&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/4283975123643093689'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/4283975123643093689'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/2009/11/blog-post_08.html' title='نظر خواهی'/><author><name>Shobeir Sheida شبیر شیدا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10258030781842801052</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/Sl_5Fl6mPqI/AAAAAAAAAAs/30op8kDy5XI/S220/n636073127_281986_8838.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5866776925527415171.post-533971836114644343</id><published>2009-11-04T19:27:00.009+01:00</published><updated>2009-11-04T19:56:24.008+01:00</updated><title type='text'>پیام روشن سبزها در روز سیزده آبان</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 102, 0);font-size:130%;" &gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با وجود تمام تهدید ها و چنگ و دندان نشان دادن های سرکوبگران، سبزها امروز یکبار دیگر با حضور در خیابانها نشان دادند که عزمشان در راه پیگیری خواستهایشان بسی استوار است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 102, 0);font-size:130%;" &gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 102, 0);font-size:130%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(0, 102, 0);"&gt; هجوم وحشیانه و بی شرمانه نیروهای به اصطلاح امنیتی (و مسببان اصلی نا امنی) به گردهمایی های به دور از خشونت مردم و ضرب و شتم مردان و زنان بی دفاع همچون گذشته قابل پیشبینی بود و مردم با آگاهی از این مساله که حاکمیت لزران استبداد با توسل به شیوه های قرون وسطایی و غیر انسانی به سرکوب آنها اقدام خواهد کرد، به خیابانها آمدند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 102, 0);font-size:130%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);"&gt; &lt;span style="color: rgb(0, 102, 0);"&gt;نکته ای که در این میان می بایست توسط چهره های پیشرو جنبش در داخل کشور، به خصوص آقایان کروبی و موسوی، مورد توجه قرار بگیرد توجه به شعارهای معترضین و خواسته های واقعی آنان است. در گزارشها و فیلمهای موجود همه به وضوح دیدیم که محور شعارهای مردم اعلام بیزاری آنها از «دیکتاتور» و خواستشان برای برقراری یک جمه&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 102, 0);font-size:130%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(0, 102, 0);"&gt;وری راستین در کشور ایران است. گوش بسی سنگین باید باشد که طنین فریاد «خامنه ای قاتله - ولایتش باطله» را امروز نشنیده باشد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 102, 0);font-size:130%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(0, 102, 0);"&gt; مردمی که با وجود «رهنمود ها» و «نصایح» پیش از این، یکبار دیگر فریاد «استقلال - آزادی - جمهوری ایرانی» بر آوردند، پیامی دارند که بجاست این پیام توسط بزرگان قوم شنیده شود و به آن، خصوصا توسط کسانی که خود را &lt;/span&gt;&lt;b style="color: rgb(0, 102, 0);"&gt;بخشی از مردم و دنباله رو مردم و وفادار به عهد و پیمان خویش با مردم&lt;/b&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 102, 0);"&gt; می دانند، توجه شود.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 102, 0);font-size:130%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(0, 102, 0);"&gt; جایگزینی شعار «جمهوری اسلامی» با «جمهوری ایرانی» نه از سر دشمنی با اسلام است، چرا که مردمی که دقایقی بعد یکصدا «الله اکبر» می گویند بدون تردید نمی توانند دشمنان اسلام باشند. این مردم خواستار ایجاد نظامی سیاسی هستند که در آن مفهوم «جمهوری» بی کم و کاست رعایت شود و استیلای اراده مردم بر سرنوشتشان به معنای واقعی محقق شود.  نظامی که در آن به «نام» اسلام و به «کام» ریاکاران و سالوسان به مردم ظلم نشود و عدالت چون خیابانی یکطرفه، عرصه یکه تازی نا اهلان به ظاهر خداپرست و در باطن شیطان صفت قرار نگیرد.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 102, 0);font-size:130%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 102, 0);"&gt; قانون اساسی فعلی جمهوری اسلامی ایران بر اساس اصل «ولایت مطلقه فقیه» استوار شده و این دقیقا همان چیزیست که سبزها دیگر نمی خواهند. سواستفاده مستبدینی چون سید علی خامنه &lt;/span&gt;ا&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 102, 0);font-size:130%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(0, 102, 0);"&gt;ی و عمالش از تناقض دو اصل جمهوری و ولایت مطلقه فقیه (دیکتاتوری فقیه) کار کشور ما را به این نقطه رسانده که خون بهترین فرزندان این آب و خاک توسط مشتی دد منش و قدرت پرست ریخته شود و استخوانهایشان زیر باتوم مستبدین شکسته و جسم و روحشان مورد تجاوز از خدا بی خبران قرار گرفته و جایشان کنج زندانهای نمور حکومت گردد و احدی نیز پاسخگوی این جنایات نباشد. جنایاتی که بنا بر قانون اساسی، مسئولیت آنها به عهده شخص رهبر به عنوان بالاترین مقام اجرایی و فرمانده کل قوا می باشد.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 102, 0);font-size:130%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);"&gt; &lt;span style="color: rgb(0, 102, 0);"&gt;بجاست که بزرگان با واقع بینی به خواسته های به حق و روشن جنبشی که برای یکسره کردن کار استبداد به میدان آمده و در این کار چنان هزینه های گزافی را پرداخته و می پردازد توجه کنند تا از رسالتی که ج&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 102, 0);font-size:130%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);"&gt;ب&lt;span style="color: rgb(0, 102, 0);"&gt;ر زمانه بر عهده آنان گذاشته روسفید بیرون آیند و آیندگان در فردای روشن ایران زمین به نیک منشی و راست کردا&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 102, 0);font-size:130%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(0, 102, 0);"&gt;ری ایشان آفرین بفرستند.ـ&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://4.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/SvHID9ZFQrI/AAAAAAAAAC4/HaLJoz_amP8/s1600-h/khamenei.bmp"&gt;&lt;img style="cursor: pointer; width: 320px; height: 261px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/SvHID9ZFQrI/AAAAAAAAAC4/HaLJoz_amP8/s320/khamenei.bmp" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5400317398538863282" border="0" /&gt;&lt;/a&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5866776925527415171-533971836114644343?l=iranfreedomcall.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/feeds/533971836114644343/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5866776925527415171&amp;postID=533971836114644343&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/533971836114644343'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/533971836114644343'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/2009/11/blog-post.html' title='پیام روشن سبزها در روز سیزده آبان'/><author><name>Shobeir Sheida شبیر شیدا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10258030781842801052</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/Sl_5Fl6mPqI/AAAAAAAAAAs/30op8kDy5XI/S220/n636073127_281986_8838.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/SvHID9ZFQrI/AAAAAAAAAC4/HaLJoz_amP8/s72-c/khamenei.bmp' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5866776925527415171.post-3938114281090635700</id><published>2009-08-12T05:22:00.008+02:00</published><updated>2009-08-12T20:50:58.920+02:00</updated><title type='text'>این ترانه موسوی، همان ترانه موسوی بود!؟</title><content type='html'>&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;صدا و سیما در نمایشی ناشیانه تلاش کرد خبرهایی که در مورد دستگیری، تجاوز و قتل ترانه موسوی منتشر شده اند را «شایعه» جلوه دهد. عجب که باز هم با دستپاچگی و بی سلیقگی در تهیه این دروغنامه دست خود را رو کردند! در این به اصطلاح گزارش که از تلویزیون دولتی ایران پخش شد، «دوستان خبرنگار» ابتدا به سراغ «دستگاههای مسئول» یعنی «ثبت احوال» و «نیروی انتظامی» می روند و فردی که معلوم نیست از «دوستان» است یا «دستگاههای مسئول» در حال وارسی چند بریده روزنامه و نسخه چاپ شده صفحات اینترنتی و عکسهای مختلف نشان داده می شود. نکته کلیدی دقت در همین صحنه هاست که چند تصویر آن را می بینید:ـ&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: right;" class="photo photo_none"&gt;&lt;div class="photo_img"&gt;&lt;a href="http://www.facebook.com/photo.php?pid=2275719&amp;amp;op=1&amp;amp;view=all&amp;amp;subj=110884579503&amp;amp;aid=-1&amp;amp;auser=0&amp;amp;oid=110884579503&amp;amp;id=636073127"&gt;&lt;img style="width: 460px;" src="http://photos-h.ak.fbcdn.net/hphotos-ak-snc1/hs141.snc1/5220_114949243127_636073127_2275719_787111_n.jpg" alt="" class="" onload="return wait_for_load(this, event, function() {var img = this; onloadRegister(function() { adjustImage(img); });});" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;" class="photo photo_none"&gt;&lt;div class="photo_img"&gt;&lt;a href="http://www.facebook.com/photo.php?pid=2275721&amp;amp;op=1&amp;amp;view=all&amp;amp;subj=110884579503&amp;amp;aid=-1&amp;amp;auser=0&amp;amp;oid=110884579503&amp;amp;id=636073127"&gt;&lt;img style="width: 460px;" src="http://photos-b.ak.fbcdn.net/hphotos-ak-snc1/hs121.snc1/5220_114949508127_636073127_2275721_5119504_n.jpg" alt="" class="" onload="return wait_for_load(this, event, function() {var img = this; onloadRegister(function() { adjustImage(img); });});" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;" class="photo photo_none"&gt;&lt;div class="photo_img"&gt;&lt;a href="http://www.facebook.com/photo.php?pid=2275724&amp;amp;op=1&amp;amp;view=all&amp;amp;subj=110884579503&amp;amp;aid=-1&amp;amp;auser=0&amp;amp;oid=110884579503&amp;amp;id=636073127"&gt;&lt;img style="width: 460px;" src="http://photos-e.ak.fbcdn.net/hphotos-ak-snc1/hs141.snc1/5220_114949848127_636073127_2275724_6034662_n.jpg" alt="" class="" onload="return wait_for_load(this, event, function() {var img = this; onloadRegister(function() { adjustImage(img); });});" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;" class="photo photo_none"&gt;&lt;div class="photo_img"&gt;&lt;a href="http://www.facebook.com/photo.php?pid=2275727&amp;amp;op=1&amp;amp;view=all&amp;amp;subj=110884579503&amp;amp;aid=-1&amp;amp;auser=0&amp;amp;oid=110884579503&amp;amp;id=636073127"&gt;&lt;img style="width: 460px;" src="http://photos-h.ak.fbcdn.net/hphotos-ak-snc1/hs141.snc1/5220_114950713127_636073127_2275727_5002222_n.jpg" alt="" class="" onload="return wait_for_load(this, event, function() {var img = this; onloadRegister(function() { adjustImage(img); });});" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;" class="clear_none"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;این شخص سپس ادعا می کند که در «کل کشور» سه ترانه موسوی بیشتر وجود ندارد: «یکی متولد سال شصت و سه، در پاریس دنیا آمده، پاریس زندگی می کند، خانواده دارد... یک خانم ترانه موسوی پیدا کردیم چهل ساله است... خروج داشت و ورودی هم به ایران دیگر نداشت و یک ترانه موسوی هم پیدا کردیم که دوساله است!»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و در اینجاست که برای «دوستان خبرنگار» پس از یافتن خانواده ترانه موسوی «حقیقت آشکار می شود»! مادر و دختری ترسیده و نگران شاهدان زنده این «حقیقت» کشف شده هستند که با سوالات بازجو وار مصاحبه کننده روبرو می شوند. دختر سعی دارد با لبخندهای مصنوعی به روی خودش نیاورد، اما نگرانی از چهره مادر می بارد. بازجو می گوید: «آن خانمی که در سایتها ازشان یاد شده و عکسشان را منتشر کرده اند، ایشان هستند. آیا شما می شناسید ایشان را؟» و آنگاه برگه ای (که ظاهرا تصویری از ترانه موسوی نیز در آن قرار دارد) را به دست آنان می دهد. مادر و دختر با لبخندی سرشار از مهر به تصویر می نگرند و مادر تایید می کنند که «این فرد» دختر او است و در «کانادا» زندگی می کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما آیا دختر این مادر دلنگران همان ترانه موسوی است که ما عکسش را پیش از این دیده ایم؟ دوربین تصویر مستقیمی از کاغذهایی که به این مادر داده شد نشان نمی دهد، اما در یک لحظه رد و بدل شدن آنها، گوشه ای از عکس «ترانه موسوی» را می توان شکار کرد:ـ&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;" class="photo photo_none"&gt;&lt;div class="photo_img"&gt;&lt;a href="http://www.facebook.com/photo.php?pid=2275789&amp;amp;op=1&amp;amp;view=all&amp;amp;subj=110884579503&amp;amp;aid=-1&amp;amp;auser=0&amp;amp;oid=110884579503&amp;amp;id=636073127"&gt;&lt;img style="width: 460px;" src="http://photos-f.ak.fbcdn.net/hphotos-ak-snc1/hs121.snc1/5220_114957408127_636073127_2275789_5409447_n.jpg" alt="" class="" onload="return wait_for_load(this, event, function() {var img = this; onloadRegister(function() { adjustImage(img); });});" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;" class="clear_none"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با نگاهی دوباره به تصاویری که آن «برادر مسئول» روی میز کارش زیر و رو می می کرد، به خوبی میتوان دید که تصویر ارائه شده به این مادر و دختر، تصویر خانمی می باشد که کوچکترین شباهتی به آن ترانه موسوی که ما می شناسیم ندارد. نه از لحاظ سنی و نه از لحاظ فیزیک و استخوان بندی چهره. خودتان با دقت ببینید و قضاوت کنید:ـ&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;" class="photo photo_none"&gt;&lt;div class="photo_img"&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.facebook.com/photo.php?pid=2275798&amp;amp;op=1&amp;amp;view=all&amp;amp;subj=110884579503&amp;amp;aid=-1&amp;amp;auser=0&amp;amp;oid=110884579503&amp;amp;id=636073127"&gt;&lt;img style="width: 460px;" src="http://photos-g.ak.fbcdn.net/hphotos-ak-snc1/hs141.snc1/5220_114962048127_636073127_2275798_3012691_n.jpg" alt="" class="" onload="return wait_for_load(this, event, function() {var img = this; onloadRegister(function() { adjustImage(img); });});" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;" class="photo photo_none"&gt;&lt;div class="photo_img"&gt;&lt;a href="http://www.facebook.com/photo.php?pid=2275799&amp;amp;op=1&amp;amp;view=all&amp;amp;subj=110884579503&amp;amp;aid=-1&amp;amp;auser=0&amp;amp;oid=110884579503&amp;amp;id=636073127"&gt;&lt;img src="http://photos-h.ak.fbcdn.net/hphotos-ak-snc1/hs141.snc1/5220_114962183127_636073127_2275799_7673493_n.jpg" alt="" class="" onload="return wait_for_load(this, event, function() {var img = this; onloadRegister(function() { adjustImage(img); });});" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;" class="clear_none"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;" class="photo photo_none"&gt;&lt;div class="photo_img"&gt;&lt;a href="http://www.facebook.com/photo.php?pid=2275828&amp;amp;op=1&amp;amp;view=all&amp;amp;subj=110884579503&amp;amp;aid=-1&amp;amp;auser=0&amp;amp;oid=110884579503&amp;amp;id=636073127"&gt;&lt;img style="width: 460px;" src="http://photos-e.ak.fbcdn.net/hphotos-ak-snc1/hs141.snc1/5220_114968183127_636073127_2275828_4428494_n.jpg" alt="" class="" onload="return wait_for_load(this, event, function() {var img = this; onloadRegister(function() { adjustImage(img); });});" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;فیلم کامل این نمایش دروغ را با کیفیت بالا می توانید در یوتیوب ببینید&lt;/span&gt;:ـ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.youtube.com/watch?v=QB5xxSZJ5p4"&gt;http://www.youtube.com/watch?v=7I6iiSkK27g&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;object width="463" height="383" class="BLOG_video_class" id="BLOG_video-f53a75bf701ac16c" classid="clsid:D27CDB6E-AE6D-11cf-96B8-444553540000" codebase="http://download.macromedia.com/pub/shockwave/cabs/flash/swflash.cab#version=6,0,40,0"&gt;&lt;param name="movie" value="http://www.youtube.com/get_player"&gt;&lt;param name="bgcolor" value="#FFFFFF"&gt;&lt;param name="allowfullscreen" value="true"&gt;&lt;param name="flashvars" value="flvurl=http://v4.nonxt6.googlevideo.com/videoplayback?id%3Df53a75bf701ac16c%26itag%3D5%26app%3Dblogger%26ip%3D0.0.0.0%26ipbits%3D0%26expire%3D1329997634%26sparams%3Did,itag,ip,ipbits,expire%26signature%3DBA7D9A21847624CC62ADF76AEF2FB98D1A9A563.350F11AF1CB0108BE5518BE2EF36B12295DDACA3%26key%3Dck1&amp;amp;iurl=http://video.google.com/ThumbnailServer2?app%3Dblogger%26contentid%3Df53a75bf701ac16c%26offsetms%3D5000%26itag%3Dw160%26sigh%3DKFF6hYqD2ieYtlOD6cs7ssaNNFc&amp;amp;autoplay=0&amp;amp;ps=blogger"&gt;&lt;embed src="http://www.youtube.com/get_player" type="application/x-shockwave-flash"width="463" height="383" bgcolor="#FFFFFF"flashvars="flvurl=http://v4.nonxt6.googlevideo.com/videoplayback?id%3Df53a75bf701ac16c%26itag%3D5%26app%3Dblogger%26ip%3D0.0.0.0%26ipbits%3D0%26expire%3D1329997634%26sparams%3Did,itag,ip,ipbits,expire%26signature%3DBA7D9A21847624CC62ADF76AEF2FB98D1A9A563.350F11AF1CB0108BE5518BE2EF36B12295DDACA3%26key%3Dck1&amp;iurl=http://video.google.com/ThumbnailServer2?app%3Dblogger%26contentid%3Df53a75bf701ac16c%26offsetms%3D5000%26itag%3Dw160%26sigh%3DKFF6hYqD2ieYtlOD6cs7ssaNNFc&amp;autoplay=0&amp;ps=blogger"allowFullScreen="true" /&gt;&lt;/object&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5866776925527415171-3938114281090635700?l=iranfreedomcall.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='enclosure' type='video/mp4' href='http://www.blogger.com/video-play.mp4?contentId=f53a75bf701ac16c&amp;type=video%2Fmp4' length='0'/><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/feeds/3938114281090635700/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5866776925527415171&amp;postID=3938114281090635700&amp;isPopup=true' title='32 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/3938114281090635700'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/3938114281090635700'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/2009/08/blog-post.html' title='این ترانه موسوی، همان ترانه موسوی بود!؟'/><author><name>Shobeir Sheida شبیر شیدا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10258030781842801052</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/Sl_5Fl6mPqI/AAAAAAAAAAs/30op8kDy5XI/S220/n636073127_281986_8838.jpg'/></author><thr:total>32</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5866776925527415171.post-5690353692800377327</id><published>2009-07-23T01:01:00.007+02:00</published><updated>2010-01-27T11:42:17.628+01:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='ایران'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='نسل دوم'/><title type='text'>تکامل سیاسی نیمه داروینی یک جوان مهاجر نسل دومی و حلقه گم شده اش</title><content type='html'>&lt;span style="color: rgb(51, 204, 0);font-size:130%;" &gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;div style="text-align: right; color: rgb(51, 204, 0);"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 204, 0);font-size:130%;" &gt;فکرش را هم نمی کردم که در زمان حیاتم چنین روزهایی را ببینم. با خودم می گفتم شاید نسل بعدی، شاید دو نسل دیگر... عجیب است برای یک آدم سی و سه ساله که نا امید باشد. البته کاملا نا امید هم نبودم، می دانستم که چنین روزی بلاخره می رسد. ولی رک و راست بگویم، باور نداشتم که عمرم قد بدهد و این روزها را ببینم.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 204, 0);font-size:130%;" &gt;همه چیز از روزی شروع شد که «حماسه دوم خرداد» را آفریدیم، بی آنکه بدانیم از پس آن چه می آید. رای به خاتمی برای من و بسیاری از همسالانم، تیری بود در تاریکی و انتخابی بین بد و بدتر. دهن کجی بود به «خواست نظام».&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(192, 192, 192);font-size:130%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 204, 0);"&gt;نظام... ! از «نظام» مدتها پیش از آن قطع امید کرده بودم. باید در یک خانواده «از ما بهتران» متولد شده می بودی تا چشمت بر روی آن همه ستم و تبعیض و بیداد و خفقان بسته می ماند. خوشبختانه خانواده من جزو «خودی» های نظام نبودند. خانواده ای بود که هم شهید و مفقود داده بود و هم اعدامی سیاسی و زندانی داشت. یک خانواده کاملا معمولی. اگر هم در طول دوران مدرسه به خاطر تزریق دائم ایدئولوژی تردید هایی به وجود آمده بودند، بعدها که بزرگتر شدم و به خیال خودم توانستم از خود فکر و اندیشه ای داشته باشم، ناتوانی معلم دینی در بحث سر کلاس و تلافی کردنش با نمره انضباط و احضار ولی و بعد تر ها سیلی خوردن در خیابان به خاطر پوشیدن شلوار جین، دیگر تتمه شک و شبهه هایم را هم بر طرف کردند که من و این نظام ربطی به هم نداریم.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 204, 0);font-size:130%;" &gt;باری دوم خرداد را آوردیم و بهار مطبوعات از پی آن آمد. بگذار دیگرانی که آن روزها را تجربه نکردند هرچه می خواهند بگویند. باور من اینست که هرچه بلوغ سیاسی و اجتماعی در جوانان امروز می بینیم، به بار نشستن همان کتابهاست که نگاشته و ترجمه شدند و همان روزنامه ها که روزی چهارتاشان را می خریدیم و از سرمقاله تا صفحه آخر را با ولع می خواندیم و همان میزگرد ها و سمینارهای جوانان. تازه فهمیدیم دموکراسی یعنی چه و حقوق شهروندی چه صیغه ای است. که حکومت قانون چه فوایدی دارد و اینکه کل دنیا لزوما «دشمن» ما ایرانیها نیستند و گفتمان را هم برای بنی بشر ساخته اند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 204, 0);font-size:130%;" &gt;قبول دارم که آن روزها جوان بودم و داغ و بی تجربه و کم طاقت. از اینکه تنها با یک رای ناقابل بهار مطبوعات را به ایران آورده بودیم، چنان غرور و شوق و ذوق برمان داشته بود که تصور می کردیم دیگر همه چیز باید الساعه درست و راست شود و خاتمی موظف است سریعا آن مردم سالاری و عدالت اجتماعی و حقوق شهروندی که وصفشان در در روزنامه های اصلاح طلب نوشته شده بود را اجرا کند!&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 204, 0);font-size:130%;" &gt;همان روزها یکبار مصطفی تاج زاده که آن زمان معاون سیاسی وزیر کشور بود و برای شرکت در کنگره جوانان و دوم خرداد به شیراز آمده بود، در حالیکه چشمانش از شنیدن مطالبات رادیکال ما گرد شده بود آب پاکی را روی دستمان ریخت که: «تغییر قانون اساسی و حذف ولایت فقیه در چارچوب سیاستهای دولت آقای خاتمی نیستند.» آن روز خیلی سرخورده شدیم و شاید در دلمان او را با اقتدار طلبان تمامیت خواه و دیکتاتور ها محشور کردیم، ولی امروز که به گذشته نگاه می کنم در دلم به او درود می فرستم که هم با صداقت از ما توهم زدایی کرد و هم ما را به دلیل ولایت ستیزی به سربازان گمنام امام زمان تحویل نداد! در هر صورت دوزاریمان افتاد که این رشته اصلاحات سر دراز دارد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 204, 0);font-size:130%;" &gt;دیری نگذشت که اقتدارطلبان که به آنها «راست سنتی» می گفتند از وضعیت شوک خارج شدند و بگیر و ببند ها شروع شد. تصفیه خبر گزاری ایسنا از دانشجویان اصلاح طلب، قلع و قمع روزنامه ها، قتلهای زنجیره ای، حمله به کوی دانشگاه، حملات گروههای فشار به تجمعات، ضرباتی که یکی یکی بر پیکر اصلاحات فرود می آمدند و ما خشمگین چشم به خاتمی دوخته بودیم که ای سید اصلاحات کاری کن! روزهایی که مسعود بهنود در تلویزیون «اعتراف» می کرد، روزهای آخر اقامت من در ایران بودند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(192, 192, 192);font-size:130%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 204, 0);"&gt;سرخورده و نا امید، به توصیه یکی از «برادران» که هرگز نام و هویتش برایم آشکار نشد عمل کردم که «دوستانه» گفت: «در این مملکت برای تو و امثال تو جایی نیست». مهاجرتی که هنوز از یک طرف وجدانم را خراش می دهد برای نماندن و نجنگیدن و دوستانی که نمی توانستند یا نمی خواستند بروند را تنها گذاشتن و از طرف دیگر باعث شد دست کم آنچه از حقوق انسانی و امنیت در کشورم نداشتم را در سرزمین غریب به دست بیاورم.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 204, 0);font-size:130%;" &gt;مهاجرت اما یک حسن بزرگ دیگر برایم داشت: تمام آنچه را که در دوران اصلاحات و در قالب کتابها و مقاله ها به صورت تئوری در مورد دموکراسی، حاکمیت قانون، حقوق انسانی و شهروندی و عدالت اجتماعی شنیده و خوانده بودم، بصورت عملی در حال اجرا دیدم. فهمیدم که این مفاهیم گرچه دینامیک هستند و همیشه می توان آنها را بهینه کرد، ولی اجرایشان بصورت نهادینه در جامعه چه آثار مثبتی برای کل یک کشور و اجتماع به دنبال دارد. من که خیال می کردم «گفتمان» و «تسامح و تساهل» از ابداعات آقای خاتمی هستند، اینجا به چشم خود دیدم که چگونه دیندار و بی دین، چپ و راست و خارجی و بومی در کنار هم زندگی می کنند، بدون اینکه یکی از وحشت دیگری خودش را سانسور کند یا اینکه بر سر تفاوتهایشان گلوی یکدیگر را بدرند و عده ای دیگران را به خاطر عقایدشان در بند کنند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 204, 0);font-size:130%;" &gt;به چشم دیدم که دختران و پسران نوبالغ اینجا به مساله جنسی به عنوان اصلی ترین دغدغه یا بزرگترین گناه نمی نگرند، چون از کودکی با هم مدرسه رفته اند و جنس مخالف برایشان یک تابوی عجیب و غریب نیست و دیدم که چه حجم عظیمی از سرمایه گزاری صرف آموزش می شود و افسوس خوردم به استعداد های ایرانی که به دلیل بی کفایتی دولتمردان یا باید در کشور خود به هیچ جا برسند و یا اینکه در کشور دیگری که قدرشان را می داند به همه جا.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 204, 0);font-size:130%;" &gt;دیدم که بر خلاف فرمایشات حاکمان کشورمان ایران، جهان غرب ام القرای فساد و فحشا نیست و نسبت به کشور خودم که قرار است ام القرای جهان اسلام باشد، نسبت کسانی که اینجا با استفاده از آزادیهایشان به بیراهه می روند بسیار کمتر است از کسانی که زندگی سالم و شرافتمندانه ای را در پیش می گیرند و برای اجتماعشان و کشورشان و حتی کل دنیا بسیار مفید هستند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 204, 0);font-size:130%;" &gt;به عینه دیدم که می توان «جهانی» بود، بدون اینکه به آداب و رسوم و ارزشهای فرهنگی اجتماع آسیبی برسد. تازه فهمیدم که چرا حاکمان کشورمان اینقدر از «فرهنگ غربی» می ترسند، در حقیقت دریافتم آنچه آنها از آن می ترسند به هیچ عنوان «فرهنگ» غرب نیست، بلکه جهانبینی مدرن است که بر اساس آزادی تبادل اطلاعات و گفتمان بنا شده و این حق را برای هر انسانی محترم می دارد که خود بر اساس عقل و منطق و باور خود همه گزینه ها را ببیند و بیازماید و آنچه را که بیشتر و بهتر می پسندد پیشه خود کند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 204, 0);font-size:130%;" &gt;دیدم بر خلاف آنچه سعی کرده بودند در مغز ما فرو کنند، غرب منزلگاه بیدینی و شرک و کفر نیست: در هر محله ای و هر دهی دست کم یک کلیسا برپاست و کار و کاسبیشان هم مانند کشور ما به حمدالله خوب است، با تفاوت اینکه در کلیسا های اینجا چماقدار برای کتک زدن مردم آموزش نمی دهند! اعانه جمع می کنند و صرف کارهای خیر می کنند و مومنان هم روزهای یکشنبه با لباس شیک در خانه خدا حاضر شده، به عبادت می پردازند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 204, 0);font-size:130%;" &gt;ولی آنچه برای شخص من بیش از همه تحسین بر انگیز و جالب توجه شد حاکمیت قانون بود. قانونی که بر مبنای عقل و منطق و حقوق و نیازهای همه افراد اجتماع وضع شده و تقریبا هیچ ردی از ایدئولوژی در آن دیده نمی شود. همه به راستی در برابر قانون برابر هستند، درست همانطور که در اعلامیه جهانی حقوق بشر نوشته شده! مردم به قانون احترام می گذارند چون زندگیشان بر آن مبنا می چرخد. ادعا نمی کنم که اینجا بهشت برین است و همه چیز کامل و مردمان همگی خوشبخت، ولی مقایسه مشکلات یک کشور توسعه یافته با کشورمان ایران به نظر من مانند مقایسه مشکلات ایران با کشورهای قحطی زده افریقایی است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 204, 0);font-size:130%;" &gt;خلاصه کلام اینکه به عینه دیدم، هرچه در مورد جهان غرب در ایران اسلامی به هم می بافند و به خورد مردم می دهند دروغ است. مردم اینجا هم دینشان را دارند و هم دنیایشان را و هم آزادیشان را و باور کنید، هیچ چیز به اندازه این مورد آخر یعنی &lt;b&gt;آزادی&lt;/b&gt; برای یک انسان شیرین و گوارا نیست. آنجا که هم «حق» خودت را و هم «حد» خودت را بدانی. اینرا هم فراموش نکنم، اینجا زندانی سیاسی و «دشمن نظام» هم ندارند. نظامی که همه حق مشارکت در آن و نقد آن را دارند، دیگر دشمنی ندارد!&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 204, 0);font-size:130%;" &gt;همیشه رویایم بوده است که در کشورم ایران نیز روزی چنین عقل گرایی و حاکمیت مردم بر مردم بر مبنای قانون و زمینه مساعد برای توسعه و پیشرفت فراهم شود. باور دارم که در این صورت ایران دست کم برای من به عنوان یک ایرانی، بهشت روی زمین خواهد بود.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 204, 0);font-size:130%;" &gt;رویای قیام مردمی بر ضد دروغ و زورگویی که در عین ناباوریم به حقیقت پیوست، پس امیدوارم که رویای آخر وبزرگم را نیز روزی به چشم ببینم که تحقق یافته.ـ&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5866776925527415171-5690353692800377327?l=iranfreedomcall.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/feeds/5690353692800377327/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5866776925527415171&amp;postID=5690353692800377327&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/5690353692800377327'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/5690353692800377327'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/2009/07/blog-post_23.html' title='تکامل سیاسی نیمه داروینی یک جوان مهاجر نسل دومی و حلقه گم شده اش'/><author><name>Shobeir Sheida شبیر شیدا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10258030781842801052</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/Sl_5Fl6mPqI/AAAAAAAAAAs/30op8kDy5XI/S220/n636073127_281986_8838.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5866776925527415171.post-6625332819213222104</id><published>2009-07-21T09:11:00.005+02:00</published><updated>2009-07-21T09:38:47.570+02:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سرنگونی رژیم'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='دیکتاتوری'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اپوزیسیون'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='براندازی نظام'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='رادیکال'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='ایران'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='تمامیت خواهی'/><title type='text'>تمامیت خواهی در پوستین های متفاوت</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;باری این روزها مردم ایران به جوش و خروش افتاده اند و حقوق انسانی خود &lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;را طلب می کنند. ضرب المثلی قدیمی می گوید: «پیمانه چو پر گشت، لبریز شود» و کاسه صبر ایرانیان هم نهایتا پر گشت و لبریز شد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;آنچه در این میان نگران کننده است، افراد و گروههای تندرو و رادیکالی هستند که بصورت ایدئولوژیک مطالبات عجیب و به معنای واقعی دور از دسترس و حتی خطرناکی را مطرح می کنند. نفس وجود این مطالبات رادیکال به خودی خود مشکل آفرین نیستند، اما نگرانی زمانی آغاز می شود که بعضی از این افراد و گروهها، با یک تلقی حداکثری «یا دوست من هستی یا دشمن من» چکش قضاوت به دست، به راه می افتند تا هر نوع بینش و باور سیاسی دیگر را با معیار های رادیکال خود محک بزنند و در مورد دیگران حکم صادر کنند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;به باور من این نوع نگرش، هر چند به ادعا سنگ دموکراسی را به سینه بزند، در واقع جز تمامیت خواهی کور و روی دیگر سکه مستبدین حاکم نیست. اگر حکومت اسلامی در حال حاضر اقلیتی را در جمع «خودی ها» و باقی مردم ایران را در گروه «غیر خودی ها&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;» قرار داده، اینها هم دقیقا به نوعی همین ذهنیت را بر خود حاکم کرده اند و همین رفتار را انجام می دهند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;البته مساله ای که نباید از چشم دور بماند این است که بسیاری از این گروهها و افراد در گذشته ضربه های هولناکی خورده اند و بسیاری از دوستانشان را در دوره های مختلف از دست داده و خود طعم تلخ زندان و شکنجه را چشیده اند. چنین است که اکنون به همه با دیده شک و تردید می نگرند و هرنوع دعوت به همبستگی را با بدگمانی رد می کنند. نگران این هستند که در صورت پیروزی جنبش، بار دیگر از دور فرایند سیاسی کنار گذاشته شوند و البته بعضی هم تنها تشنه انتقامند و در ذهن خود چوبه های دار برپا کرده اند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;به شخصه برخورد داشته ام با افرادی که هرکس عضو گروه و حزب خودشان است را انقلابی و مردمی و مبارز می دانند و هر کس که با آنان موافق نیست، هرچند که امروز برای حقوق پایمال شده مردم مبارزه کند، بلافاصله توسط ایشان در دیگ بزرگی به نام «حامیان رژیم آخوندی» افکنده می شود!&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;واژه ای مبهم و کلی مانند «سرنگونی رژیم» را به دست گرفته و دوره می گردند تا به نسبت جواب «آری» یا «خیر» که اصرار بر گرفتن آن دارند، بر دیگران مهر و برچسب بزنند و حکم صادر کنند، بدون اینکه اصلا مشخص کنند منظورشان از «سرنگونی» چیست و به چه صورتی در ذهن خود این مفهوم را &lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;مجسم می کنند. آیا مرادشان حذف ولایت فقیه است؟ تغییر قانون اساسی است؟ جدا سازی دین از سیاست است؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;و یا اینکه منظورشان از «سرنگونی رژیم» یک شورش تمام عیار به مانند سال پنجاه و هفت است که در آن زخم خوردگان و ستمدیدگان دیروز مبدل به زخم زنندگان و ستمگران فردا شوند؟ آیا می خواهند باز دادگاههای انقلابی و پنج دقیقه ای راه بیندازند؟ کشتار گروهی زندانیان سیاسی را لحظه شماری می کنند؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;گروهی از اینان در خواسته های خود چنان رادیکال شده اند که هنوز اتحادی به وجود نیامده صحبت از انشعاب پیش می کشند و بجای مبارزه با صاحبان قدرت فعلی، حملات خود را به سمت مبارزین دیگر متمرکز کرده اند. هنوز حکومت دیکتاتور بر مسند قدرت است و اینان نقشه از میدان به در کردن رقبای احتمالی فردای پیروزی را می کشند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;نکته کلیدی اما در آنجاست که این دوستان به تفاوت میان «مشارکت در ساختار سیاسی» و «ائتلاف سیاسی» توجه نمی کنند. لزومی ندارد که برای مثال یک فعال سیاسی لائیک و کمونیست و یک روشنفکر دینی یا یک طرفدار پادشاهی مشروطه و یک جمهوری خواه فدرالیست با یکدیگر هم نظر باشند، اما همه آنها باید بفهمند و بپذیرند که هیچیک نباید و نمی تواند دیگری را از فرآیند مشارکت سیاسی حذف کند. در یک نظام سیاسی&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt; دموکراتیک و چند صدایی، گرایش های مختلف به پشتوانه مردمی خود متکی هستند، نه به داغ و درفش و زورگویی و دروغ و تهمت و افترا و حذف رقیب. همه خطوط سیاسی تا زمانی که در میان مردم هواخواهی دارند، حضور و وجودشان نیز تضمین شده است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;بنابر این در همینجا به همه خانمها و آقایانی که از اکنون در بین صفوف آزادیخواهان به دنبال «دشمن» می گردند و با دروغ و اتهامات بی اساس سعی در حذف دیگران دارند توصیه می کنم که به خود آمده و کمی از سیستمهای سیاسی کشورهای توسعه یافته بیاموزند. میان «دوست» و «دشمن» طیف ع&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;ظیمی وجود دارد از همه گرایش هایی که نه دوست هستند و نه دشمن بلکه صرفا با ما تفاوت دارند. وجود این گرایشات را نمی توان انکار کرد و آنان را نمی توان از صحنه مشارکت سیاسی حذف نمود.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;فراموش نکنید که مردم ایران در سطح بالایی از بلوغ سیاسی به سر می برند و با دقت رفتارهای همه گروهها و افراد را زیر نظر دارند و آنکس که تخریب و تمامیت خواهی پیشه کند تنها پ&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;شتوانه مردمی خویش را از دست خواهد داد و بس.ـ&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://3.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/SmVqvXaq7HI/AAAAAAAAACo/8TD3ZaGI8wU/s1600-h/wolf+in+sheep+clothing.jpg"&gt;&lt;img style="cursor: pointer; width: 320px; height: 194px;" src="http://3.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/SmVqvXaq7HI/AAAAAAAAACo/8TD3ZaGI8wU/s320/wolf+in+sheep+clothing.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5360808293426719858" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5866776925527415171-6625332819213222104?l=iranfreedomcall.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/feeds/6625332819213222104/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5866776925527415171&amp;postID=6625332819213222104&amp;isPopup=true' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/6625332819213222104'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/6625332819213222104'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/2009/07/blog-post_21.html' title='تمامیت خواهی در پوستین های متفاوت'/><author><name>Shobeir Sheida شبیر شیدا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10258030781842801052</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/Sl_5Fl6mPqI/AAAAAAAAAAs/30op8kDy5XI/S220/n636073127_281986_8838.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/SmVqvXaq7HI/AAAAAAAAACo/8TD3ZaGI8wU/s72-c/wolf+in+sheep+clothing.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5866776925527415171.post-1219383182669156282</id><published>2009-07-20T15:18:00.030+02:00</published><updated>2009-07-23T14:59:37.194+02:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سبز'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='آرمان'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مردم'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='جنبش'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='دموکراسی'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='ایران'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='کودتا'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مبارزه'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='انتخابات'/><title type='text'>دشمن ما و آرمان ما</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right; color: rgb(0, 102, 0);"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;یکی از ارمغان های بیست و سوم خرداد برای ما ایرانیان، زنده شدن دوباره همبستگی بی نظیری بود که سالها از آن محروم بودیم. آنچه در این میان به عنوان نقطه اشتراک گروههای مختلف مردمی و سیاسی&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt; مطرح شده و در اعتراض به عملکرد طیف حاکم در سرکوب مردم و معترضان عینیت یافته، از نظر اینجانب تنها نقابی ست بر مشکل اصلی و دشمن واقعی مردم و گروههایی که در دوران های مختلف مورد ستم قرار گرفته &lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چه بسا کسانی که این روزها در کنار هم در تجمعات معترضین خارج از کشور شرکت کردند و یا در داخل کشور به نماز&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt; جم&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;عه هاشمی رفتند، اما سالها پیش از این در مقابل یکدیگر قر&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;ار داشتند و یکی مورد ظلم و تعدی دیگری قرار م&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;ی گرفت. چنین است که عبارت  «زندانبانان دیروز و زندانیان امروز» معنایی بس عمیق و تکان دهنده می یابد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;برای دیدن دشمن واقعی، ورای ح&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;زب ها و گروه ها و حکومت ها، بد نیست نگاهی به گذشته نزدیک کشورمان بیندازیم:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;پیش از انقلاب&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;شاه پهلوی تمام تلاش خود را به کار برد تا کشور ایران را از یک&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt; مملکت سنتی و توسعه نیافته به کشوری مدرن تبدیل کند. او غافل از آن بود که دموکراسی یکی ا&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;ز لوازم غیر قابل چشمپ&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;وشی یک جامعه مدرن است. کسانی که به دربار او نزدیک بودند، قدرت تمام عیار را در دست داشتند و مخالفان و دگر اندیشان یا محکوم به پیگرد و زندان ساواک بودند و یا &lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;مجبور به تبعید.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://2.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/SmR04fAOHiI/AAAAAAAAAB4/HeqARD29cvg/s1600-h/n00007019-r-b-006.jpg"&gt;&lt;img style="cursor: pointer; width: 221px; height: 320px;" src="http://2.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/SmR04fAOHiI/AAAAAAAAAB4/HeqARD29cvg/s320/n00007019-r-b-006.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5360537970221653538" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(192, 192, 192);"&gt;لباس شخصی ها پیش از انقلاب&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;انقلاب&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;سه دهه پیش از این بسیاری از مردم ایران با دیدگاههای متفاوت سیاسی دست به دست یکدیگر دادند و حکومتی که به باور آنان دیگر ظرفیتی برای تغییر و اصلاح نداشت را سرنگون کردند. آنان بیش از آن خشمگین و هیجان زده بودند که به وعده های شاپور بختیا&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;ر مبنی بر بر&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;قراری دموکراسی&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt; و  پاسداشت عدالت توجهی کنند. آنان که با انقلاب  مخالف بودند یا از کشور گریختند و یا توسط انقلابیون و در جریان محاکمه &lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;های پنج دقیقه ای به جو&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;خه اعدام سپرده شدند و اموالشان به غارت رفت و مصادره شد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://1.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/SmR2UN1a16I/AAAAAAAAACA/tock37FXmi4/s1600-h/rabii.JPG"&gt;&lt;img style="cursor: pointer; width: 220px; height: 320px;" src="http://1.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/SmR2UN1a16I/AAAAAAAAACA/tock37FXmi4/s320/rabii.JPG" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5360539546160912290" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(192, 192, 192);"&gt;یکی از اولین قربانیان انقلاب&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;پس از انقلاب&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;مردمان خوشحال بودند و شاد از اینکه بوی خوش سوسن و یاسمن آمده  و امیدوار بودند به فردای روشنی که در آن دولت انقلاب، فقر و محرومیت را ریشه کن نموده و حقو&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;ق پایم&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;ال شده آنان را باز می گرداند. دیری نگذشت که صدام تکریتی بی وجدان به طمع این آ&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;ب و خاک و با خیال اینکه ارتش شاهنشاهی توسط انقلابیون تار و مار شده و دفاع از این بوم و بر دیگر ممکن نیست، به ایران زمین لشکر کشید. ایرانیان جنگیدند و رشادت کردند و از میهنشان دفاع &lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;کردند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;آنچه اما در این دوران رخ داد، تصفیه بخشی از نیروهای شرکت&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt; کننده در انقلاب بود توسط گروهی از نزدیکان آیت الله خمینی که وجود اندیشه های&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt; دیگری که تا دیروز هم دوش آنان بر علیه حکومت شاه مبارزه کرده بودند را بر نتافتند و سهم خواهی این گروهها را از انقلاب با خشونت پاسخ دادند. بار دیگر گروهی به زندان افتادند و تحت همان شکنجه ها قرار گرفتند که ساواک بکار می گرف&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;ت و بیشترشان هم در سالهای پایانی جنگ در زندانهای ایران طبق دستور مستقیم آیت الله خمینی بصورت دست جمعی به قتل رسیدند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://2.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/SmSOUgIpE1I/AAAAAAAAACg/_dOkxQhs4GI/s1600-h/2682032616_675fb7956e_o.jpg"&gt;&lt;img style="cursor: pointer; width: 320px; height: 222px;" src="http://2.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/SmSOUgIpE1I/AAAAAAAAACg/_dOkxQhs4GI/s320/2682032616_675fb7956e_o.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5360565939352441682" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(192, 192, 192);"&gt;خاوران، آرامگاه بی نشانان&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;عده ای نیز موفق به فرار شدند و به ج&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;مع غربت نش&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;ینان دیگری پیوستند که با خشم و کینه، یا به انتظار معجزه ای بودند که آنان را به کشورشان بازگرداند و یا سرخوردگی خویش را با جنگهای رسانه ای (و بیشتر بین خودشان) تسکین می دادند. بعضی گروه ها مانند سازمان مجاهدین خلق هم که پیش از آن راه دیگری برگزیده بودند و  یا در کشور عراق پادگان و قشون پدید آورده بودند و یا بصورت پراکنده ترور را راهکار خود قرار داده  بودند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;حکومت اسلامی که اکنون جنگ را پشت سر گذاشته بود و پیشوای کاریزماتیک خود را نیز از دست داده بود، هر روز بیش از پیش ثبات می یافت و آنان که در ساختار در&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;ونی قدرت باقی مانده بودند می رفتند تا حاکمیت سیاسی را در قالب آنچه چارچوب نظام نامیده می شد و بر مبنای پیروی از آرمانهای خمین&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;ی و وفاداری به جانشین او سید علی خامنه ای تعریف شده بود، بین خود تقسیم کنند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;اصلاحات&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;در این میان بسیاری از مردم ایران کماکان به انتظار تحقق وعده های انقلاب و برقراری عدالت اجتماعی و آزادی موعود نشسته بودند. دوم خرداد هفتاد و شش و انتخابات مجلس ششم فرصتی بود برا&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;ی بخشی از دولتمردان درون نظام که باور به تحول آرام در ساختار سیاسی داشتند و بقای نظام را در گرو باز شدن فضای چند صدایی و اجازه ابراز وجود به برداشت های مترقی تری از&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt; دین و حکومت، البته کماکان در همان چارچوب نظام، می دیدند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;یک بار دیگر تمامیت خواهان درون نظام به تکاپو افتادند و با بستن روزنامه ها و قتل روشنفکران و انواع دیگر سرکوب که اوج آن را در واقعه کوی دانشگاه دیدیم، بخشی از نیروهای «درون نظام» را که منادی تغییر و اصلاح بودند، طرد نموده و تحت پیگرد قرار دادند. باز هم عده ای زندانی شدند و عده ای دیگر مجبور به جلای وطن. بعضی هم ماندند و سکوت پیشه کردند تا شاید روزی دیگر صبح دولتشان بدمد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;اما کسانی که تندرو و راستگرا نامیده می شدند، بار دیگر نهاد های انتخابی را در دست گرفتند و با در پیش گرفتن روشهای خود محورانه و به باور بسیاری عقل &lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;گریزانه، چنان کردند که فریاد از کارشناسان و صاحبنظران و دود از دمار مردم ایران بر آمد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://2.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/SmR6ran6VXI/AAAAAAAAACQ/NN0BaaKnr6k/s1600-h/99868931_5b3a844505.jpg"&gt;&lt;img style="cursor: pointer; width: 320px; height: 320px;" src="http://2.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/SmR6ran6VXI/AAAAAAAAACQ/NN0BaaKnr6k/s320/99868931_5b3a844505.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5360544342777419122" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(192, 192, 192);"&gt;در نهایت اصلاحات را اصلاح کردند&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;کودتای هشتاد و هشت&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;باقیمانده اصلاح طلبان و نیروهای میانه رو درون حاکمیت برای آخرین بار تمام توان خود را بکار گرفتند تا با شرکت در انتخابات دور دهم ریاست جمهوری، آنچه از ظرفیت های قانونی و به نص صریح قانون اساسی در جهت یک فرایند هرچند نیم بند دموکراتیک موجود بود را در جهت به قدرت رسیدن دو&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;باره مورد استفاده قرار دهند و به اصطلاح نوبت بازی خودشان حاکم شوند. این بار نیروهای تمامیت خواهی که بزودی معلوم شد به دور سید علی خامنه ای جمع شده اند، &lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;با توسل به&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt; عملیاتی که بی شباهت &lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;به یک کودتا&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;ی تمام عیار نبود، آنان را از بازی خارج نمودند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://2.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/SmR7dXkOIyI/AAAAAAAAACY/DbnvwJJugOk/s1600-h/OgAAAP508D3mgnckVcuMlvi5y61zdfwfdc0EXJ0DDPgUzqq0GRriw4speqEcW5ysWmwJ18ybj1dStQ_TSs_xeXhROR0Am1T1UEm8wE6LD-cU4UTXp3QCtdM2-mxy.jpg"&gt;&lt;img style="cursor: pointer; width: 240px; height: 320px;" src="http://2.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/SmR7dXkOIyI/AAAAAAAAACY/DbnvwJJugOk/s320/OgAAAP508D3mgnckVcuMlvi5y61zdfwfdc0EXJ0DDPgUzqq0GRriw4speqEcW5ysWmwJ18ybj1dStQ_TSs_xeXhROR0Am1T1UEm8wE6LD-cU4UTXp3QCtdM2-mxy.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5360545200950092578" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(192, 192, 192);"&gt;تا کی؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;جمع بندی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;آنچه پس از انتخابات خرداد امسال شاهد آن بودیم، به باور اینجانب ادامه همان سیاست و روش تمامیت خواهانه ای است که ریشه ای دیرین در نظام سیاسی ما دارد. اگر به خیل ایرانیانی که امروزه در کشورهای خارجی به سرکوب حکومتی در ایران معترضند نگاهی بیاندازیم، در میان آنان طیفهای گوناگونی را می بینیم از سلیقه های مختلف سیاسی که نقطه مشترک آنان به واقع تنها یک چیز است: همه آنها در دورانهای مختلف و در مراحل مختلف از فرایند تصمیم گیری برای سرنوشت کشورشان و مشارکت در روند سیاسی آن محروم شده اند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;حامیان حکومت شاهنشاهی، مخالفان انقلاب و ملیون غیر مذهبی، وابستگان گروههایی که در دهه شصت از چرخه قدرت طرد شدند، اصلاح طلبان و روزنامه نگارانی که در دوران اصلاحات مورد تعقیب قرار گرفتند و به خارج پناه آوردند و بسیاری دیگر، همه بیش و کم در کنار یکدیگر ایستاده ایم و  این بار هم اگر صاحبان فعلی قدرت و حاکمیت سرکوبگر موفق به مهار جنبش مردمی شوند، دیری نیز نخواهد گذشت که ما شاهد پناه آوردن موجی جدید، این بار آخرین بازماندگان اصلاح طلبی، به کشورهای خارجی خواهیم بود.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;باز هم تکرار می کنم، وجه مشترک همه ما، چه چپ گرا باشیم و چه راست گرا، چه مسلمان باشیم و چه بی دین و چه مشروطه خواه باشیم و چه جمهوری خواه، تنها در یک مساله است: همه ما را از حق مشارکت در سازو کار سیاسی و تعیین سرنوشت کشورمان محروم کرده اند. دایره خودی های نظام روز به روز تنگ تر می شود. عده ای محدود با بینش سیاسی خاص، خود را مالک بر جان و مال و ناموس مردم و سرمایه های کشورمان ساخته اند و در این راه از بکار گیری خشونت و نیروی نظامی ابایی ندارند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;نباید هرگز فراموش کنیم که آنچه ما را بیش از پیش در یک جبهه قرار می دهد، مفهومی بیش از یک دشمن مشترک است: این دردیست مشترک. خامنه ای و احمدی نژاد و مصباح و یزدی مشکل اصلی ما نیستند، همانطور که شاه و خمینی نبودند و عمرشان که به سر رسید، رفتند و اینها هم دیر یا زود می روند. مشکل اصلی روحیه تمامیت خواهی است که سالهای سال ما را به جان هم انداخته و در تمام مناسبات ما ریشه دوانده. آنجا که به تخریب یکدیگر می پردازیم و برای از میدان به در کردن دیگری از دروغ و افترا مدد می جوییم، خواسته یا ناخواسته قدم در مسیری نهاده ایم که آخر آن کودتای نظامی و زندان و شکنجه و اعدام و محرومیت مخالف از حق مشارکت در تصمیم گیری و بیان انتقاداتش است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;اکنون که تحولات سیاسی و اجتماعی ما را یک بار دیگر در راه مطالبه حقوق پایمال شده خود در کنار هم قرار داده، بیایید هشیار باشیم و این بار اجازه ندهیم  تا اهریمن استبداد و تمامیت خواهی وجدان ما را به خواب ببرد. حاکمیت این دیکتاتور هم مانند بقیه دیکتاتورهایی که پیش از او آمدند فانی ست، اما روح تمامیت خواهی و زورگویی همواره در کمین خواهد ماند تا در فرصتی مناسب یک دیکتاتور دیگر و ستم پیشه ای دیگر را زیر نام و بیرقی دیگر بر ما حاکم کند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-size:130%;" &gt;بیایید قدر این فرصت تاریخی را بدانیم و مطالبات خود را نه در حاشیه و بلکه در متن و اصل موضوع متمرکز کنیم. بیایید همه با هم خواهان نظامی دموکراتیک و چند صدایی شویم که در آن برای همه ما جایی وجود داشته باشد. نظامی که در آن افراد شایسته و لایق، فارغ از دین و عقیده و گروهبندی ها، به انتخاب ما مردم در مصدر کار بنشینند و آنان که در اقلیتند نیز بتوانند با بیان و ارائه آرای خود، حقوق اقلیت همراه با خود را پاس بدارند. نظامی که در آن حقوق و وظایف افراد در چارچوبی جز انسان بودن و ایرانی بودن آنان تعریف نشوند. نظامی که در فرهنگ لغت آن واژه هایی چون «خودی و غیر خودی» وجود نداشته باشند و هیچکس را نتوان با هیچ تعریفی «دشمن نظام» خطاب کرد. نظامی که مشروعیت خود را از مردم بگیرد و دولتمردان انتخابی در آن همواره زیر ذره بین سنجش افکار عمومی و رسانه های مستقل و منتقد قرار داشته باشند تا دیگر هیچ سیاستمداری نتواند خودسر و مستبد شود و به خود جرات دهد که با رای مردم بازی کرده و به شعور و وجدان عمومی توهین کند. نظامی که در آن هیچ ایرانی، تلخی مفهوم «پناهنده سیاسی بودن» را با گوشت و پوست خود احساس نکندـ.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5866776925527415171-1219383182669156282?l=iranfreedomcall.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/feeds/1219383182669156282/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5866776925527415171&amp;postID=1219383182669156282&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/1219383182669156282'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/1219383182669156282'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/2009/07/blog-post_20.html' title='دشمن ما و آرمان ما'/><author><name>Shobeir Sheida شبیر شیدا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10258030781842801052</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/Sl_5Fl6mPqI/AAAAAAAAAAs/30op8kDy5XI/S220/n636073127_281986_8838.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_JJ-Ilj23ZPU/SmR04fAOHiI/AAAAAAAAAB4/HeqARD29cvg/s72-c/n00007019-r-b-006.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5866776925527415171.post-7838051265512900729</id><published>2009-07-16T09:55:00.009+02:00</published><updated>2009-07-16T12:49:42.221+02:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='provocation'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='attack'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='Iran'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='Israel'/><title type='text'>Is Israel mobilizing to save the Iranian dictatorship?</title><content type='html'>&lt;div&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Signs of &lt;/span&gt;&lt;a style="color: rgb(102, 255, 153); font-weight: bold;" href="http://www.facebook.com/note_redirect.php?note_id=99039384503&amp;amp;h=ffd9c5f6ca705cb0dc86dcecf8016ffe&amp;amp;url=http%3A%2F%2Fwww.timesonline.co.uk%2Ftol%2Fnews%2Fworld%2Fmiddle_east%2Farticle6715412.ece%3FFORM%3DZZNR10" target="_blank" title="http://www.timesonline.co.uk/tol/news/world/middle_east/article6715412.ece?FORM=ZZNR10"&gt;provocative actions by Israel&lt;/a&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);"&gt; slip through our news feed. For some of us maybe unnoticed, but many of us surely know exactly what they are doing, and I should add that I find what they&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);"&gt; do really annoying!&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);"&gt; It seems that a powerful mentality among the Israeli government has found the triangle of Khamenei-Ahmadinejad-IRGC in Iran too useful &lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);"&gt;and helpful for their specific goals to let them go, or at least be weakened by powerful waves of green revolution. Now they are coming to aid their supposedly arch enemies!&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://4.bp.blogspot.com/_iY_hoC_9UOI/Sl7gEThmP8I/AAAAAAAAABU/iS9di0TgXn4/s1600-h/p35_israel_385x185_589864a.jpg"&gt;&lt;img style="cursor: pointer; width: 320px; height: 213px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_iY_hoC_9UOI/Sl7gEThmP8I/AAAAAAAAABU/iS9di0TgXn4/s320/p35_israel_385x185_589864a.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5358966971182759874" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:78%;"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(153, 255, 153);"&gt;Israeli navy in Suez Canal prepares for potential attack on Iran &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="photo photo_none"&gt;&lt;div class="photo_img"&gt;&lt;a href="http://www.facebook.com/photo.php?pid=2108032&amp;amp;op=1&amp;amp;view=all&amp;amp;subj=99039384503&amp;amp;aid=-1&amp;amp;oid=99039384503&amp;amp;id=636073127"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="clear_none"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);"&gt;There are some facts every citizen of earth should be aware of:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;ul style="color: rgb(0, 153, 0);"&gt;&lt;br /&gt;&lt;li&gt;No limited military action can ever stop the hardliners in Iran in their nuclear weapon ambitions. As long as they are in power, they will manage to enrich more and more material for their unconventional warfare and an Israeli attack (in case it doesn't lead to a disastrous conflict in the whole region, which I think it does) will only give them an excuse to openly develop their long desired nuclear bomb.&lt;/li&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;li&gt;The menace provided by Israel gives the dictators in Iran a moral high ground to unify the split political forces behind themselves. Defending the country against a foreign aggression has always been and will remain the number one priority for all Iranians. Indeed the Iraqi incursion back in 1980 played a critical role in establishing a dictatorship, instead of the desired true republic which the 1979 revolution was meant to bring to Iran.&lt;/li&gt;&lt;/ul&gt;&lt;ul style="color: rgb(0, 153, 0);"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;li&gt;Undoubtedly a democratic Iran can play a significant role in bringing a long lasting peace to the whole region, then the reform movement has already expressed its will to cooperate with the international community and not to sabotage the peace process between Israelis and Palestinians. If the government of Israel is really longing for peace and security, they shall not strengthen the position of isolated hardliners in Iran by realizing their propaganda.&lt;/li&gt;&lt;br /&gt;&lt;/ul&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);"&gt; The questions remaining over the motivation of Israeli threat in these critical times can maybe found in those &lt;/span&gt;&lt;a style="color: rgb(102, 255, 153); font-weight: bold;" href="http://www.facebook.com/note_redirect.php?note_id=99039384503&amp;amp;h=d72b5a1c1659e7a1067deb7567a7c738&amp;amp;url=http%3A%2F%2Fwww.haaretz.com%2Fhasen%2Fspages%2F1013182.html" target="_blank" title="http://www.haaretz.com/hasen/spages/1013182.html"&gt;remarks made by former Mossad chief Ephraim Halevy&lt;/a&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);"&gt; when he described Ahmadinejad as Israel's greatest gi&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);"&gt;ft. This represents an opportunistic and dangerous policy which should strongly be opposed by the international community. &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;h1&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 255, 51);"&gt;Stand with free Iran &lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 255, 51);"&gt;and stop Israeli provocative actions!&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/h1&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="photo photo_none"&gt;&lt;div class="photo_img"&gt;&lt;h1&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://4.bp.blogspot.com/_iY_hoC_9UOI/Sl7fn7VkygI/AAAAAAAAABM/dDZMH5t983A/s1600-h/Unbenannt.JPG"&gt;&lt;img style="margin: 0pt 10px 10px 0pt; float: left; cursor: pointer; width: 311px; height: 231px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_iY_hoC_9UOI/Sl7fn7VkygI/AAAAAAAAABM/dDZMH5t983A/s320/Unbenannt.JPG" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5358966483653544450" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/h1&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5866776925527415171-7838051265512900729?l=iranfreedomcall.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/feeds/7838051265512900729/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5866776925527415171&amp;postID=7838051265512900729&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/7838051265512900729'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/7838051265512900729'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/2009/07/is-israel-mobilizing-to-save-iranian.html' title='Is Israel mobilizing to save the Iranian dictatorship?'/><author><name>Freedom Call فریاد آزادی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_iY_hoC_9UOI/SlmLNF1nhZI/AAAAAAAAAAM/AwVhAIJo948/S220/ln.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_iY_hoC_9UOI/Sl7gEThmP8I/AAAAAAAAABU/iS9di0TgXn4/s72-c/p35_israel_385x185_589864a.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5866776925527415171.post-6827773782131260122</id><published>2009-07-13T04:11:00.004+02:00</published><updated>2009-07-13T17:01:49.479+02:00</updated><title type='text'>آرمانگرایی سبز ها خوب است یا بد؟</title><content type='html'>&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);"&gt;شاید شما هم از خود پرسیده باشید که آیا مفاهیمی مانند عدالت، آزادی، دموکراسی و حقوق بشر اصولا با شرایط اجتماعی و فرهنگی و سیاسی ایران امروز قابل دسترسی هستند؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);"&gt; یا شاید در گفتگو ها و بحث ها زیاد شنیده باشید که می گویند شعارهای ایده آلیستی از واقعیت به دور هستند و باید به دنبال راهکاریی بود که در وضعیت فعلی ما عملی باشند. شاید پیش آمده باشد که متهمتان کنند به تندروی، چون بجای تمرکز بر شعار «رای من کجاست؟» بحث اساسی دموکراسی در ایران را پیش کشیده اید، یا شاید از کسانی باشید که خود در شرایط فعلی با مطرح شدن این مسائل مخالفند. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);"&gt; به نظر من، تا موقعی که یک تعریف مشخص از ایده آلیسم و آرمان گرایی مورد نظرمان ارائه نکنیم، چنین بحثهایی به نتیجه نخواهند رسید. از یک طرف برپایی یک دموکراسی راستین و آزادی کامل و رعایت بدون نقص حقوق انسانی در ایران امروز به واقع بسیار دور از ذهن به نظر می رسند و از طرف دیگر چشم پوشی از این آرمان ها نیز روح و نیروی پیش برنده جنبش را از آن می گیرد. اگر برای این مفاهیم تلاش نمی کنیم، پس تمام این دردسر ها برای چیست؟ تنها تغییر نتیجه انتخابات؟ آیا هدفی که جنبش سبز ایران به خاطرش خون داده و ستم کشیده خلاصه می شود در پس گرفتن چند میلیون رای؟ مشخصا نه.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);"&gt; اگر با دید عمیق تری نگاه کنیم، در می یابیم که این ارزشهای والا در هیچ جای کره خاکی و حتی در توسعه یافته ترین کشورها هم بطور صد درصد و کامل برقرار نیستند. هیچ کشوری نمیتواند ادعا کند که در آن آزادی مطلق برقرار است، یا مردمسالاری به غایت رسیده و حقوق انسانی بی عیب و نقص پاسداشته می شوند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);"&gt; اما این هرگز دلیل نمیشود که مردم یک قدم از این آرمانها کوتاه بیایند و هدف نهایی خود را تا سطح امکانات موجود فعلی پایین بیاورند. ما می دانیم که این آرمانها ارزش هایی هستند نسبی که همیشه امکان بهبود یافتن و نهادینه تر شدن در روح آنها موجود است و همین مساله نیز آنها را چنین والا و شایسته احترام و کوشش نموده. نه تنها این مفاهیم، بلکه هرچه ما به عنوان خوب و مثبت و والا و پسندیده می شناسیم، ارزش هایی مانند عدالت، آبادانی، خوشبختی، صلح و امنیت، اینها همه در قید «نسبی بودن ماهیت ها در این جهان» اسیرند و همیشه می توان خوشبخت تر بود، آباد تر کرد، عدالت را بیشتر پاسداشت و یا امنیت پایدارتر و صلحی جهانشمول تر پی ریزی نمود.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);"&gt; به همین دلیل است که می بینیم حتی در کشورهای توسعه یافته ای که شرایط سیاسی و اجتماعی و اقتصادی در آنها شاید در مقایسه با وضعیت فعلی کشورمان بیشتر به رویایی شیرین شبیه باشند، باز هم هستند افراد و گروههایی که تمام تلاش خود را در جهت نهادینه تر شدن این ارزش ها و آرمانها ها متمرکز کرده اند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);"&gt; در حقیقت همین روح یوتوپیایی و ایده آلیستی این مفاهیم است که باعث می شود انسانها همیشه به تلاش خود ادامه دهند و رودخانه بزرگی به نام بشریت معنا و مفهومی بیابد. به عبارت دیگر، نومیدی و کوشش نکردن، تنها به صرف اینکه چنین مدینه فاضله ای در عمل دست نیافتنی است، تنها می تواند از ساده انگاری و بدبینی بدون تفکر و یا حتی تنبلی و بی مسئولیتی حکایت داشته باشد. آرمان هایی که در نهایت به تمام و کمال دست یافتنی باشند، دیگر انگیزه ای برای زندگی و ادامه تلاش کسانی که به آنها رسیده اند و نسلهایی که پس از آنان می آیند، باقی نمی گذارند. هر قدم از این راه، خود یک پیروزیست و به هدف رسیدنی که افق های جدیدی پیش روی ما باز می کند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);"&gt; این نوع آرمانگرایی را می توان به کاروانی تشبیه کرد که همواره در حرکت است و برای آن، رسیدن به هر سرمنزل نه به معنای پایان راه، بلکه به معنای آغاز سفری دیگر و تلاش برای رسیدن به سرمنزل بعدیست. کاروانی که فلسفه وجودی آن نه در «مقصد» و «رسیدن» بلکه در «راه» و «رفتن» تعریف شده.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);"&gt; بنابر این بیایید هر پیشرفتی رادر راستای آرمانهای جنبش خود پاس بداریم. غمگین نباشید و نومید، که چرا خیابانها را به زور نیروی نطامی و چماق داران از مردم خالی کرده اند. برای فشار به حاکمان تمامیت خواه همیشه راه های جدیدتری پیدا می شوند با هزینه کمتر و تاثیر افزون.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);"&gt; آزادی هر زندانی سیاسی، موضع گیری هرکدام از روحانیون و مراجع دینی در حمایت از حقوق مردم، انتقاد هریک از دولتمردان درون نظام از وضعیت فعلی و موضع گیری هر دولت و فرد و گروهی در جامعه جهانی در حمایت از جنبش مردم ایران، همه اینها دستاوردهایی هستند که بایستی به جای خود گرامی داشته شوند. هر قدم به جلو و رسیدن به هر سرمنزلی در این مسیر، هرچند به ظاهر کوچک و محدود، در حقیقت پیروزی بزرگی برای آرمانهای اصلی ما محسوب می شوند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);"&gt; در کنار این، فراموش نکنیم که به کم نباید راضی شویم و با به دست آوردن چند امتیاز محدود، اهداف آرمانی خود را نبایستی فراموش کنیم. دیر یا زود، قدرتمداران حاکم سعی خواهند کرد تا با دادن امتیازات کوچک جنبش را از راهی که در آن قدم گذاشته دور کنند و آنرا به بیراهه بکشند. حتی اگر حاکمیت راضی به «پس دادن رای» مردم هم شود (که همه ما می دانیم چنین نخواهند کرد) گرچه چنین حادثه ای یک قدم بسیار بزرگ است و یک پیروزی چشمگیر، اما به معنای پایان کار ما و هدف نهایی جنبش مردمی و منزل آخر این کاروان نخواهد بود. هوشیار باشیم و در کنار گرفتن هر امتیاز ممکن، آرمانهای بزرگ و والای خود را نیز همواره به یاد داشته  باشیم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: right;" class="photo photo_none"&gt;&lt;div class="photo_img"&gt;&lt;a href="http://www.facebook.com/photo.php?pid=2086825&amp;amp;op=1&amp;amp;view=all&amp;amp;subj=97641469503&amp;amp;aid=-1&amp;amp;oid=97641469503&amp;amp;id=636073127"&gt;&lt;img src="http://photos-b.ak.fbcdn.net/hphotos-ak-snc1/hs135.snc1/5780_101341843127_636073127_2086825_968544_n.jpg" alt="" class="" onload="var img = this; onloadRegister(function() { adjustImage(img); });" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;b&gt; &lt;span style="color: rgb(51, 255, 51);"&gt;آینده از آن ماست&lt;/span&gt; &lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;b&gt;&lt;big&gt; &lt;/big&gt;&lt;/b&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5866776925527415171-6827773782131260122?l=iranfreedomcall.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/feeds/6827773782131260122/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5866776925527415171&amp;postID=6827773782131260122&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/6827773782131260122'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/6827773782131260122'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/2009/07/blog-post_13.html' title='آرمانگرایی سبز ها خوب است یا بد؟'/><author><name>Freedom Call فریاد آزادی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_iY_hoC_9UOI/SlmLNF1nhZI/AAAAAAAAAAM/AwVhAIJo948/S220/ln.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5866776925527415171.post-8068868818587848290</id><published>2009-07-12T11:00:00.003+02:00</published><updated>2009-07-12T13:39:25.124+02:00</updated><title type='text'>A Message to our non Iranian friends</title><content type='html'>&lt;div&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-family:trebuchet ms;" &gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;First of all, thank you for your support. You may think that your moral support is not enough, but you should know that it means much to us. The suffering of my people has been almost ignored by the world for the last 30 years and now finally we are being heard. This gives us courage to continue our struggle for justice, democracy, human rights and most importantly peace, then we know that humanity is indeed united against tyranny and oppression, wherever it happens.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-family:trebuchet ms;" &gt; In addition, you can help us by spreading the information about our cause. Let your community know that our struggle is not only a matter of our stolen votes, but it's also about a nation longing for its universal rights, its dignity and peace in that region. We believe that we deserve a decent life the way people in a developed country have it as granted and we know that the potential to be a developed country is available in Iran. We are educated, we think global and we can make a great contribution to a better world, if these dictators let us decide for our own destiny.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-family:trebuchet ms;" &gt; Essential for Iranian movement is that your governments avoid recognizing this regime as the legitimate representative of Iranian people. That they put pressure on those companies which make huge deals with this regime and IRGC. Specially the kind of trade that can be used against Iranian people (weapons, police training, spy technology, satellite and web hosting, filtering, etc.) is fatal to our uprising.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-family:trebuchet ms;" &gt; Your governments can help us by providing the technology that eases the free flow of information for Iranian people. By helping us to overcome this communication blockade, the state monopoly of media in Iran and the sever censorship they are establishing.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-family:trebuchet ms;" &gt; And at last, the most crucial help for us would be a permanent pressure on this regime regarding the issue of human rights abuse. We have suffered many casualties (the official figures don't correspond the reality), and however we know it is the price we should pay for a better future, it's hard to deal with the fact that several thousands of our brothers and sisters are being jailed, held under harsh conditions, beaten and tortured on a daily basis and the arrests and house raids continue. This should stop. It is known from the past that international pressure about the human rights violations indeed has an effect and softens the aggression of security forces in Iran.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-family:trebuchet ms;" &gt; This is all that came to my mind for now. Thank you again for your support. I will update this note based on feed backs and further developments.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);font-family:trebuchet ms;" &gt; Stand with free Iran!&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="photo photo_none"&gt;&lt;div class="photo_img"&gt;&lt;a href="http://www.facebook.com/photo.php?pid=2013368&amp;amp;op=1&amp;amp;view=all&amp;amp;subj=93236989503&amp;amp;aid=-1&amp;amp;oid=93236989503&amp;amp;id=636073127"&gt;&lt;img src="http://photos-a.ak.fbcdn.net/hphotos-ak-snc1/hs115.snc1/4843_96724778127_636073127_2013368_6371191_n.jpg" alt="" class="" onload="var img = this; onloadRegister(function() { adjustImage(img); });" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5866776925527415171-8068868818587848290?l=iranfreedomcall.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/feeds/8068868818587848290/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5866776925527415171&amp;postID=8068868818587848290&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/8068868818587848290'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/8068868818587848290'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/2009/07/message-to-our-non-iranian-friends.html' title='A Message to our non Iranian friends'/><author><name>Freedom Call فریاد آزادی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_iY_hoC_9UOI/SlmLNF1nhZI/AAAAAAAAAAM/AwVhAIJo948/S220/ln.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5866776925527415171.post-5975356837607029939</id><published>2009-07-12T08:48:00.007+02:00</published><updated>2009-07-12T13:39:55.272+02:00</updated><title type='text'>سبزهای دیروز و سبزهای امروز</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;blockquote&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;توضیح: اینها را نوشتم، چون احساس کردم که شفاف نبودن ممکن است در بعضی سیاسیون کشورمان سو برداشت هایی ایجاد کند و در مرحله ای هستیم که صریح سخن گفتن شاید راهگشا تر باشد از سکوت و مصلحت جویی. تصور نمی کنم که این نوشته ها شکافی در صف جنبش به وجود بیاورد و تنها روشن می کند که هرکدام از ما کجا استاده ایم. در ضمن از قول هم نظران خود نوشته ام و به حتم هستند کسانی که جز این می اندیشند و مطالباتشان شاید محدود تر باشد و یا صرفا به رهنمودهای آقایان موسوی و کروبی پایبند هستند و تنها پشت آنچه مواضع این جنابان باشد می ایستند که نظر ایشان هم محترم است&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/blockquote&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;small&gt; &lt;/small&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;من شخصا در انتخابات اخیر شرکت نکردم. هیچکدام از تایید صلاحیت شدگان، کاندیدای مورد نظر من نبودند و اصولا حکومتی که به خود اجازه دست چین کردن کاندیداها را بدهد، از نظر من فاقد مشروعیتی بود که وجدانم را به شرکت در انتخابات برگزار شده توسط آن راضی کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با این وجود دیدم دوستان بسیاری را که یا به حمایت از میر حسین موسوی و یا مهدی کروبی در انتخابات شرکت کردند و همچنین کسانی که تن به شرکت در این انتخابات ندادند. آن دسته که فارغ از جو زدگی ها و بت سازی های مرسوم قصد مشارکت داشتند، استدلالشان همان منطق قدیمی «انتخاب بین بد و بدتر» بود و اینجانب هم به آنان حق دادم که برای رهایی از شر احمدی نژاد، یک کاندیدای اصلاح طلب از درون نظام را به هیچ ترجیح دهند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با توجه به شور و شوق و مشارکت عمومی، برای من هم مانند بسیاری دیگر انتخاب موسوی به عنوان رئیس جمهور حتمی به نظر می رسید و تنها گمانه زنی بر سر این بود که آیا او در دور اول اکثریت را به دست می اورد، یا اینکه در دور دوم وارد رقابتی با کروبی و یا، با احتمالی ضعیف تر، جدالی با احمدی نژاد خواهد شد. تصور می کنم نتایج اعلام شده در روز شنبه، رای دهندگان و کسانی که مانند من رای ندادند را به یک اندازه در بهت و ناباوری فرو برد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آنچه پس از اعلام نتایج اتفاق افتاد، اکنون افقی بسیار فراتر از یک مناقشه ساده بر سر ریاست جمهوری موسوی یا احمدی نژاد را گشوده است. واکنش بی رحمانه و البته قابل پیشبینی قدرت پرستان، قربانی شدن پایه ها و اعتبار نیم بند حکومت در راه بر کرسی نشاندن این نمایش فریب و هزینه های سنگینی که تا این لحظه مردم با جان و مال خود و عزیزانشان پرداخت نموده اند، در کنار همبستگی فرامرزی ایرانیان و جهانیان و همدلی و همراهی بی نظیر آنان با مبارزات مردم داخل ایران، همگی دست به دست هم داده اند تا فرصت بی بدیلی برای عبور از یک مرحله سرنوشت ساز و تاریخی را در کشورمان ایران فراهم سازند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در این مرحله دیگر رنگ سبز تنها نماد حامیان موسوی نیست. رنگی که تا روز انتخابات نشانه هواداران ایشان بود، اکنون تبدیل شده به نماد همه ایرانیان حق طلبی که دیگر سلطه یک حکومت تمامیت خواه قرون وسطایی را تاب نمی آورند و خواستار اصلاحات راستین و بنیادین در ساختار سیاسی و قانونی کشورشان هستند. چه ما را شورشی بنامند، چه خس و خاشاک و چه عامل بیگانه، ما مطالباتی کاملا به حق، انسانی و عقلانی داریم و تا به دست آوردن آنها از پا نمی نشینیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر این «نظام» و این «قانون اساسی» فعلی شرایطی را دارا بودند که کلیه نهاد های قدرت از طریق مشارکت دست نخورده مردم و بدون دخالت فیلتر های منصوب همان نهادها انتخاب می شدند و اگر آزادی ها و حقوق مدنی موجود و تصریح شده در آن، زیر پیش شرط گنگ و مبهم «موازین اسلامی» (که هر کس به میل و ظن و مصلحت خود تعبیرشان می کند) بیرنگ و بی معنی نمیشدند و اگر زمینه تبعیض های موجود در زمینه های جنسیتی و عقیدتی و قومیتی در آنها موجود نبودند و بسیار اگر های دیگر، آنگاه ما نیز سخنی نداشتیم و همت می گماشتیم به درخواست اصلاحات در چارچوب های موجود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما زمانی که ساختار این «نظام» و این «قانون اساسی» قابلیت برقراری عدالت، انتخابات آزاد و دموکراسی راستین، پاسداری از حقوق انسانی و شهروندی و تفکیک قوا را ندارد و اگر از دل این نظام جز حکومت نظامیان و مقدس نمایان و تضییع حق مردم بیرون نمی آید، بله آنگاه، بر خلاف سخن آقایان موسوی و کروبی ما دقیقا خواستار شکسته شدن این ساختار و تغییر بنیادین در آن می باشیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چرا می بایست پس از این همه سختی و تحمل چنین هزینه هایی تن به حفظ نظامی بدهیم که بر پایه «ولایت مطلقه فقیه» هر لحظه ظرفیت آن را دارد که حقوق مردم و امنیت آنان را به پشیزی گرفته و آنها را بازیچه قدرت طلبی خشک ذهنان تمامیت خواه و جنگ طلبان تند رو نماید؟ چرا باید در صدد حفظ نظامی باشیم که یک امر شخصی و روحانی مانند دین در آن وسیله و بهانه اعمال فجیع ترین ستم ها و نا مردمی ها گشته است؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چند نفر باید در طول سالیان قربانی شوند و تا چند سال می بایست کشور ما با وجود منابع غنی و ظرفیت های انسانی در شمار کشور های «در حال توسعه» باقی بماند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تا کی باید میلیونها ایرانی ناچار از جلای وطن و اقامت در کشورهایی باشند که به ازای ارائه امنیت و حقوق انسانی و شهروندی، تمام استعداد ها و ظرفیتهای آنان را برای رشد و توسعه هرچه بیشتر خود به کار می گیرند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جناب آقای موسوی و جناب آقای کروبی و دیگر اصلاح طلبان درون نظام که تا این لحظه هرچند کجدار و مریز، در کنار مردم باقی مانده اند و همراه با آنان متحمل سختی و خسارت شده اند باید توجه فرمایند که برای جوانان امروز این مرز و بوم، چیزی مقدس تر و بالاتر از سر فرازی کشورشان و آینده ای روشن و پر امید برای مردم میهنشان قرار ندارد. با هیچ استدلالی نمی توان ما را قانع نمود که «حفظ نظام» و «راه امام» را به عنوان مفاهیمی گنگ و بیگانه با واقعیت زندگی امروز، بالاتر از خواسته های مشروع و انسانی خود قرار داده به خط قرمز هایی بی معنی و حتی در ذات خود مساله دار تن در دهیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما به نسلی تعلق داریم که سوالات و نقد های جدی نسبت به روند انقلاب و وقایع سالهای اولیه آن دارد. ما آنجایی که پای حقوق انسانیمان به میان بیاید مرید و سر سپرده هیچکس، چه زنده و چه مرده، نیستیم. ما باور داریم که هیچ انسانی خالی از خطا نیست و دلیلی نمیبینیم که آنچه را آیت الله خمینی مد نظر داشته و آنچه را که شما «راه امام» می نامید لزوما تایید کنیم، بخصوص با توجه به شواهد تاریخی نقش مستقیم وی در بی عدالتی ها و اشتباهاتی مانند کشتار زندانیان سیاسی.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نسل جوان امروز، دقیقا به آنچه می خواهد آگاهی و ایمان دارد و اگر جز این بود، این چنین بی محابا خود را آماج خشونت مزدوران قدرت نمی کرد و به جای سینه سپر نمودن مقابل وحشیگری های سرکوبگران، کنج عافیت را به باتوم و گاز اشک آور و گلوله ترجیح می داد. کسانی که با وجود تمام خطرها به خیابان می آیند و با متمدنانه ترین و مسالمت آمیز ترین روش ها فریاد «مرگ بر دیکتاتور» سر می دهند، نه سرسپردگان این کاندیدا هستند و نه مریدان آن امام راحل.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اینان آزادی می خواهند و برابری، احترام به شان انسانیشان و اختیار مشارکت آزاد در تعیین سرنوشت کشورشان و حاکمیتی که در خدمت آنان باشد و شرایط رشد و شکوفایی استعداد ها و شخصیتشان را فراهم کند و آنان را محترم بدارد. نه حکومتی چنین بیگانه با مردم و چنین ظالم و در عین حال بی کفایت. مگر ما از جوانانی که در کشورهای توسعه یافته زندگی می کنند چه کم داریم؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقایان موسوی و کروبی تا زمانی که در کنار مردم ایستاده اند و پشتیبان خواسته های به حق آنان هستند، مورد احترام و حمایت ما هستند و ندای گویای ما در گوشهای سنگین مقامات نظام. اما اگر روزی به بهانه هایی ناپذیرفتنی مانند «مصلحت نظام» و «خط امام» تصمیم به تضعیف جنبش مردمی بگیرند، آنگاه دیگر از مشروعیت و اعتبار برخوردار نبوده راهشان از جنبش آزادی خواهی جدا خواهد شد.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;" class="photo photo_left"&gt;&lt;div class="photo_img"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;a href="http://www.facebook.com/photo.php?pid=2080416&amp;amp;op=1&amp;amp;view=all&amp;amp;subj=97348214503&amp;amp;aid=-1&amp;amp;oid=97348214503&amp;amp;id=636073127"&gt;&lt;img src="http://photos-a.ak.fbcdn.net/hphotos-ak-snc1/hs155.snc1/5780_101010148127_636073127_2080416_6521808_a.jpg" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;" class="clear_left"&gt;  &lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;رنگ سبزی که ما امروز می پوشیم و طومار سبزی که ما امروز امضا می کنیم، تفاوت دارد با رنگ سبزی که دیروز هواداران آقای موسوی بر تن می کردند. امروز، هرکس که دلش در گرو مهر ایران و ایرانی است و دل نگران آینده خود و مردمش، سبز می پوشد و دنیا نیز ما را به این رنگ می شناسد. دیگر نمی توان گفت سبز یعنی موسوی. امروز سبز یعنی آزادی خواهی، مبارزه مدنی و بدون خشونت با دیکتاتور و امید به آینده ای روشن در شان ایران و ایرانی.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر لبخندها وشادی های کوچک دیروز سبزها در ستاد موسوی به امید اندکی گشایش و ذره ای هوای تازه در جو خفقان زده ایران بود، امروز پیشانی گره خورده سبزهای ایرانی و تن کبود شده و زخمی آنان نمایانگر عزم و اراده ای است آهنین در راه ایجاد یک تغییر پایدار و پایان دادن به یکه تازی تمامیت خواهان بیگانه با مردم.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;big&gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;آینده از آن ماست&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/big&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5866776925527415171-5975356837607029939?l=iranfreedomcall.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/feeds/5975356837607029939/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5866776925527415171&amp;postID=5975356837607029939&amp;isPopup=true' title='2 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/5975356837607029939'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5866776925527415171/posts/default/5975356837607029939'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranfreedomcall.blogspot.com/2009/07/blog-post.html' title='سبزهای دیروز و سبزهای امروز'/><author><name>Freedom Call فریاد آزادی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_iY_hoC_9UOI/SlmLNF1nhZI/AAAAAAAAAAM/AwVhAIJo948/S220/ln.jpg'/></author><thr:total>2</thr:total></entry></feed>
